English Version
This Site Is Available In English

منبع گرما

منبع گرما

هیچ کلمه‌ای در هستی به اندازه عشق و محبت مورد صحبت قرار نگرفته است. در فرهنگ ایران‌زمین؛ همه شعرها، عرفان و داستان‌ها درباره عشق هستند. برای مثال عین‌اقضات همدانی می‌فرماید:

کارم اندر عشق مشکل می‌شود
خان و مانم در سر دل می‌شود

یا عطار در شعرش می‌فرماید:
ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش

همه درباره عشق صحبت کرده‌اند؛ اما نمی‌توانیم به‌طور کامل درباره عشق سخن بگوییم؛ تنها می‌توانیم تمثیل‌ها و حواشی آن را بیان کنیم. عشق مانند این است که انسان در سرمای بسیار شدید منبعی از گرما مانند آتش داشته باشد یا در منطقه گرمسیری به برکه‌ای از آب خنک و گوارا دست یابد. ما عشق را در وادی چهاردهم تجزیه کرده‌ایم که بر سه مسئله استوار است: ۱. سایه‌ها ۲. جاذبه ۳. حس

عشق هم عام است و هم خاص، مانند عشق میان دو جنس مخالف، عشق میان دو دوست یا عشق خواهر به برادر و بالعکس و ... این سه عنصر سایه، حس و جاذبه نقش اساسی و سازنده‌ای دارند. سایه چیست؟ باید چیزی وجود داشته باشد تا عاشق آن شویم که می‌تواند در صورآشکار و پنهان باشد، مانند عشق به بزغاله.

وقتی سایه وجود داشته باشد، دارای دو خاصیت است:1. خاصیت گیرندگی 2. خاصیت فرستندگی خاصیت گیرندگی به این معناست که امواج را دریافت می‌کند؛ مانند گل که عطر، رنگ و بوی آن جذب می‌شود. خاصیت فرستندگی مانند نور خورشید است که امواج را برای زمینیان ارسال می‌کند.

آنچه امروزه انسان‌ها انجام می‌دهند، تمرکز صرف بر سایه است؛ مانند انجام هزاران عمل جراحی بر صورت و اندام که موجب می‌شود به حس و جاذبه توجه نشود. بیان فرد افتضاح است، بدخواه دیگران، از همه طلبکار و سرشار از نفرت و کینه است؛ این‌ها عشق را خفه می‌کنند. چنین شخصی چه دریافتی خواهد داشت؟ آیا دریافت‌های مثبت خواهد داشت یا خیر؟

موجودی که جاذبه‌اش مملو از مسائل منفی، بدخواهی و بدزبانی است، همان مسائل منفی را نیز دریافت می‌کند؛ مانند انواع بیماری‌ها. این فرد دارای حسی منفی است و کسی طرفدار او نیست. در مقابل، فردی که راستگو، صادق، صبور، باگذشت، قدرشناس و قدردان زحمات دیگران است، مورد توجه همه قرار می‌گیرد و دریافت‌های خوبی خواهد داشت. در عشق ورزیدن، چه عاشق باشیم و چه معشوق، حس و جاذبه بسیار مهم و سازنده هستند.

نقش بیان در حس و جاذبه چیست؟ گاهی اوقات بدترین سخنان را به فردی می‌گوییم که تأثیر بسیار منفی بر او می‌گذارد و نمی‌توان با یک عذرخواهی ساده، دل او را به‌دست آورد؛ باید در این سه عنصر سایه، حس و جاذبه بر روی خود کار کنیم و به مرحله پالایش برسیم. آن‌گاه می‌توانیم عشق را درک کنیم و در فردوس قرار بگیریم؛ بنابراین همین هستی که در آن زندگی می‌کنیم، به انسان می‌آموزد که چه بوده، چه هست و در آینده چه خواهد شد. جهان هستی بر مبنای جاذبه و عشق استوار شده است.

نویسنده: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر سمیه  (لژیون هفتم )
ویرایش: همسفر سمیه (لژیون چهارم ) دبیر سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ستارخان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .