جلسه چهاردهم از دوره سی و سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی لویی پاستور به استادی همسفر پرنیا، نگهبانی همسفر منصوره و دبیری همسفر رها با دستور جلسه «دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ)» روز سهشنبه ۱۲ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد
خیلی خوشحالم برای دومینبار این جایگاه را با همین دستور جلسه تجربه میکنم. از راهنمای خوب خودم خانم راحله سپاسگزارم که به من این فرصت را دادند، از نگهبان عزیز و دبیر محترمشان هم خیلی ممنونم که امروز من را دعوت کردند.
در رابطه با دستور جلسه اگر بخواهم از تجربه خودم بگویم، همان اوایل ازدواج متوجه شدم که همسرم مصرفکننده است. سه چهار سال تلاش کردیم مصرفشان را کم کنیم؛ ولی نتیجه نمیداد و روز به روز شرایط بدتر میشد. بعد از گذشت چند سال، دیدم ازدواج با آن چیزی که من تصور میکردم زمین تا آسمان فرق میکند. نا امید شده بودم، سیگار برایم به غیر از پناهگاه همدستی شد که من را به هدفم برساند؛ چون فکر میکردم ادامهدادن به زندگی برایم غیرممکن است.
روزهایی که خیلی سیگار میکشیدم و شب تپش قلب میگرفتم یا قلبم تیر میکشید ته قلبم خوشحال میشدم، تصور میکردم دارم به هدفم نزدیک میشوم؛ چون شنیده بودم اگر در سنین کم سکته قلبی برای فردی رخ دهد، دیگر برگشتی برایش نیست. من هم امید داشتم این اتفاق برایم بیفتد. تا اینکه با خواست خدا ما وارد کنگره شدیم، بعد از مدتی کمکم مسافرم درمان شد، حال خودم بهتر شد، توانستم وارد لژیون ویلیام شوم و الان حدود دو سال میشود که تقریباً دستم به پاکت سیگار نخورده است.
اوایل که وارد کنگره شده بودم، پیامها و جملاتی را که میشنیدم خیلی دوست داشتم، ولی از آنها درکی نداشتم. الان حدوداً چهار سال میگذرد که وارد کنگره شدهایم، بهتازگی جمله باوری در ناباوری برایم کمی قابل فهم شده است؛ مثلاً بعضی وقتها یک هفته، ده روز، یک ماه میگذرد و من کاملاً فراموش میکنم روزی سیگار میکشیدم. این واقعاً معجزهای بود که در زندگی من رخ داد و هنوز برایم غیر قابل باور است. امیدوارم روز به روز، کمکم پیامهای کنگره بیشتر برایم قابل فهم بشوند و آرزو میکنم همه همسفرانی که به این بند گرفتارند، راهشان به لژیون ویلیام باز شود، رها شوند و از رهاییشان لذت ببرند.
از راهنمای خودم خانم لیلا، در پارک طالقانی که یکی دو ماه اول، تنها رهجویشان بودم و برای من میآمدند و زمان میگذاشتند سپاسگزارم. از آقای مهندس هم که این فرصت را به ما همسفرها دادند خیلی ممنونم؛ چون فکر نمیکنم جای دیگری برایم این راه باز میشد. من چندبار طی این ده، پانزده سال تلاش کرده بودم که نیکوتین مصرف نکنم؛ ولی با کوچکترین سختی و بحرانی دوباره برمیگشتم. حالا با اینکه سختیها برایم از قبل بزرگتر هستند، اصلاً به مصرف سیگار فکر نمیکنم.
دریافت نشان پیمان وادی هشتم

تجلیل از راهنما همسفر خندان

در ادامه جلسه، انتخابات نگهبانی با حضور ۲ کاندیدا برگزار شد و همسفر سمیه ن. رجوی راهنما همسفر خندان با اکثریت آرا بهعنوان نگهبان، همسفر مژگان بهعنوان دبیر اول و همسفر ماندانا بهعنوان دبیر دوم دوره سی و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی لویی پاستور انتخاب شدند. ضمن عرض خداقوت خدمت همسفر منصوره نگهبان قبل و دبیرانشان همسفر رویا م. و همسفر رها، برای همسفر سمیه ن. و دبیرانشان دوران خدمتی پرباری از خداوند طلب میکنیم.

.jpg)


.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر مرجان و مسافر مهدی
عکاس: همسفر رویا رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم)
تایپیست: همسفر منیژه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون پنجم) و همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر خندان (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر پرنیا رهجوی راهنما همسفر راحله (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی لویی پاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
152