English Version
This Site Is Available In English

آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی

آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی

به نام قدرت مطلق الله

آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی.
در سی‌دی آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، بنیان کنگره ۶۰ در مورد دستور جلسه، توضیحات بسیار جالب و شنیدنی را ارائه نمودند که به همه عزیزان پیشنهاد می‌کنیم این سخنان مهم و ارزشمند را از دست ندهند. همان‌گونه که می‌دانیم کنگره ۶۰ به کرات این مسئله را عنوان نموده است که درمان، فوق ترک است و تعادل فوق درمان. به واقع، کنگره ۶۰ مرکزی برای ترک اعتیاد نیست، مرکزی برای صرف درمان اعتیاد هم نیست؛ کنگره ۶۰ جایی است برای رسیدن به درمان قطعی اعتیاد همراه با تعادل.

یکی از مفاهیم واژه تعادل، پایداری است، هر ساختاری که در مقابل نیروها و فشارهای وارده، قوام، استحکام و پایداری خود را حفظ نماید، می‌توانیم بگوییم که تعادل دارد؛ بنابراین یکی از دلایل درمان موفق و پایدار در کنگره ۶۰ رسیدن به تعادل است. اگر درصد برگشت به اعتیاد در رهاشدگان کنگره ۶۰ بسیار پایین است به این دلیل است که آن‌ها نه‌تنها به درمان رسیده‌اند، بلکه به موازات درمان، به تعادل نیز رسیده‌اند؛ یعنی به پایداری و تعادل در زندگی رسیده‌اند.

تعادل مفهوم دیگری نیز دارد که در ریشه این واژه یعنی عدل و عدالت نهفته است. پایداری نتیجه عدالت است. برای مثال اگر یک داربست فلزی را در نظر بگیریم چه زمانی این داربست پایداری خود را در حالات مختلف مانند تحمل بارهای سنگین یا باد و طوفان حفظ می‌کند؟ زمانی که نیروی وارد به آن، عادلانه بین پایه‌های آن تقسیم شود. اگر نیروهای وارد شده به شکل صحیح تقسیم نشوند؛ داربست پایدار نخواهد بود.

انسان نیز زمانی که نیروها و انرژی‌های خویش را به جای خود استفاده نماید؛ می‌تواند مفهومی از عدالت باشد که این مسئله بیانی از مفهوم تعادل است. ذهن ما ممکن است به‌طور ناخودآگاه با شنیدن واژه عدالت به یاد برابری و یکسان بودن بیافتد؛ اما باید بدانیم که عدالت به مفهوم برابری، یکسان بودن و عدل بالسویه نیست. عدالت یعنی هر چیزی در جای خودش و به قدر خودش؛ شاید یکی کمتر و یکی بیشتر، جایی کم و جایی زیاد باشد.

در مثالی که عرض شد، بر یک پایه نیروی کم وارد می‌شود و بر پایه دیگر نیروی زیاد و این مفهوم عدالت است. در مثلث درمان اعتیاد، بار درمان روی سه ضلع جسم، روان و جهان‌بینی به صورت مساوی تقسیم شده است. تعادل در درمان یعنی رسیدن هر سه ضلع به درمان و سلامتی و یا در مثلث دانایی هر سه ضلع آموزش، تفکر و تجربه باید رشد داشته باشند در غیر این صورت به دانایی نخواهیم رسید.

خارج از بحث درمان اعتیاد، تعادلی که مدنظر کنگره ۶۰ می‌باشد، به استناد کتاب عشق، چهارده وادی برای رسیدن به خود و تشریح انسان تک‌بعدی و دوبعدی، تعادل در تمامی سطوح زندگی است. انسان‌هایی که در زندگی به کار، تفریح، ورزش، آموزش، خانواده، مادیات، معنویات و همه امور خود توجه دارند و برای آن‌ها برنامه‌ریزی می‌کنند؛ می‌توان گفت که نیروهای خود را به‌صورت عادلانه در بخش‌های مختلف زندگی تقسیم کرده‌اند و از زندگی خود لذت می‌برند.

دستور جلسه این هفته آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی است. یکی از مصادیق بارز مفهوم تعادل در زندگی انسان، موضوع آداب معاشرت و ادب است. آداب جمع واژه ادب است، یعنی اگر ادب را در امور مختلف آموخته باشیم و رعایت کنیم در حقیقت آداب معاشرت را رعایت کرده‌ایم. معاشرت نیز هم‌خانواده عشیره و عشرت است و به‌نوعی مفهوم زندگی اجتماعی. پس زندگی اجتماعی و روابط اجتماعی با دیگر انسان‌ها یا معاشرت، آداب و آیین و رسوم خاص خود را دارد که باید بلد باشیم.

اجرای این آداب یکی از تجلیات مهم مبحث تعادل است و رعایت نکردن آن دلیل بر بی‌تعادلی. در فرهنگ ما و دیگر فرهنگ‌ها، ادب و مؤدب بودن جایگاه بالایی دارد و به استناد خرد جهانی، تمام انسان‌ها مؤدب بودن را دوست دارند و بی‌ادبی را نمی‌پسندند. ادب و رعایت آن می‌تواند سازنده زیباترین لحظات زندگی ما باشد و بالعکس بی‌ادبی می‌تواند زشت‌ترین و تلخ‌ترین لحظات زندگی ما را رغم بزند.

ممکن است سؤال شود که این‌ها چه ربطی به موضوع درمان اعتیاد در کنگره ۶۰ دارد؟ باید بگوییم همان‌طور که در ابتدای مطلب گفته شد؛ درمان و به دنبال آن رسیدن به تعادل، رمز پایداری ما در زندگی است و کسی که مصرف‌کننده مواد مخدر بوده و اکنون به رهایی رسیده است بایستی به این پایداری و تعادل رسیده باشد و در غیر این صورت در درمان موفق نخواهد بود.

راه‌اندازی سیستم ایکس در درمان اعتیاد مهم‌ترین مسئله است، اما تنهاترین مسئله نیست. طریقه درست زندگی کردن نیز بخشی از پروسه درمان و تعادل است. پس اگر می‌خواهیم در زندگی، انسانی پایدار و متعادل باشیم، لاجرم بایستی این آموزش‌ها را پشت سر بگزاریم. آداب معاشرت، مبحثی بسیار گسترده است که تقریباً تمام جنبه‌های زندگی ما را در برمی‌گیرد و در اینجا به صورت خلاصه نمونه‌هایی که نگهبان کنگره ۶۰ در جلسات مختلف به آن‌ها اشاره کرده‌اند را بیان می‌کنیم.

۱. وضعیت ظاهری ما در کنگره ۶۰
نگهبان کنگره ۶۰ بارها و بارها به این موضوع اشاره کرده‌اند که اعضای کنگره ۶۰ بایستی از نظر ظاهر بسیار مرتب، شیک و درعین‌حال ساده باشند. ما باید خوش‌تیپ، زیبا و خوش‌لباس باشیم اما نه برای تفاخر و فخرفروشی و برتری‌جویی. اعضای کنگره ۶۰ از پوشیدن تی‌شرت‌هایی که شبیه زیرپوش هستند و همین‌طور پوشیدن شلوارهای جین پاره که مد بعضی جوانان است خودداری می‌کنند . البته جین معمولی هیچ ایرادی ندارد.

خواباندن پاشنه کفش و یا باز گذاشتن دکمه‌های پیراهن، زشت و بی‌ادبانه است. استفاده از زنجیرهای جورواجور و به گردن انداختن آن‌ها و تعداد زیادی انگشتر در دست داشتن مسئله‌ای است که در کنگره نهی شده است. در مورد ریش یا محاسن، نگهبان کنگره ۶۰ می‌گویند آن‌هایی که می‌خواهند ریش داشته باشند خیلی عالی است اما ریش‌های عجیب‌وغریب با اشکال غیرمتعارف در صورت، مثل زیر چانه و خطوط جورواجور در کنگره متعارف نیست. کسانی هم که نمی‌خواهند ریش داشته باشند باید به صورت منظم صورت خود را اصلاح کنند.

زیبایی و درعین‌حال سادگی، وضعیتی است که کنگره ۶۰ از ما می‌خواهد. اعضای کنگره ۶۰ در جلسات کنگره از پیراهن سفید استفاده می‌کنند. کسانی که در کنگره جایگاه خدمتشان دارای شال است، برای استفاده از شال حتماً بایستی پیراهن سفید رسمی بپوشند؛ بنابراین یک نفر که نگهبان جلسه است یا کمک راهنما یا مرزبان یا ایجنت یا دیده‌بان نمی‌تواند با پیراهن آستین‌کوتاه شال بیندازد. کلاً در کنگره ۶۰ منظور از پیراهن سفید، پیراهن آستین‌دار کلاسیک است و نمی‌توانیم پیراهن آستین‌کوتاه بپوشیم و یا پیراهن خود را روی شلوار بیندازیم . پیراهن روی شلوار نوعی تیپ کژوال یا راحتی است که البته می‌تواند در شرایط تفریحی بسیار زیبا و دل‌چسب باشد، اما تیپ رسمی و سازمانی نیست؛ بنابراین در کنگره ۶۰ برای استفاده از شال نمی‌توانیم پیراهن را روی شلوار بیندازیم و پیراهن بایستی داخل شلوار باشد.

برای لباس فرم کاملاً سفید هم بایستی از پیراهن رسمی یا کلاسیک، شلوار پارچه‌ای سفید و کفش سفید استفاده کنیم؛ بنابراین برای لباس فرم که در زمان اجرای پیمان برای دیده‌بان، ایجنت یا مرزبان پوشیده می‌شود، نمی‌توانیم مثلاً از کفش کتانی یا ورزشی یا شلوار جین سفید یا کتان سفید استفاده کنیم. در پارک‌های ورزشی و روزهای جمعه نیز همه ما بایستی از لباس ورزشی استفاده کنیم و با لباس غیرورزشی در پارک حاضر نشویم. در حال حاضر اکثر اعضای کنگره در پارک‌های ورزشی تی‌شرت یقه دار که پشت آن عبارت congress۶۰ نوشته شده می‌پوشند. پوشیدن تی‌شرت‌هایی که شبیه زیرپوش رنگی هستند در کنگره ۶۰ منع شده است.

۲. صحبت کردن:
ما باید بدانیم که صحبت کردن، یک عامل بسیار قوی در ارتباط با دیگران است و این در همه‌جا به یک صورت نیست، یعنی ما در هرجایی به صورتی خاص صحبت می‌کنیم. ما با یک کودک، یک دوست، همکلاسی، اقوام، پلیس، نانوا به یک صورت سخن نمی‌گوییم. زمانی که با یک بزرگ‌تر صحبت می‌کنیم نمی‌توانیم از ضمیر مفرد استفاده کنیم مثلاً به پدرمان یا به راهنمایمان بگوییم تو؛ باید برای مخاطب کردن بزرگ‌ترها از ضمیر جمع (شما) استفاده کنیم. همین‌طور در صحبت کردن با خانم‌ها نیز باید از ضمیر جمع استفاده کنیم و از کلماتی که در صحبت با دوست استفاده می‌کنیم نمی‌توانیم در صحبت با یک خانم استفاده کنیم.

۳. غذا خوردن:
غذا را باید با دهان بسته بجوییم و از جویدن غذا با صدای ملچ‌ملوچ خودداری کنیم چراکه اطرافیان را شدیداً می‌رنجاند. ایجاد سروصدا با قاشق و چنگال و صدای برخورد آن‌ها با بشقاب و ظروف نیز از مواردی است که خارج از آداب غذا خوردن است. در مهمانی‌هایی که چند نوع غذا سرو می‌شود حتی‌الامکان باید از یک نوع غذا بخوریم و وجود غذاهای مختلف به این معنا نیست که باید از همه آن‌ها بخوریم و این برای این است که اگر شخصی که از یک نوع غذا خوشش نمی‌آید بتواند غذای دیگری را میل کند.

زمانی که میهمان داریم، میزبان اولین کسی است که شروع به خوردن غذا می‌کند و نیز آخرین نفری است که دست از غذا می‌کشد تا میهمان احساس راحتی داشته باشد. یا مثلاً تا زمانی همه غذایشان را تمام نکرده‌اند نمی‌توانیم شروع به جمع‌کردن سفره کنیم. اینکه هنوز یک نفر دارد غذا می‌خورد و ما شروع کنیم به جمع‌کردن ظروف، حرکتی بی‌ادبانه است. یا در هنگام غذا خوردن نمی‌توانیم خم شویم و تا جایی که می‌توانیم دستمان را در سفره دراز کنیم تا برای مثال نمکدان را برداریم، این‌یکی از موارد بلد نبودن آداب معاشرت است، باید از کسی که دسترسی نزدیک‌تری دارد خواهش کنیم که نمکدان را به ما بدهد.

۴. رانندگی:
رانندگی نیز آداب خاص خود را دارد، مثلاً بوق زدن بی‌جا یک بی‌ادبی و بی‌احترامی به دیگران است. بعضی‌ها عادت دارند دائماً بوق می‌زنند و آلودگی صوتی ایجاد می‌نمایند و دیگران را آزار می‌دهند. پارک نابجا روی پل، جلوی در همسایه، دوبله و ایجاد مزاحمت برای دیگران، رانندگی روی خطوط و لابه‌لای ماشین‌ها، نمونه بارز یک بی‌ادبی است و یا در لاین سبقت برای کنار رفتن دیگران، پشت سر هم چراغ زدن یک حرکت واقعاً زشت و بسیار بی‌ادبانه است. باور کنید اعضای کنگره ممکن است هزار کیلومتر رانندگی کنند و حتی یک بوق نزنند و حتی یک‌بار برای ماشین جلویی چراغ نزنند. سوارشدن و پیاده شدن از خودرو نیز آداب مخصوص به خود را دارد مثلاً اول کوچک‌ترها سوار می‌شوند و بعد بزرگ‌ترها.

۵. مکان‌های عمومی:
برای مثال استفاده از کلاه زیر سقف نمونه‌ای از رعایت نکردن آداب معاشرت است. وقتی از بیرون وارد اداره یا مکانی سقف دار می‌شویم بایستی کلاهمان را برداریم و یا کشیدن سیگار در مکان‌های عمومی رفتاری زشت و بی‌ادبانه است. این‌ها نمونه‌هایی از موضوع آداب معاشرت هستند. آداب معاشرت و آموختن آن‌ها بسیار لذت‌بخش هستند و خود من تا قبل از آمدن به کنگره این‌ها را نشنیده بودم و واقعاً بلد نبودم.

۶. سلام و احوالپرسی:
همه ما می‌دانیم که سلام کردن وظیفه کوچک‌ترهاست اما احوالپرسی وظیفه بزرگ‌ترهاست؛ یعنی کوچک‌تر نمی‌تواند احوالپرسی را شروع کند بلکه بزرگ‌تر است که اگر با ما احوالپرسی کرد جواب می‌دهیم. در مورد دست دادن هم کوچک‌ترها نمی‌توانند برای دست دادن با بزرگ‌ترها پیشی بگیرند. بلکه بزرگ‌تر است که اگر خواست و تمایل داشت که با ما دست بدهد ما باید با او دست بدهیم. وقتی این مطالب را از زبان آقای مهندس می‌شنویم برایمان بسیار لذت‌بخش است و افتخار می‌کنم که این‌ها را می‌آموزیم.

باز هم تکرار می‌کنیم، شاید سؤال شود که این‌ها چه ربطی به درمان اعتیاد دارد؟ در پاسخ می‌گوییم: اگر ما نتوانیم ظاهر خود را تغییر دهیم چگونه می‌توانیم باطن و درونمان را تغییر دهیم؟ اگر راهنما نتواند ظاهر و لباس و تیپ رهجوی خود را اصلاح کند، چگونه می‌خواهد هرویین یا شیشه را از او بگیرد و چگونه می‌خواهد اعتیاد او را با راهنمایی خود درمان کند؟ و اگر ره‌جو نتواند بعضی خصوصیات و رفتارهای ظاهری را کنار بگذارد، چگونه می‌تواند مواد مخدر را کنار بگذارد؟

درباره موضوع آداب معاشرت مطالب و کتاب‌های مختلفی وجود دارد که خواندن آن‌ها خالی از لطف نیست. و نکته آخر اینکه آقای مهندس می‌گویند: برای من یک مصرف‌کننده هرویینی و تزریقی کارتن‌خواب با لباس‌های کثیف اما مؤدب، بسیار ارجحیت دارد به یک شخص کاملاً شیک‌پوش و ثروتمند و تحصیل‌کرده اما بی‌ادب. من آن معتاد به‌هم‌ریخته اما با ادب را به این شخص بی‌ادب ترجیح می‌دهم.
با احترام: دیده‌بان تحقیقات، مسافر علی خدامی

ارسال مطلب: دستیار مرزبان خبری مسافر بهنام لژیون دوم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .