English Version
This Site Is Available In English

درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان

درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان

جلسه یازدهم از دوره سیزدهمِ سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی یوسف، با استادیِ مسافر علیرضا، نگهبانیِ مسافر نوروز و دبیریِ مسافر فرهاد، با دستور جلسه “آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی" روز شنبه، ۱۶ خردادماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:

در کنگره جمله‌ای معروف است که می‌گویند: «درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان.» روزهای اول که خودم وارد کنگره شدم، فقط به دنبال ترک بودم و اصلاً نمی‌دانستم درمان یعنی چه، بیماری چه اتفاقی می‌افتد. اما هرچه جلوتر رفتم، فهمیدم که موضوع کاملاً تغییر می‌کند.

وقتی صحبت از تعادل می‌شود، یعنی پایداری؛ پایداری در انجام کارهای روزمره، پایداری در غذا خوردن، مسافرت رفتن و مهمانی رفتن. زندگی من به دو بخش قبل از کنگره و بعد از کنگره تقسیم می‌شود؛ آموزش‌هایی که پس از ورود به کنگره گرفتم، کاملاً متفاوت بود با آنچه قبل از آن انجام می‌دادم.

وقتی فکر می‌کنم، می‌بینم حتی قبل از اینکه مصرف‌کننده مواد مخدر شوم، تعادل در من وجود نداشت. ممکن است کسی مصرف‌کننده نباشد اما بی‌تعادل باشد؛ چه کارمند باشد، چه کاسب، فرقی نمی‌کند. اما خوبی کنگره این است که با آموزش‌ها و روش درمانش، تعادل را در فرد ایجاد می‌کند و این فعالیت‌ها به همین خاطر انجام می‌شود.

آداب یعنی آداب زندگی کردن. کسی که تعادل ندارد، اطرافیانش نیز در رنج هستند. یادم می‌آید وقتی عید می‌شد و می‌خواستیم به مهمانی برویم، به خاطر شرایط خودم یا خانواده، یا مسائل دیگر، نمی‌رفتم. این باعث می‌شد که ارتباطم با خانواده قطع شود و آن‌ها نیز در رنج باشند.

کسی که بی‌تعادل است، اطرافیانش بیشتر رنج می‌برند. مثلاً زمانی که به مهمانی می‌رفتیم، تا ساعت ۱۱ یا ۱۲ شب و حتی تا ۳ صبح مهمانی ادامه داشت و صاحب‌خانه در دردسر بود. حالا فرض کن خانه آپارتمانی باشد و بخواهی پایین بیایی؛ اوضاع پیچیده می‌شود. همه این‌ها به این دلیل بود که من آداب معاشرت را رعایت نمی‌کردم، چه به خاطر مصرف مواد مخدر، چه به دلیل ناآگاهی.

اما واقعاً باید خدا را شکر کنم که پایم به کنگره باز شد. اینجا بود که فهمیدم آداب یعنی چه، تعادل یعنی چه، مهمانی رفتن یعنی چه، و طرز صحبت کردن چگونه است. وقتی بزرگترت را می‌بینی، حتماً باید اول به او سلام کنی. خوابیدن و بیدار شدن نیز ساعت مشخصی دارد. یادم می‌آید آن زمان ساعت ۱۱ صبح از خواب بیدار می‌شدم و چند کوچه پس‌کوچه می‌رفتم تا کسی من را نبیند و نپرسد چرا.

خدا را شکر که این بی‌تعادلی تا حد زیادی حل شد و یقیناً از این به بعد هم بهتر خواهد شد. هر کسی که وارد کنگره می‌شود، اگر درست سفر کند، در همان چهار یا پنج ماه اول، تغییراتش در طرز پوشش و لباس پوشیدن کاملاً مشهود است و به تدریج به تعادل می‌رسد.

ضبط صدا: مسافر محمدرضا، خدمتگزار سایت
عکاس: مسافر محمدرضا، خدمتگزار سایت
تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر پدرام، خدمتگزار سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .