English Version
This Site Is Available In English

دخانیات، دروازه اعتیاد است

دخانیات، دروازه اعتیاد است

یازدهمین جلسه از دوازدهمین دور کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه مسافران آقا در نمایندگی پرستار با استادی مسافر مجتبی، نگهبانی مسافر رحمت و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه: «دخانیات (سیگار قلیان ناس ویپ و پیپ)» در روز چهارشنبه 1405/03/13 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

 

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان مجتبی هستم یک مسافر

 

 

از خداوند بزرگ سپاسگزارم که توانستم این جایگاه را تجربه کنم. پیش از این، دو جایگاه «دبیری» و «نگهبانی» را تجربه کرده بودم، اما اکنون که در این مکان نشسته‌ام، سطح انرژی آن بسیار بالاتر است. از راهنمای خوب خود نیز تشکر می‌کنم که اجازه دادند در این جایگاه بتوانم خدمت کنم و آموزش ببینم.

اجازه دهید دستور جلسه را با موضوع دخانیات شروع کنم.

مصرف دخانیات خود من از سن ۱۴ یا ۱۵ سالگی آغاز شد. زمانیکه به مدرسه می‌رفتم، دورهٔ راهنمایی بودم، کلاس دوم یا سوم. در مسیر برگشت از مدرسه، با دوستانم سه یا چهار نفری جمع می‌شدیم و سیگار می‌کشیدیم. رفته‌ رفته مصرف سیگار زیاد شد و به یک پاکت در روز رسید. جرائت نداشتیم پاکت‌ها را به خانه ببریم، بنابراین آن‌ها را در کوچه پنهان می‌کردیم و صبح روز بعد برمی‌ داشتیم. به تدریج، تحمل بدن نسبت به دخانیات افزایش یافت و می‌ توانستیم یک پاکت را در یک روز مصرف کنیم. ابتدا در همان مسیر مدرسه و در منطقه‌ای دیگر سیگار می‌کشیدیم، سپس آرام‌آرام به چهار کوچه بالاتر رسید، بعد به سر کوچه و نهایتاً به داخل خانه.

تا جایی که به یاد دارم، پس از ورود به کنگره، در خانه رعایت می‌کردم. به فرزندانم می‌گفتم به جای دورتری بروند زیرا می‌خواهم سیگار روشن کنم و نکند اذیت شوند. باید توجه داشت که اطرافیان یک فرد سیگاری بیش از خود او آسیب می‌بینند.

به طور کلی، دخانیات دروازهٔ اعتیاد است. تقریباً همه یا با قلیان شروع می‌کنند یا با سیگار، و در نهایت به مواد مخدر ختم می‌شود. هیچ‌کس مصرف مواد را مستقیماً با شیشه یا هروئین آغاز نمی‌کند. معمولاً دعوت به مصرف سیگار با این جمله همراه است: «بیا سیگار بکشیم و با هم خوش بگذرانیم.» اما سرانجام آن فرد به جایی می‌رسد که راهی جز کنگره یا مراکز مشابه برای ترک یا درمان اعتیاد خود ندارد.

سیگار ویژگی‌ ای نیز داشت: من در دوران سربازی به دلیل مصرف سیگار آزمایش دادم و به من گفتند که دیگر نمی‌توانم نفس‌گیری مناسبی داشته باشم و دیگر نیازی به انجام پست، رژه یا حمل اسلحه نیست. اما در مقابل، آسیب آن بسیار زیاد است. دیروز یکی از دوستان در پاک لاله گفت: کسی که ریه‌هایش در اثر سیگار تخریب شده، برای ترمیم آن، به ازای هر سال مصرف سیگار، یک سال زمان نیاز دارد تا طبیعی به حالت اول بازگردد.

در این سفر، نیکوتین باعث می‌شود روند بهبود اندکی سریع‌تر شود؛ شاید ده سال به چهار یا پنج سال کاهش یابد، اما باز هم بسیار دشوار است. نفس کشیدن برای فرد سخت می‌شود. بسیاری هستند که می‌خواهند سیگار بکشند اما از اسپری تنفسی استفاده می‌کنند تا بتوانند سیگار بکشند. برخی نیز در بیمارستان بستری می‌شوند، اما در همان بیمارستان از سیگارهای الکترونیکی یا ویپ استفاده می‌کنند.

قلیان، ویپ و موارد مشابه جایگزین مناسبی برای سیگار نیستند. این وضعیت مانند آن است که کسی بخواهد تریاک را ترک کند، اما به سراغ الکل برود، و سپس الکل را هم ترک کند و به مصرف گل روی آورد. در نهایت متوجه می‌شود که هر سه را مصرف می‌کند. فرد سیگاری هم ممکن است هم قلیان بکشد و هم سیگار. هر ویپ که در دست باشد، میزان نیکوتین آن از نیم دهم شروع شده و تا شش افزایش می‌یابد؛ یعنی گویی وینستون قرمز مصرف می‌کند. تخریبی که سیگار در پانزده سال ایجاد می‌کند، پویپ در یک سال همان تخریب را به بار می‌آورد.

در کنگره هنگام ورود، به تازه‌واردان مشاوره داده می‌شود که می‌توانند درمان اعتیاد خود را انجام دهند و پس از دو ماه و نیم یا سه ماه، با اجازهٔ راهنما، اقدام به درمان سیگار کنند. من از آقا مهدی خواستم که به پارک ولایت بیایم. ایشان گفتند هرگاه سفر سیگار را شروع کردی، اجازه داری به پارک بیایی؛ به شرط آنکه منظم باشی. پس از یک ماه گفتم: آقا بیایم؟ گفتند: هفتهٔ دیگر بیا که تازه‌وارد شویم. هفتهٔ بعد گفتند: اجازه داری بیایی پایین. عملاً تقریباً همه به‌اجبار این اجازه را نداشتند.

یکی از مسافران می‌گوید که من تصادف کردم و در خانه افتادم، اما سفر سیگارم منظم شد. آن سفر به من کمک کرد تا سفر سیگار خود را انجام دهم. وقتی سفر سیگار به پایان می‌رسد، سفر فرد تمام می‌شود و نمی‌تواند خدمت داشته باشد و آن امتیاز را برای خدمت گرفتن از دست می‌دهد. در سفر دوم، تنها با خدمت کردن است که انسان می‌تواند مواد افیونی درون بدن خود را ترشح کند و جای خالی را پر نماید. اگر خدمت نکنیم، به تدریج فاصله می‌گیریم و در نهایت از مسیر اصلی دور می‌شویم.

از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید بسیار سپاسگزارم.

 

عکاس: مسافر مصطفی لژیون ششم

تایپ و ویراست: مسافر علی لژیون ششم

بارگذاری: مسافر محمد لژیون ششم

وبلاگ نمایندگی پرستار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .