آداب معاشرت، فقط مجموعهای از کلمات نرم و حرکتهای حسابشده نیست؛ آداب معاشرت یعنی، بلد باشیم حضور آدمهای دیگر را به رسمیت بشناسیم، یعنی وقتی حرف میزنیم فقط صدای خودمان را نشنویم؛ بلکه سکوت، احساس و جای خالی دیگری را هم ببینیم. ادب، زینت شخصیت نیست؛ ستون آن است.
آدم مؤدب، لزوماً کسی نیست که همیشه آرام و بیصدا باشد؛ بلکه کسی است که حتی در اختلاف، حرمت را از بین نمیبرد. ادب یعنی بلد باشیم مخالفت کنیم، بیآنکه تحقیر کنیم. یعنی بتوانیم راست بگوییم، بیآنکه زخم بزنیم؛ اما بیادبی همیشه با فریاد نمیآید، گاهی در نادیدهگرفتن است، در قطعکردن حرف کسی، در پاسخندادن به احترام، در جدینگرفتن مرزهای دیگران و گاهی هم در همان لبخندهایی که ظاهراً مؤدباند؛ اما درونشان بیاعتنایی خوابیده است.
بیادبی، فقط رفتار خشن نیست؛ گاهی نوعی بیتوجهی حسابشده است و بیتعادلی، خطرناکتر از هر دو است. آدم بیتعادل نه میتواند ادب را نگه دارد، نه بیادبیاش را کنترل کند؛ یک روز بیش از حد صمیمی میشود، روز دیگر بیدلیل دور میشود. بیتعادلی یعنی، ندانستن اندازه؛ نشناختن حد خنده، خشم، صمیمیت و حد سکوت. آدم بیتعادل، گاهی از سر محبت هم آسیب میزند؛ چون محبتش هم سامان ندارد.
شاید مهمترین بخش آداب معاشرت همین تعادل باشد، میان صمیمیت و احترام، میان حقگویی و دلنگرانی و.... در نهایت، آداب معاشرت هنر زندگی با انسانهاست و این هنر، از آنجا شروع میشود که یاد بگیریم با دیگران همانطور رفتار کنیم که دوست داریم با رنجها، غرور و حرمت خودمان رفتار شود.
نویسنده: راهنمای تازه واردین همسفر طاهره
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر پروانه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی آبیک
- تعداد بازدید از این مطلب :
294