دهمین جلسه از دوره هفتادم سری کارگاههای آموزشی و خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی ابنسینا با استادی مسافر محسن، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافرحسین با دستورجلسه، "در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره 60 من چه کرده ام" در روز چهارشنبه 30 اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد جلسه:
سلام دوستان محسن هستم، یک مسافر. خدا را شکر میکنم که این خدمت نصیبم شد. پیش از شروع صحبت، میخواستم از ایجنت شعبه و مرزبانی محترم و استادانی که اینجا بودند تشکر کنم. من حدود ۱۰ ماه و هفت روز سفر جونز در این شعبه انجام دادم. یک جمله هست که میگوید: «هر کس از این در آمد، نانش دهید و از ایمانش نپرسید.» من این را به وضوح اینجا دیدم. یعنی استادانی که اینجا لژیون داشتند، با چه محبتی رفتار میکردند. آن محبت را از چهرههایشان میدیدم، هرچند بسیاری از آنها را نمیشناختم، اما محبتشان واقعاً بیریا بود. از این بابت از آنها تشکر میکنم که به من اجازه دادند در کنارتان آموزش ببینم تا بتوانم به آن نقطهای که رهایی است برسم. در مورد استحکام پایههای مالی و علمی کنگره، من چه کردهام؟ ابتدا میخواستم ببینم کنگره چه چیزهایی به من داده است. آنها را روی ترازو بگذارم. وقتی وارد کنگره شدم، کنگره به من سفر دی اس تی را داد، و بعد، درمان اعتیاد را. آن را روی یک کفهٔ ترازو گذاشتم. سپس درمان سیگار را انجام دادم و آن را هم روی کفهٔ ترازو گذاشتم. بعد درمان چاقی، (اضافه وزن ) را ،هم که کنگره به من داد، روی کفهٔ ترازو گذاشتم. به حساب من، کنگره سه تا جان به من داده است. سه بار مرا زنده کرده است. چند وقت پیش داشتم فکر میکردم ،من هرچقدر تلاش کنم، چه با خدمت مالی و چه معنوی، قادر به جبران نیستم.آن سمت کفه ترازو هر چه بگذارم هیچ وقت برابر نمیشود.چون جان(سلامتی) قیمت ندارد. من پیش از این نمیتوانستم از مسیر خانهام تا جایی که میخواستم درمان شوم،(کنگره 60)راحت برم.
چون کرایه تاکسی نداشتم و به سختی جور میکردم. به واسطهٔ مصرف مواد مخدر و سقوطی که کرده بودم تا ته اعماق تاریکی ، کلید خانهٔ خودم را به من اطمینان نمیکردند بدهند، اما الان به من جایگاه استادی دادهاند.خب آقای مهندس راهی را نشان دادند و من فقط مثل آن نقطهچین (جای خالی ) را شما پر کنید ، همان کار را کردم. هیچ کار سختی انجام ندادم. آن موقعهایی که مینشستم پای تلویزیون و ساعتها فیلم نگاه میکردم، الان مینشینم ساعتها سیدی مینویسم. مینشستم ساعتها با گوشی بازی میکردم، الان ساعتها مینشینم مطالعه میکنم. این آگاهی و این آموزش را چه کسی به من داده ؟ کنگره به من داده . من به واسطهٔ اینها هیچ کاری برای کنگره نکردهام. حالا از لحاظ مالی بیایم کمک کنم، در سطح جهانی هم کمک کنم، باز هم من عقب ترم و نمیتوانم کفهٔ ترازو را پر کنم. خود کنگره بر دو اصل اساسی و اصلی برپا شده است: یکی علمی، یکی مالی. حدود ۱۵۰ شعبه در سراسر کشور هست، و این شعبه ها نیاز به کمک مالی دارند.همچنین برای احداث شعبه جدید نیاز مالی وجود دارد که باید همه ما تمام توانمان را در این راستا بگذاریم. درنوشتارِ کنگرهٔ ۶۰ گفته شده است که تحقیقات علمی ما جزو ستون اصلی و اساسی کنگره 60 است. امیدوارم همه ما در این وادی ها شریک باشیم و قدمی در راستای پیشرفت علمی و مالی کنگره 60 برداشته باشیم . ازهمهٔ شما تشکر میکنم که به صحبتهای من گوش دادید.

تنظیم و تایپ: مسافرمهدی لژیون دوازدهم
عکس: مرزبان خبری
نگارنده: مسافر محمد لژیون دوازدهم
- تعداد بازدید از این مطلب :
10