English Version
This Site Is Available In English

سیگار و سایر دخانیات روی سیستم شبه‌افیونی بدن تأثیر می‌گذارند. (نمایندگی ارغوان تهران)

سیگار و سایر دخانیات روی سیستم شبه‌افیونی بدن تأثیر می‌گذارند. (نمایندگی ارغوان تهران)

ششمین جلسه از دوره هفتاد و یکم سری کارگاه‌های آموزشی_خصوصی خانم‌های مسافر و همسفر نمایندگی ارغوان تهران، با استادی اسیستانت ویلیام مسافر افسانه، نگهبانی همسفر روح‌انگیز و دبیری مسافر السا، با دستور جلسه «دخانیات؛ سیگار، ناس، ویپ، پیپ و قلیان» روز یکشنبه ۱۰ خردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان، افسانه هستم یک مسافر.

خیلی خوشحالم که در خدمتتان هستم. ان‌شاءالله که جلسه مفیدی را با هم داشته باشیم. اول از همه می‌خواستم از جناب آقای مهندس بابت ابداع روش درمان سیگار تشکر کنم؛ درمانی که کیفیت درمان اعتیاد را در کنگره بالا برد و باعث شد که همه بچه‌ها در کنگره ماندگار شوند و با حال خوش به خدمت خود ادامه دهند. ما هرچه داریم از ایشان داریم.

در ادامه می‌خواستم از تمام راهنمایان سیگار، چه در شعبه خودمان و چه در شعب دیگر خانم‌های مسافر در شهرستان‌ها و تهران، تشکر کنم و این هفته را به آن‌ها تبریک بگویم. تعدادشان کم نیست و مرتب به آن‌ها اضافه می‌شود و خواستار خدمت هستند. این خیلی خوب است که ما داوطلب خدمت راهنمایی داریم و به یک آگاهی و بیداری رسیده‌ایم. ان‌شاءالله در ادامه نیز همین‌طور باشد و پربارتر شود. به همه آن‌ها خدا قوت می‌گویم و از زحماتشان تشکر می‌کنم.

اول از همه این‌که آقای مهندس این دستور جلسه را «هفته دخانیات» نام‌گذاری کردند. خیلی هوشمندانه این عنوان را انتخاب کردند؛ یعنی فقط هفته سیگار نیست و ما صرفاً برای درمان سیگار اینجا نیستیم. دخانیات شامل موارد زیادی می‌شود؛ قلیان، ناس، پیپ، ویپ، پاد و هر چیز جدیدی که مدام وارد بازار می‌شود و به‌روز می‌گردد.

ایشان می‌خواهند این نکته را به ما یادآوری کنند که سفر ما، سفر دود است و ما فقط سفر نیکوتین نمی‌کنیم. هم کسانی که با مصرف‌های دیگر وارد کنگره می‌شوند بدانند که این مواد چه تخریب‌هایی دارند و وارد سفر شوند و به سلامتی برسند، و هم عزیزانی که در حال سفر هستند، به‌ویژه سفر اولی‌های سیگاری، این نکته را همواره به خودشان یادآوری کنند و خدای نکرده با خود نگویند: «من با مصرف سیگار آمده بودم، حالا سیگارم را نمی‌کشم و آدامس مصرف می‌کنم؛ پس اگر گاهی یک دود قلیان بگیرم یا یک پیپ بکشم اشکالی ندارد.» یا از همین محصولات جدید مانند ویپ و پاد استفاده کنند که حتی ضررشان چندین برابر است. خدای نکرده ممکن است سفرشان آسیب ببیند یا دچار دو مصرفی شوند و حالشان از قبل هم خراب‌تر شود. در ادامه نیز متوجه خواهند شد که این مسئله چه تأثیری بر سفر OT آن‌ها می‌گذارد.

من وظیفه دارم درباره تاریخچه این موضوع صحبت کنم؛ چون آقای مهندس می‌گویند به بچه‌ها بگویید تا بدانند این قضیه از کجا شروع شد و از ابتدا به این شکل نبوده است. سال ۱۳۹۰ بود که آقای مهندس، پس از اتفاقی که برایشان افتاد و سکته‌ای که کردند، در بیمارستان تصمیم گرفتند نیکوتین کشیدنی خود را به نیکوتین خوراکی تبدیل کنند و طبق روش DST که قبلاً برای درمان اعتیاد خود طی کرده بودند، آدامس نیکوتین را نیز به‌تدریج کاهش داده و به صفر برسانند. در ادامه دیدیم که چقدر در این کار موفق بودند؛ چون یک بار برای درمان اعتیاد این مسیر را طی کرده بودند و طبیعتاً نتیجه گرفته بودند.

پس از ترخیص از بیمارستان، به کنگره آمدند و اعلام کردند که قصد دارند این کار را انجام دهند. فرمودند: «سی نفر اولی که برای این کار داوطلب شوند، دستیاران من خواهند بود؛ هم می‌توانند سفر کنند و هم می‌توانند راهنما شوند و رهجو بگیرند.» من به همراه دو نفر دیگر از خانم‌ها داوطلب شدیم. سفرمان را با فاصله کوتاهی نسبت به آقایان آغاز کردیم. از آقای مهندس پرسیدیم: «ما به بچه‌ها چه بگوییم؟» فرمودند: «همان کاری را که خودمان انجام دادیم. فقط به بچه‌ها بگویید سیگار خود را از حالت کشیدنی به خوراکی تبدیل کنند و آدامس‌هایشان را به چهار قسمت تقسیم نمایند.»
پرسیدیم: «بعد از آن چه کار کنیم؟» فرمودند: «در ادامه راه، خودش نمایان می‌شود.» و دقیقاً همین‌طور هم شد. هم‌زمان که خودمان در حال سفر بودیم، لژیون‌داری هم می‌کردیم و به بچه‌ها برنامه می‌دادیم. به‌تدریج افراد بیشتری وارد شدند. سؤالات، مشکلات و تجربیاتشان ثبت و مکتوب شد، به آقای مهندس انتقال داده شد و کم‌کم سفر سیگار شکل گرفت.

امروز این روش آن‌قدر منسجم و علمی شده که در قالب مقاله درمان سیگار در کتاب «چهارده مقاله» ارائه شده، مورد استقبال قرار گرفته، پذیرفته شده و درباره آن بسیار صحبت شده است. این موضوع کاملاً علمی است. در کتاب «۶۰ درجه» نیز داریم که: «علمی که تجربه شده باشد، سندی بدون نقص است.» اوایل ما هیچ‌چیز نداشتیم؛ نه هشت سی‌دی آموزشی را داشتیم، نه مقاله سیگار را و نه آموزش‌های فعلی را. کم‌کم این موضوع شکل گرفت و هرچه جلوتر رفت، بچه‌ها بیشتر و قوی‌تر شدند.
این مطالب را می‌گویم تا شما بدانید از ابتدا این‌قدر آسان نبوده است و اکنون شرایط به‌گونه‌ای فراهم شده که به‌راحتی آب خوردن می‌توانیم در کنار سفر OT و آموزش‌هایمان، سفر سیگار خود را نیز انجام دهیم.

من چون آن روزها را دیده‌ام و امروز هم شاهد نتایج آن هستم و بابتش بسیار خوشحالم، از شما می‌خواهم قدر این موضوع را بدانید و بابت آن شکرگزار باشید. آقای مهندس بارها فرموده‌اند که درمان سیگار، مکمل درمان OT است. این موضوع دلیل علمی دارد و مبتنی بر تجربه است. ما در عمل دیده‌ایم که مصرف سیگار سایه‌ای روی سفر OT می‌اندازد و اجازه نمی‌دهد سیستم ایکس به‌درستی کار خود را انجام دهد. ما OT مصرف می‌کنیم و سفر درمان اعتیاد انجام می‌دهیم، اما سیگار خودش یک آنتی‌ایکس است و اجازه نمی‌دهد شربت OT روی گیرنده‌های عصبی ما عملکرد مطلوب خود را داشته باشد.

اگر قرار باشد در پایان سفر، صد درصد نتیجه بگیرم، با مصرف سیگار این نتیجه به پنجاه یا چهل درصد کاهش پیدا می‌کند و آن‌گونه که باید، حال خوبی را تجربه نخواهم کرد. من خودم این موضوع را تجربه کرده‌ام. از OT رها شده بودم، در سفر دوم قرار داشتم و خدمتگزار هم بودم، اما چون آن زمان هنوز سفر سیگار وجود نداشت و سیگار مصرف می‌کردیم، حالم خوب نبود و دلیلش را نمی‌دانستم. امروز متوجه این موضوع هستم؛ چون سفر OT و سفر سیگار من با فاصله از هم انجام شد و تفاوت آن را به‌خوبی درک کردم. واقعاً با سفر سیگار به آن صد درصد حال خوش رسیدم.
این موضوع فقط مربوط به سفر اول نیست؛ در سفر دوم هم صدق می‌کند. زیرا تمام زندگی ما تحت تأثیر سیستم ایکس قرار دارد و این سیستم است که حال ما را در سفر دوم مدیریت می‌کند؛ اینکه حالمان خوب باشد یا بد، فعالیت کنیم، خدمت کنیم، آموزش بگیریم و هر کار دیگری انجام دهیم.

سیگار و سایر دخانیات روی سیستم شبه‌افیونی بدن تأثیر می‌گذارند؛ یعنی اگر قرار باشد این سیستم صد درصد ترشح داشته باشد و حال ما را بسیار خوب کند، با مصرف سیگار این میزان به حدود پنجاه درصد کاهش پیدا می‌کند. این مسئله را در بسیاری از سفر دومی‌هایی که هنوز سیگار مصرف می‌کنند، به‌وضوح مشاهده می‌کنیم؛ حال آن‌ها نسبت به کسانی که درمان سیگار را انجام داده‌اند، متفاوت است.

اگر من سفر اولی یا سفر دومی باشم و حالم خوب نباشد، باید پاسخ این سؤال را در مصرف سیگار جست‌وجو کنم. مثالی وجود دارد که می‌گویند شخصی کلیدش را گم کرده بود و بیرون خانه دنبال آن می‌گشت. فردی از او پرسید: «کلیدت را کجا گم کرده‌ای؟» گفت: «داخل خانه.» پرسید: «پس چرا اینجا دنبالش می‌گردی؟» گفت: «چون اینجا روشن‌تر است!»
گاهی ما هم پاسخ مسئله خود را باید در جایی پیدا کنیم، اما در جای دیگری به دنبالش می‌گردیم. من سفر می‌کنم، مشارکت می‌کنم، ورزش می‌کنم، شربت OT مصرف می‌کنم، اما حالم خوب نمی‌شود. مرتب از راهنمایم می‌پرسم چرا؟ در حالی که پاسخ سؤال من و آن کلیدی که دنبالش هستم، ممکن است همان سفر سیگار باشد.
باید شهامت شروع آن را داشته باشم، از قدیمی‌ترها الگو بگیرم و وارد این مسیر شوم.

طبق آماری که در کنگره جمع‌آوری و بررسی شده است، حدود ۹۰ درصد افرادی که پس از رهایی از OT دچار بازگشت به مصرف مواد شده‌اند، مصرف سیگار داشته‌اند. همان‌طور که سیگار برای بسیاری از ما در سنین نوجوانی و جوانی دروازه ورود به اعتیاد بوده است، می‌تواند در آینده نیز دروازه بازگشت ما به مصرف مواد باشد.
پس این موضوع را جدی بگیریم، درباره آن فکر کنیم، یک انتخاب هوشمندانه داشته باشیم و ببینیم که در نهایت چقدر حالمان بهتر خواهد شد.

تایپ: همسفر زهرا ـ لژیون پانزدهم ـ نمایندگی ارغوان تهران
ویرایش و ارسال : همسفر سولماز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .