جلسه دوم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره ۶۰، نمایندگی آکادمی با استادی راهنما همسفر مهری، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «دخانیات سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ» در روز سهشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۳۰ برگزار شد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خیلی خوشحالم که در جمع شما عزیزان هستم. امیدوارم که در کنار هم جلسه خوبی را برگزار کنیم. به خزانهدار، دبیر و نگهبان جلسه خدا قوت میگویم و از ایجنت و گروه مرزبانی هم تشکر میکنم؛ همچنین از همسفر زهرا سپاسگزارم که به من فرصت دادند تا در این جایگاه خدمت کنم. این اولین بار است که در لژیون سردار به عنوان استاد جلسه حضور دارم.
دستور جلسه راجع به «سیگار، قلیان، ناس، ویپ و پیپ» است. در کنگره میگویند: «کسی که در جایگاه استادی قرار میگیرد، معمولاً یک رابطه علت و معلولی بین دستور جلسه و آن فرد وجود دارد». من خدا را شکر میکنم که تجربه مصرف سیگار نداشتم؛ اما فکر میکنم در کنار مسافرم از یک مصرفکننده سیگار هم بیشتر آموزش گرفتم. یکی از مشکلات اصلی من با مسافرم همین مصرف سیگار بود. مسافرم در کنار من سیگار و قهوه زیادی مصرف میکرد. در مسیر درمان اشتباهی که من مرتکب شدم این بود که مدام از معایب سیگار میگفتم. او تازه سفرش را شروع کرده بود؛ اما من مرتب غر میزدم و میگفتم «سیگار بد و بویش آزار دهنده است. تو باید کنارش بگذاری». تمرکز زیادی روی این مسئله گذاشته بودم که سفر سیگارش را جدی بگیرد،
قطعاً همه مسافرها وقتی وارد کنگره میشوند طبق قانونی که آقای مهندس گذاشتهاند، میتوانند بعد از دو تا سه ماه سفر سیگار خود را آغاز کنند. در این مسیر راهنمای مسافر باید او را هدایت کند نه من همسفر. نباید با آموزشهایی که در کنگره میبینم، بروم و با مسافرم راجع به معایب سیگار صحبت کنم. تجربهای که من داشتم، نشان داد این رفتارها باعث شد سفرش خراب شود؛ اصلاً ارزشش را نداشت. اگر من همان سکوت و حس آرامش را به مسافرم میدادم، قطعاً هم او کمتر اذیت میشد و هم خودم در آسایش بودم تا بتواند با کمک راهنمای خود مسیری را که باید، پیش برود. وقتی من به عنوان یک همسفر وارد کنگره میشوم، راهنمای تازهواردین صورتمسئله اعتیاد را برایم توضیح میدهد و میگوید که این جایگزینی چطور اتفاق میافتد و این پروسه چقدر زمان میبرد. در ادامه داخل لژیون هم توضیحات تکمیلی به ما داده میشود تا حداقل منِ همسفر یک تعریفی از این قضیه داشته باشم.
در سیدی «تعریف درست» استاد امین میفرمایند: «برای شناخت هر قضیهای ما باید اول یک تعریف جامع و درست از آن داشته باشیم». اکنون که من مسئله جایگزینی را یاد گرفتهام و میدانم این اتفاق در بدن مسافر یا شخص مصرفکننده میافتد و سیستم مصرف سیگار یا انواع مواد مخدر به چه صورت است؛ اما من فقط در حد همان «تعریف» صلاحیت دارم. اینجا دوباره برمیگردیم به قضیهای که استاد امین در بحث نفس و مراتب دانایی توضیح میدهند؛ یعنی همان «علمالیقین، عینالیقین و حقالیقین». من در مرحلهای هستم که خودم تجربه مصرف مواد یا سیگار را نداشتهام و فقط یک تعریف ذهنی بلد هستم و در کنار یک مصرفکننده قرار گرفتهام؛ پس باید حد خودم را در یک سطحی نگه دارم و حتی به مسافرم نگویم این کار خوب است یا بد؛ چون او خودش به عنوان یک مصرفکننده علم و آگاهی دارد و در کنارش راهنمایی هست که او را هدایت میکند.
من همسفر بایستی جایگاه خودم را درک کنم و کمی حسابشدهتر پیش میرفتم تا مسافرم گریز نمیزد؛ حتی آن گریز زدنها باعث میشد در نهایت به من بگوید: «چون تو آنقدر حساس بودی من گریز زدم». دقیقاً از نقطهای که مسافرم را رها کردم، همهچیز روی روال افتاد. البته این رها کردن فقط در حرف نیست یکجایی انسان باید به این نقطه و باور برسد که مسافر خودش باید به آن مرحله از تفکر برسد تا دیگر از سیگار استفاده نکند.
بعضی از همسفرها میگویند: «مسافر من سفر مواد را انجام داده؛ اما در سفر سیگار موفق نیست». در این مورد من از سیدی «محرم» استاد امین الهام میگیرم که میفرمایند: «باید آن پرده و حجاب از جلوی چشم شخص کنار برود تا به آن قضیه محرم شود و گره کارش باز شود» برای من همسفر هم قطعاً همینطور است. من اگر به این قضیه محرم میشدم که مسئولیت کار مسافرم به عهده خودش است زودتر به آرامش میرسیدم. درست است که من در کنارش به عنوان یک همسفر کمی آزردهخاطر میشدم؛ ولی قطعاً خودش بیشتر از من اذیت میشد. این محرم شدن باید در من اتفاق میافتاد تا مسئولیت را کاملاً به مسافرم واگذار میکردم که قطعاً این کار هم برای او بهتر بود و هم خودم راحتتر بودم.


تایپیست: همسفر اشرف رهجوی راهنما همسفر سولماز (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر مهسا رهجوی راهنما همسفر عقیق (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر عقیق (لژیون هشتم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی آکادمی
- تعداد بازدید از این مطلب :
237