English Version
This Site Is Available In English

آداب معاشرت و راه رسیدن به تعادل

آداب معاشرت و راه رسیدن به تعادل

مشارکت گروهی همسفران لژیون چهارم در مورد دستور جلسه "آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل بی‌تعادلی"

همسفر اکرم

به نظر من یکی از مهم‌ترین آموزش‌هایی که در کنگره۶۰ می‌آموزیم نحوه درست ارتباط با دیگران است. ادب فقط در سلام کردن یا احترام گذاشتن خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در نوع صحبت کردن، گوش دادن، رفتار کردن و حتی طرز فکر ما نیز نمود پیدا می‌کند. گاهی ممکن است انسان از نظر مالی یا علمی در جایگاه خوبی باشد؛ اما اگر ادب نداشته باشد نمی‌تواند ارتباط مؤثری با دیگران برقرار کند. ادب باعث می‌شود انسان در دل دیگران جای بگیرد و احترام متقابل به وجود آید. در مقابل بی‌ادبی باعث رنجش، فاصله گرفتن افراد و به هم خوردن روابط می‌شود.

آفای مهندس می‌فرمایند: ادب یکی از نشانه‌های تعادل است. زمانی که انسان به تعادل نزدیک می‌شود در گفتار و رفتارش نیز آرامش و احترام بیشتری دیده می‌شود. فرد متعادل قبل از سخن گفتن فکر می‌کند و احساسات خود را کنترل می‌کند؛ اما در بی‌تعادلی ممکن است بدون تفکر صحبت کند و بعد از گفته‌های خود پشیمان شود. من در کنگره یاد گرفته‌ام که برای رسیدن به تعادل باید آموزش ببینم، از تجربه دیگران استفاده کنم و در رفتارهای روزانه خود دقت بیشتری داشته باشم. وقتی با ادب و احترام با دیگران برخورد می‌کنیم، محیطی آرام‌تر و روابطی سالم‌تر خواهیم داشت. امیدوارم بتوانم این آموزش‌ها را ابتدا در خانواده و سپس در جامعه به کار بگیرم تا به انسانی متعادل‌تر و مؤثرتر تبدیل شوم.

همسفر بهجت

با احترام به دستور جلسه آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی باید بگویم که کنگره۶۰ نامی است که نقطه عطفی را در زندگی من رقم زد. مسافر من با سال‌ها تخریب ناشی از مصرف هروئین و شیشه به توصیه یکی از دوستان وارد کنگره شد و من نیز پس از چند ماه به عنوان همسفر به این مکان ورود پیدا کردم. آن روزها تصور من این بود که کنگره تنها یک درمانگر اعتیاد است و من برای رهایی مسافرم از بند اعتیاد باید این مسیر را طی کنم غافل از اینکه خودم بیش از هر کسی نیازمند رهایی بودم، رهایی از بندهایی که شاید مانند مصرف مواد مخدر آشکار نبودند؛ اما در صور پنهان من تخریب‌های بسیاری ایجاد کرده بودند.

جهان‌بینی کنگره۶۰ به من آموخت که اگر فردی بنا به هر دلیلی دچار آشفتگی و عدم تعادل بود یا آداب معاشرت را در زندگی فرا نگرفته بود، من در برخورد با او تعادل خود را حفظ کنم و با بی‌ادبی و بی‌نزاکتی پاسخ ندهم؛ بلکه رفتاری مناسب و شایسته داشته باشم. همچنین یاد گرفتم که اجازه ندهم شهر وجودی من نیز دچار بی‌تعادلی و به‌هم‌ریختگی شود. آقای مهندس با ذرات وجودی سرشار از عشق و انوار الهی، این مکان امن و مقدس و این بستر ناب را برای من و امثال من بنا کردند تا در آن آموزش بگیریم و خدمت کنیم. به گفته استاد سردار هدف از آمدن ما به این بعد و حتی خلقت ما همین است.

ناسپاسی آفت انسان و انسانیت است. من بهجت، از خداوند متعال سپاسگزارم که مرا با کنگره ۶۰ آشنا کرد و به این مسیر هدایت نمود. همچنین از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان سپاسگزارم که این کلیدها و کلیدواژه‌ها را در اختیار من قرار دادند تا بتوانم بر مسائل و مشکلات زندگی‌ام فائق آیم و مفاهیمی چون سعی و تلاش، صبر و شکیبایی، عشق و ایمان حقیقی را بیاموزم. امیدوارم با خدمت مستمر در این مکان و در این مسیر، در جهت تداوم راه جناب آقای مهندس در کنگره۶۰ ایفای نقش کنم و بتوانم ذره‌ای از دین خود را ادا نمایم.

همسفر مهدیه

آقای مهندس در سی‌دی آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی و تعادل و بی‌تعادلی می‌فرمایند: تعادل یکی از مهم‌ترین مسائل زندگی انسان است. تعادل یعنی پایداری، آرامش و متانت و هرچه انسان از تعادل فاصله بگیرد آرامش خود را از دست می‌دهد. آداب معاشرت نیز ارتباط مستقیمی با تعادل دارد. کسی که ادب را رعایت می‌کند به تعادل نزدیک‌تر است و کسی که بی‌ادبی می‌کند از تعادل دور می‌شود. در جهان‌بینی هدف فقط درمان نیست؛ بلکه رسیدن به تعادل است و به همین دلیل گفته می‌شود تعادل فوق درمان است.

ادب یک روش و آیین است و همه امور زندگی آداب خاص خود را دارند از غذا خوردن و سخن گفتن گرفته تا رفتار با دیگران. انسان باید با احترام صحبت کند، حریم شخصی دیگران را رعایت نماید، وقت‌شناس باشد و از دروغ و سخن‌چینی دوری کند. در کنگره نیز رعایت نظم، احترام و قوانین از اصول مهم آداب معاشرت است. به نظر من هیچ انسانی ذاتاً بد نیست و اگر رفتار نادرستی از او سر می‌زند به دلیل ناآگاهی است. هرچه آگاهی انسان بیشتر شود ادب، تعادل و انسانیت نیز در او بیشتر نمایان می‌شود.

همسفر مریم

آداب را اگر بخواهم در کنگره معنا کنم به نظر من یعنی سعی کنم در جلسات به موقع و سر ساعت حاضر شوم و فرمانبرداری را بیاموزم. با نوشتن سی‌دی‌ها آرام‌آرام در درون خودم تغییر ایجاد کنم و وادی‌ها را به مرحله اجرا برسانم و فقط یک شنونده نباشم. برای اینکه از مرحله تغییر به تبدیل و سپس به ترخیص برسم، باید به تدریج از پیله خود خارج شوم. یکی از راه‌های رسیدن به این هدف، خدمت کردن در کنگره است. با خدمت کردن می‌توانم گره‌های درونی خود را بشناسم و در مسیر تبدیل شدن قدم بردارم.

در کنگره باید پوشش مناسب و آراسته داشته باشم و قوانین مربوط به پوشش را رعایت کنم. زمانی که استادی را می‌بینم با احترام از جای خود بلند شوم و عرض ادب کنم. در جلسات سکوت را رعایت نمایم و در لژیون مشارکت داشته باشم. همچنین تلاش کنم از هر ضد ارزشی دوری کنم و آنچه را در کنگره می‌آموزم در زندگی و در ارتباط با مردم به کار بگیرم. از جمله اینکه محبت بلاعوض را تمرین کنم و با انجام ارزش‌ها، خود را به روح خویش نزدیک‌تر و از خواسته‌های نفس اماره دورتر سازم.

رابط خبری: همسفر بهجت رهجوی راهنما همسفر لیلا(لژیون چهارم)
ارسال و ویرایش: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی صالحی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .