English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده_ سیگار دروازه ورود به اعتیاد

گروه خانواده_ سیگار دروازه ورود به اعتیاد

جلسه سیزدهم از دوره اول جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی گلمکان به استادی راهنمای ویلیام وایت همسفر زهرا، نگهبانی همسفر نسرین و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ روز دوشنبه ۱۱ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد:

ابتدا از همسفر نسرین نگهبان جلسه، ایجنت و مرزبانان سپاسگزارم که فرصت خدمت کردن به من دادند تا آموزش بگیرم. روزی در شعبه فردوسی، به‌طور اتفاقی راهنمای ویلیام وایت در کنار من نشسته بودند و من را به چالش کشیدند. در آن لحظه انکار کردم؛ اما بعد با خودم اندیشیدم و تصمیم گرفتم سختی‌های مسیر را به جان بخرم و در لژیون ویلیام وایت شرکت کنم. امروز از این تصمیم بسیار خرسندم و از حضور در لژیون لذت می‌برم.

زمانی که به گذشته و مسیر درمانم نگاه می‌کنم، می‌بینم نیمی از سفرم را در جایگاه مرزبانی خدمت کرده‌ام. در این مدت با چالش‌های فراوانی روبه‌رو بودم؛ اما سرانجام به رهایی رسیدم؛ پس از رهایی آرزو داشتم روزی راهنمای ویلیام شوم، شال سرمه‌ای بر دوش بیندازم و در سالن زالپارس خدمت کنم. با راهنمایی‌های همسفر طاهره و تلاش خودم به این آرزو رسیدم. خدا را شاکرم که از همان ابتدا لژیون ویلیام در شعبه ما راه‌اندازی شد و متقاضیان زیادی نیز داشت.

سفر ویلیام از دیدگاه من کار هر کسی نیست؛ زیرا سفری سخت و چالش‌برانگیز است. این دشواری به‌ویژه هنگام تغییر پله‌ها بیشتر احساس می‌شود و حالتی شبیه خماری مواد دارد. حدود 80 درصد از سفرم را طی کرده بودم؛ اما هنوز آگاهی کاملی از محتوای لژیون ویلیام نداشتم. همه مراحل این سفر با لژیون همسفران متفاوت بود و لژیون ویلیام جایگاه ویژه و منحصربه‌فردی دارد.

من بخش بزرگی از سفرم را به خاطر فرزندانم انجام دادم. مادرم مصرف‌کننده قلیان بودند و من نیز سال‌ها درگیر این موضوع بودم. تخریب خود را 15 سال اعلام می‌کنم؛ اما در واقع بیشتر از این مدت بوده است؛ زیرا 5 تا 6 سال نخست را به‌صورت تفننی و با قلیان‌های میوه‌ای سپری کردم و به‌تدریج مصرفم به قلیان چوبی تبدیل شد.

امروز وقتی با دوستانم صحبت می‌کنم، آن‌ها تغییرات را در من به‌وضوح مشاهده می‌کنند و این برایم ارزشمند است. سفر در لژیون ویلیام همه چیز را از ریشه تغییر می‌دهد؛ از نوع پوشش و نحوه بیان گرفته تا رفتارها و نگرش‌های گذشته. همیشه تلاش کرده‌ام الگوی خوبی برای فرزندانم باشم. یک پسر 17 ساله دارم و خوشحالم که وقتی من و پدرش را می‌بیند، متوجه می‌شود که نباید به سمت مواد مخدر و دخانیات برود. خدا را شکر می‌کنم که تاکنون در این مسیر قدم نگذاشته است.

امروزه بسیاری از افراد مصرف سیگار، ویپ و قلیان را نوعی سرگرمی می‌دانند. متأسفانه در بسیاری از پارک‌ها شاهد مصرف این مواد توسط کودکان و نوجوانان کم‌ سن‌وسال هستیم. شاید در شهرهای کوچک‌تر کمتر دیده شود؛ اما در شهرهای بزرگ‌تر، مصرف دخانیات در میان نوجوانان 10 تا 12 ساله نیز مشاهده می‌شود و این واقعاً ناراحت‌کننده است.

همه ما در کنگره می‌دانیم که تا مصرف سیگار درمان نشود، درمان کامل نخواهد شد؛ همان‌طور که آقای مهندس دژاکام می‌فرمایند، برخی افراد به دلیل باقی ماندن این مسئله دچار پرتی می‌شوند و گریز می‌زنند. سیگار ماده‌ای است که بسیاری از مصرف‌کنندگان پس از درمان مواد مخدر، همچنان آن را ادامه می‌دهند و این موضوع می‌تواند آن‌ها را به سمت ضد ارزش‌های دیگر سوق دهد. برخی افراد سیگار را درمان نمی‌کنند و در کنار آن به مصرف مشروبات الکلی نیز روی می‌آورند و از تعادل طبیعی خارج می‌شوند.

در محفل‌ها و مهمانی‌هایی که قلیان مصرف می‌شود، متأسفانه رفتارهایی مانند غیبت، دروغ، سرزنش، قضاوت و درگیری‌های کلامی نیز دیده می‌شود. این مسائل نشان می‌دهد که مصرف دخانیات تنها به جسم آسیب نمی‌زند؛ بلکه بر روابط و رفتارهای اجتماعی نیز تأثیر منفی دارد.

من به‌خوبی درک کرده‌ام که یک مسافر چگونه به رهایی می‌رسد؛ زیرا خودم این مسیر را طی کرده‌ام. به همین دلیل از این‌که خود را یک مسافر می‌دانم و معرفی می‌کنم، احساس افتخار دارم. افراد زیادی هستند که از اعلام مسافر بودن خود خجالت می‌کشند؛ اما من از آن‌ها می‌خواهم با شهامت سفر خود را آغاز کنند. چه ایرادی دارد که یک مسافر باشیم؟ مسافر بودن جسارت، صداقت و مسئولیت‌پذیری می‌خواهد.

من زکات رهایی خود را با حضور و خدمت در لژیون سردار پرداخت می‌کنم. در ابتدا اطلاعات چندانی درباره لژیون سردار نداشتم تا این‌که راهنما همسفر طاهره به کمکم آمدند و فرمودند: «شما نمی‌خواهید سردار شوید؟» پاسخ دادم که آگاهی کافی در این زمینه ندارم. تنها چیزی که به یاد داشتم این بود که سال‌های قبل، وقتی مسافرم برای سرداری کارت می‌کشید، احساس آرامش و افتخار خاصی به ما منتقل می‌شد. اکنون که در محیط‌های عمومی و جمع‌های مختلف قرار می‌گیرم و مصرف قلیان و سیگار را می‌بینم، با خودم فکر می‌کنم که در گذشته کار درستی انجام نمی‌دادم و تصورم نسبت به این موضوع کاملاً اشتباه بود. اگر 10 سال زودتر در مسیر کنگره۶۰ قرار گرفته بودم، شاید پدرم را از دست نمی‌دادم. پدرم به دلیل سرطان ریه از دنیا رفتند و این موضوع تأثیر عمیقی بر زندگی من گذاشت. دود سیگار بسیار تخریب‌کننده است و زندگی‌های زیادی را تحت تأثیر قرار داده و از بین برده است.

به اعتقاد من، سیگار یکی از مهم‌ترین دروازه‌های ورود به اعتیاد است؛ به همین دلیل درمان و پیشگیری از آن هم بسیار زیادی دارد. کسانی که مصرف‌کننده هستند، حس‌هایشان بسته شده و حال روحی و جسمی‌شان خراب است. نکته مهم در درمان مواد یا دخانیات این است که به روش کنگره اعتماد داشته باشیم تا به درمان و رهایی برسیم. بسیاری از افراد از اتوبوس درمان جا مانده‌اند، اما این چند سال خدا را شکر توانستم خدمتگزار باشم. کم‌کم خدمت با شال سرمه‌ای در شعبه زالپارس به پایان می‌رسد و ان‌شاءالله همه به رهایی و حال خوش دست یابند.

نکته پایانی این‌که دوری از ضد ارزش‌ها در زندگی، برکت و آرامش به همراه آورده است. من مادری هستم که صبح زود بیدار می‌شوم، کارهایم را به موقع انجام می‌دهم و به فرزندانم رسیدگی می‌کنم تا مادری فعال و مسئول باشم، نه کسی که ساعت 2 بیدار شود و هیچ کاری نکرده باشد. در خانواده ما به گفته اقوام و خویشاوندان، چنین نظم و انضباطی دیده نمی‌شود و اکنون که این تغییرات را در خودم مشاهده می‌کنم، می‌گویم از من بعید بود! همه این‌ها از معجزات کنگره۶۰ است. همچنین یاد گرفته‌ام که دو دوتای خداوندی، نه چهار، بلکه ده می‌شود.

همگی بیاییم و به لژیون سردار کمک کنیم و خدمت بگیریم. من با پس‌انداز کردن توانستم عضوی از لژیون سردار شوم و خیلی خوشحال بودم؛ این کار به من انرژی می‌دهد. این مبلغ را نذر لژیون سردار کردم. امسال وقتی مهندس دژاکام به شعبه رضوی آمدند، انرژی زیادی گرفتم و در شعبه زالپارس اعلام دنوری کردم و حتی قرعه‌کشی برگزار نمودم. امیدوارم بتوانم در حد توانم از نظر مالی به کنگره خدمت کنم. همیشه قبل از رفتن به شعبه و انداختن شال، پیمان شالم را می‌خوانم و به خودم یادآوری می‌کنم که هدفم از حضور در کنگره چیست. متنی زیبا که همیشه به یادم هست: «حساب عاشق را با عشق است، با معشوق حسابی نیست.»

تایپیست: همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
عکاس: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون سوم)
ویرایش: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول) دبیر سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گلمکان 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .