English Version
This Site Is Available In English

درمان تفکر

درمان تفکر

رهجوهای لژیون یازدهم در ارتباط با دستور جلسه نوشتند:

راهنما همسفر سمیه

تعادل در لغت به معنای پایداری است؛ پایداری در جسم، روان و جهان‌بینی. در واقع تعادل مرحله‌ای فوق درمان است؛ چراکه جامعه درمان را فقط در جسم و روان می‌داند، حال آن‌که کنگره۶۰، معتقد است درمان فرد باید در تفکر او نیز حاصل شود؛ به همین جهت از واژه تعادل استفاده می‌کند. تعادل ارتباط مستقیم با ادب دارد؛ به عبارتی کسی‌که متعادل باشد قطعاً مؤدب هم است یا کسی‌که به آداب و رسوم معتقد باشد قطعاً فردی متعادل است.

آداب به معنای رسم و رسوم، روش و سنت است، به مجموع رعایت آداب، ادب گفته می‌شود. به قول آقای مهندس: زمانی‌که انسان از نفس حیوانی گذر می‌کند و وارد نفس انسانی می‌شود، باید این را بداند هیچ مرحله و حرکتی در زندگی وجود ندارد که فاقد روش و اصول باشد، باید آداب آن‌ها را بدانیم و رعایت کنیم؛ از غذا خوردن و لباس‌ پوشیدن گرفته تا حرف زدن و تربیت فرزندان و هرآن‌چه که می‌توانیم فکر کنیم. مثلاً: باید بدانیم چه زمانی، به چه میزان، از چه نوع غذایی استفاده کنیم یا بدانیم بسته به مکانی که می‌خواهیم برویم چه لباسی بپوشیم، نمی‌توانیم لباس اداری را در مجلس عروسی و یا لباس مجلسی را در مکان اداری بپوشیم.

جالب این‌جا است که رعایت نکردن آداب و بی‌ادبی کردن می‌تواند تعادل انسان را مختل کند؛ به عنوان مثال؛ ندانستن و رعایت نکردن آداب غذاخوردن یا ورزش کردن، آسیب مستقیم به جسم زده و روان را هم هدف می‌گیرد یا اگر روش درست فکر کردن را ندانیم، مستقیماً روی جهان‌بینی اثر می‌گذارد، در این صورت هرکدام از این اضلاع آسیب ببینند، تعادل هم مختل می‌شود.

همسفر لیلا
تعادل یعنی: پایداری و عدالت که از ریشه همین لغت است و باید همه‌‌چيز سر جای خود باشد. امروزه بشر ذره‌‌ذره از تعادل خارج شده است، بی‌تعادلی فقط در قشر مصرف‌کننده نیست؛ بسیاری از افراد تحصیل‌ کرده وجود‌ دارند که از تعادل برخوردار نیستند و وقتی انسان تعادل نداشته باشد، باعث رنجش و ناراحتی اطرافیان می‌شود. تعادل و آداب معاشرت به یکدیگر مربوط می‌شوند، چون کسی‌که ادب دارد تعادل هم دارد و کسی‌که بی‌ادب است، تعادل ندارد. ادب یعنی روش، آیین، هر چیزی دارای آدابی است که مجموع این آداب به‌ عنوان‌ ادب اطلاق می‌شود؛ به کسی‌که بیشترین آداب را در زمینه‌های مختلف داشته باشد انسان با ادب می‌گویند.

رسم یعنی؛ روش، وقتی از مرحله حیوانی وارد مرحله انسانی می‌شویم هر چیزی تعریف شده و رسم خود را دارد؛ یعنی در مرحله انسانی هیچ چیزی وجود ندارد که قانون، روش و متد نداشته باشد. به‌طور کلی در دنیا انسان بد وجود ندارد، اگر بی‌ادبی صورت می‌گیرد از سر ناآگاهی است و تمام بدبختی بشر از جهل و نادانی است؛ گاهی بعضی واژه‌ها و مفاهیم در یک جامعه عوض می‌شوند که بسیار خطرناک است، مثلا: به کسی‌که دزد، رشوه‌گیر یا اختلاس‌گر است، می‌گوییم: زرنگ، در‌صورتی‌که این اشتباه است. زمانی آقای مهندس می‌گفتند: ترک اعتیاد، بعد فرمودند: اشتباه است درمان اعتیاد که در فیزیولوژی و روان انجام می‌گیرد؛ درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان است، در کنگره۶۰، بیماری اعتیاد به درمان و انسان به تعادل می‌رسد.

رابط‌خبری: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون یازدهم)
ویرایش: همسفر یاسمن رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون شانزدهم) دبیر سایت
ارسال: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون هفدهم) نگهبان سایت

همسفران نمایندگی شفا مشهد

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .