English Version
This Site Is Available In English

اذن ورود

اذن ورود

اولین جلسه از دور سوم کارگاه‌های آموزشی عمومی ویژه مسافران و همسفران کنگره ۶۰ شعبه پاسارگاد شیراز با دستور جلسه وادی سوم و تاثیر آن بروی من ؟ در روز پنجشنبه 07/03/1405 با استادی مسافر پهلوان مسعود ، نگهبان مسافر محمد و دبیری مسافر علی اکبر ساعت ۱۷ برگزار شد.


سلام دوستان مسعود هستم یک مسافر شاکر خداوند بزرگ هستم که اجازه خدمت کردن را در این جایگاه به من داد؛ جا داره تشکر کنم از نگهبان لژیون سردار آقا حسین که اجازه خدمت کردن به من داد از مرزبانان و ایجنت محترم و همه شما ممنونم. اما در رابطه با دستور جلسه وادی سوم که باید دانست هیچکس به میزان خود انسان به فکر خویشتن خویش نیست اما وادی سوم زمانی اذن ورودش  به من داده میشه که من بتونم از وادی اول و دوم عبور کنم انسانی که می‌خواهد به خویش خویشتن برسه اول باید بتونواند فکر کند ، من اگر وادی اول را نتوانم قبول کنم، وادی اول نتوانم طی کنم، راه و طریق فکر کردن و نتوانم یاد بگیرم ،چجوری می‌توانم وارد وادی دوم بشوم و انسانی امیدوار که بتوانم ادامه حرکت و در خودم جاری و ساری کنم. آن موقع اجازه داده می‌شود که من توی وادی سوم قدم بزارم و بشناسم خودم و پیدا کنم. چه جوری میشه که من توی وادی سوم حرف از خویش خویشتن بزنم؟چگونه میشه که من توی وادی سوم حرف از درون بزنم؟حرف از نفس بزنم؟حرف از خودشناسی بزنم؟ولی دارای تفکر نباشم! چه اتفاقی می‌افته؟اما وادی سوم آمد چیزی رو به من یاد داد که اگر اونو سرلوحه کار خودم قرار بدم قطعاً می‌تونم درونش جا بگیرم و ادامه مسیر را راحت طی کنم. و اون کم کردن توقع از خودم و دیگران می‌باشد اما وادی سوم زمانی در جای خودش می‌شینه زمانی پایه گذار حرکتی نو و جدید و آغازی برای من میشه که شروع کنم. به حرکت شروع کنم،به خود شناختن خودم،منی که حرف از خویش می‌زنم منی که میگم انسان باید خویش خویشتن رو بشناسد هیچکس به مقدار و میزان هیچ انسانی قادر نیست کمک کنه الا عملکرد خودم. چه جوری باید قدم اول رو بردارم و حرکت کنم منی که اختیار افکارم رو ندارم ، منی که اختیار خودمو ندارم . منی که خودمو از یاد بردم ، چه جوری حرف از خویشتن بزنم؟انسانی که دائماً در حال بهانه است انسانی که دائماً به فکر فرار از مسئولیت چه جوری می‌خواد به خودش برسه؟کی می‌خوایم توجه کنیم به خودمون؟ولی اگر قدم اول را برای خودم بردارم و توجه کنم به خودم و بشناسم و ارزش برای خودم قائل باشم قطعاً به درون خودمم رجوع می‌کنم،ولی وای از زمانی که من متوقف بشم،وای از زمانی که من در پروسه ناامیدی قرار بگیرم،وادی سوم را نشناسم،وادی سوم به من یاد میده که چه جوری عزت نفس خودم رو به دست بیاورم و تمام وادی سوم پاراگراف دوم می‌شه (و تاثیر آن روی من) چه جوری من امروز تاثیرشو روی خودم می‌بینم؟ آیا من به خودم؟به دیگری فکر کنم؟یا قضاوت کنم؟هیچ وقت؛این‌ها قصه ذهن مسعود می‌باشد. ولی اگر به خودم برسم قطعاً به درونم می‌رسم و به دیگران هم فکر می‌کنم. تاثیر وادی سوم را کی من ببینم زمانی که من دارم کارم رو بدون مزد انجام میدم سفر اول راهنمام میگه فلان کار رو بکن انجام میدم،کی سر تعظیم رو فرود میارم؟کی تسلیم میشم؟کجا من می‌بخشم؟کجا من می‌گذرم؟...


فکر کنم امروز لژیون خدمتگزار لژیون سردار بوده الان اگر من توی لژیون سردار قرار گرفتم کی به خودم رسیدم؟کی متوجه شدم که باید بگذرم؟اگر گذشتم اگر گذر کردم خواهم رسید. اصلاً همیشه سوال برای من این بود؛ که لوژیون سردار رو چرا راه اندازی کردن؟ لژیون سردار رو گذاشتند که من در این گردونه بمونم ، لژیون سردار بهانه بود که من ریشه اضافه کنم.،،آمد که من بذر امید و در درون دلم بکارم،منی که همیشه حرف از نمی‌توانم،ندارم،چه کار کنم؟؟؟میزدم .آمدن بهم یاد دادن که اونجا اون بذر رو بکارم،(من و شما ما می‌شویم) اگر در مسیر درست قرار گرفتیم توی لژیون سردار  اون ریل‌ها رو پهن می‌کنید و قطار درونش قرار می‌گیرد بدون اینکه بهش فکر کنیم اون بذری که من می‌کارم اگر بذر رو بشناسم اصلاً به دست من و شما نگاه نمی‌کند  آبیاری می‌شه فقط می‌خواد بکاریش. تمام وادی‌ها می‌خواد به اینجا برسد که فکر کن و گذر کن،امیدوار باش گذر کن،عمل کن گذر کن،مسئولیت پذیر باش گذر کن،فرمان عقل رو بگیر عمل کن گذر کن،چه موقع من از خودم غافل می‌شوم زمانی که ترس جای خداوند جلوی من بشینه.
امیدوارم که همه ما بتوانیم این مسیرو طی کنیم لژیون سردار رو دودستی بچسبیم کنگره رو قدر بدونیم ( بزرگترین استاد زمان رو قدر بدونیم) ممنون که گوش دادید خودتون و آقای مهندس محکم تشویق کنید.
 

تایپ :مسافر امیر لژیون اول
تنظیم و ارسال :مسافر احمد
نمایندگی پاسارگاد شیراز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .