«گاهی برای یافتن مسیر، باید در ایستگاههایی توقف کرد که دیگران از کنارشان عبور کردهاند. کنگره۶۰، برای ما تنها یک عدد یا یک دوره زمانی نیست؛ بلکه نقطه تلاقیِ تجربههای سخت و بصیرتهای تازه است.»
امروز میخواهیم با کسی گفتگو کنیم که نه تنها شاهد این مسیر بود؛ بلکه نقشه راه آن را در دست داشت. به استقبال نگاهی میرویم که میخواهد از دلِ تاریخ، آیندهای روشنتر بسازد».
همسفر لیلا و مسافر حسن با آنتیایکس تریاک، قرص متادون، وارد کنگره شدند. ایشان به مدت ۱۲ ماه با روش DST و داروی OT با راهنمایی همسفر آرزو و مسافر نعمت سفر کردند. هم اکنون مدت ۶ سال و ۹ ماه است که به لطف خداوند و دستان پرتوان آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر حسن فوتبال. رشته ورزشی همسفر لیلا بدمینتون. راهنما همسفر لیلا جایگاههای خدمتی دبیری، نگهبانی، مسئول سایت، مرزبانی، راهنمایی را تجربه کردهاند.
شیرینترین لحظهای که در مسیر راهنمایی تجربه کردید چه زمانی بود؟
شیرینترین لحظهای که در مسیر راهنمایی تجربه کردم، رهایی رهجوهایم بود. برای هر راهنما، حال خوش رهجو و رهایی مسافر، از لذتبخشترین لحظههاست. هر راهنما در مسیر خدمت در کنگره، در پی کمک به انسانها است و زمانیکه رهجو از آموزشهای کنگره و راهنماییهای راهنمای خود در جهت زندگی بهتر، حال خوش و رهایی استفاده میکند این موضوع باعث خشنودی راهنما میشود.
چه ویژگیهایی را برای یک همسفر موفق ضروری میدانید؟
همسفر موفق، همسفری است که گوش به فرمان راهنمای خود باشد و بتواند به طور کامل از آموزشها و سیدیها بهرهمند شود تا در مسیر درمان، در کنار مسافر خود قرار گیرد. همسفر بال پرواز مسافر است و باید کاملاً روی خود کار کند و بداند که او نیز به آموزش جهانبینی نیاز دارد و حال خوش او میتواند به مسافرش نیز منتقل شود.
وقتی فهمیدید قرار است از شما تجلیل شود چه احساسی داشتید؟
تجلیل از یک راهنما به معنای پایان کار او در کنگره نیست؛ زیرا ما در کنگره میآموزیم که پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است و آموزش و خدمت، پایانناپذیرند. خدمت راهنمایی آنقدر شیرین و آموزش گرفتن در کنار رهجوها لذتبخش است که پایان راهنمایی ناراحتکننده است؛ اما زمانی که رهجوها را در جایگاه خدمتی میبینم، بسیار خوشحال میشوم.

این تقدیر را نتیجه چه تلاشها یا چه کسانی میدانید؟
حضورم در کنگره را مدیون آموزشهای آقای مهندس و راهنماییهای راهنمای خوبم همسفر آرزو هستم که همواره در لژیون از لذتِ خدمت به عزیزان سخن میگفتند. ایشان نه تنها مرا به آموزشدیدن؛ بلکه به خدمتکردن نیز تشویق میکردند و تأکید داشتند که در مسیر خدمت با آموزشهایی بسیار ناب و دلنشین روبهرو خواهید شد.
اگر بخواهید پیامی برای رهجوها یا همسفران بدهید، چه میگویید؟
پیام من به همسفران سفر اول این است که در مسیر سفر صبور و ثابت قدم باشند و با تلاش و پشتکار به رهایی برسند. همسفران عزیز سفر دوم که وارد مرحله جدیدی از این راه شدهاند، اکنون نوبت آنها است که وارد خدمت شوند و چراغی را برای روشنیِ مسیرِ تاریکِ همسفرانِ سفر اول روشن کنند. آنها بداند که هر قدمی که در مسیر خدمت و آموزشِ بیشتر برمیدارند، آنها را زودتر به تعادل و حالِ خوب نزدیک میکند. برای همه این دوستان، رهایی و حالِ خوب را آرزومندم.
کلام آخر
در پایان از بنیانگذار کنگره۶۰، آقای مهندس تشکر میکنم که باعث شدند بتوانم در کنگره آموزش بگیرم و به رهایی، حال خوش و تعادل برسم. از راهنمای خوبم همسفر آرزو نیز تشکر میکنم که با راهنماییهای ایشان توانستم در کنگره بمانم و آموزش بگیرم و به آرامش برسم. این حال خوش، رهایی و آرامش را برای همه مسافران و همسفران آرزومندم.
«گفتگوی ما شاید اینجا به پایان برسد، اما معنای کنگره۶۰ در نقطه پایان نیست، بلکه در نقطه شروعی است که از این بصیرتها شکل میگیرد. ما امروز تنها به گذشته نگاه نکردیم؛ بلکه آینهای گرفتیم تا ببینیم آینده ما چگونه در تجربیات دیروز نهفته است. ممنونم که این آینه را برای ما صیقل دادید تا حقیقتِ مسیر را بهتر ببینیم».
طراح سؤال و مصاحبهکننده: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون دوم)
عکاس: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سمنان
- تعداد بازدید از این مطلب :
137