English Version
This Site Is Available In English

درمان سیگار، نقطه عطف تعادل است

درمان سیگار، نقطه عطف تعادل است

جلسه پنجم از دوره چهلم و یکم سری کارگاه‌های آموزشی، خصوصی مسافران کنگره۶۰، نمایندگی شیخ‌بهایی اصفهان با استادی راهنما مسافر سینا و نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر اردشیر با دستور جلسه «دخانیات( سیگار، قلیان، پیپ،ناس، ویپ)» در روز سه‌شنبه ۱۲ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ شروع به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، سینا هستم یک مسافر

خدا را به خاطر وجود جمعیت احیاء انسانی کنگره۶۰ و توفیق حضورم در این جایگاه شکر می‌کنم. از جناب آقای مهندس حسین دژاکام و خانواده محترم ایشان سپاسگزارم که چنین بستری را برای ما فراهم کردند. 

دستور جلسه امروز «دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، ویپ) » است. ما همه برای هدفی وارد کنگره۶۰ شدیم و روزی که قدم به اینجا گذاشتیم به دنبال آن بودیم که حالمان خوب شود، درمان شویم و از این حال خراب نجات پیدا کنیم؛ اما هیچکس در روزهای اول به سیگار فکر نمی‌کند، چون مشکلات اعتیاد آن‌قدر زیاد است که فرد اصلاً به درمان سیگار توجهی ندارد. البته افراد کمی هم هستند که در ابتدای مصرف، اعتیادشان با سیگار شروع نشده است که ما فعلاً با آن گروه کاری نداریم؛ اما در بسیاری از موارد این بازی و دام اعتیاد با سیگار آغاز می‌شود و با سیگار نیز پایان می‌یابد. 

ازدواج انسان با مواد مخدر، فرزند ناخلفی به نام «اعتیاد» را به وجود می‌آورد. اگر بخواهیم این اعتیاد را از بین ببریم، بخشی از آن در سفر اول درمان می‌شود، بخشی دیگر در سفر دوم و سر آن با درمان سیگار قطع می‌شود. تا زمانی که سفر ویلیام (درمان‌ سیگار) انجام نشود، درمان به‌ صورت کامل شکل نمی‌گیرد. 

ما در محل کار، از صبح تا شب تلاش می‌کنیم تا مزد خود را دریافت کنیم. یک کشاورز نیز زحمت می‌کشد تا بتواند محصول خود را برداشت کند. اعتیاد هم مثلثی دارد: دروغ، توجیه و انکار. توجیه و انکار یعنی شخص خیلی زیبا و ماهرانه به خودش و دیگران دروغ می‌گوید و برای خودش دلیل می‌آورد. انسانی که درگیر اعتیاد است، آن‌قدر قشنگ به خودش دروغ می‌گوید، خود را توجیه می‌کند و برای خودش انکار می‌آورد که دیگران در این بازی اصلاً برایش اهمیتی ندارند. او آن‌قدر خودش را می‌پیچاند که در نهایت، خودش هم حرف‌هایش را باور می‌کند.‌ حالا داستان همین است؛ اگر بخواهیم از این وضعیت بیرون بیاییم و درمان اعتیاد به‌ صورت قطعی انجام شود، باید سفر درمان سیگار آغاز شود و به درمان برسد، وگرنه این مسئله امکان‌پذیر نیست. 

برای مثال، فرض کنید آشپزخانه‌ای داریم که مرتب شست‌وشو می‌شود؛ اما سقف آن خراب شده و پایین آمده است. اگر بخواهیم آن را درست کنیم، نمی‌توانیم بگوییم حالا فعلاً یک سیمان روی آن بکشیم یا فقط موزاییک کنیم و بعد ببینیم چه می‌شود. اگر بخواهیم خیالمان راحت باشد که سقف دوباره پایین نیاید، باید آن را اصولی درست کنیم؛ یعنی سیمان کنیم، ایزوگام کنیم و سرامیک کنیم تا دوباره خراب نشود. درمان سیگار هم همان کار درست و اصولی است. 

شیطان و نیروهای منفی بسیار قدرتمند هستند و حقه‌های مختلفی برای ما می‌آورند. آن‌ها در وجود ما ترس ایجاد می‌کنند و همین ترس باعث می‌شود بچه‌های سفر اول برای درمان سیگار اقدام نکنند. طبق تحقیقاتی که آقای خدامی انجام داده‌اند، ۹۵ درصد از مسافرانی که برگشت می‌کنند و سفرشان ناموفق می‌شود، به دلیل انجام ندادن درمان سیگار است. 

حقه‌هایی که نفس به ما می‌زند این است که می‌گوید: تو تازه از پای مصرف مواد بلند شدی و تا دیروز شیره می‌کشیدی. تازه درمان را شروع کرده‌ای و اکنون تازه وارد برنامه مصرف "OT" شده‌ای، پس فعلاً سیگارت را بکش! تو که صبح‌ها نمی‌توانی سر کار بروی و شب‌ها نمی‌توانی بخوابی، حالا بعد از مصرف "OT" می‌خوابی؛ پس فعلاً با سیگار کاری نداشته باش. بعداً برای درمان سیگار اقدام کن! 

نفس آن‌قدر ترس در وجود فرد ایجاد می‌کند که اصلاً قدمی برای درمان سیگار برنمی‌دارد. این موضوع مدام به امروز و فردا، هفته بعد، دو ماه دیگر و سه ماه دیگر می‌افتد. بعد هم یک‌ باره می‌بینیم که سفر رو به پایان است؛ اما درمان کامل شکل نگرفته و در نهایت، فرد دوباره خراب می‌کند. مطمئن باشید که خراب می‌کند؛ اگر امروز نشود، فردا می‌شود، اگر در شش‌ماهگی نشود، آخر سفر می‌شود، اگر رهایی هم بگیرد، یک سال بعد خودش را نشان می‌دهد. این را با اطمینان عرض می‌کنم. 

عزیزانی که در حال سفر هستند، باید بدانند که ما در کنگره۶۰ به دنبال حال خوب و درمان قطعی هستیم. درمان قطعی زمانی اتفاق می‌افتد که شما به شمال بروید، در کنار بیست نفر سیگاری باشید، همه آن‌ها در حال سیگار کشیدن باشند؛ اما در دل شما نه میلی به سیگار باشد، نه حسرتی و نه حتی ناراحتی. این یعنی درمان. به همین دلیل است که بچه‌های سفر دوم حال خوبی دارند. اگر از آن‌ها بپرسید، برای شما از آن لذت‌ها خواهند گفت. این وظیفه ما است که این مطالب را برای شما بیان کنیم. 

ما وارد باغی شده‌ایم که میوه‌های بسیار خوشمزه‌ای دارد و اکنون داریم از آن میوه‌ها می‌خوریم. این سفر آن‌قدر راحت و لذت‌بخش است که شاید باور نکنید. البته ممکن است هفته اول یا ده روز اول کمی سخت باشد؛ اما سختی آن هم بیشتر شبیه صدای یک طبل توخالی است؛ صدای زیادی دارد؛ اما درونش چیزی نیست. در فیلم‌ها دیده‌ایم که قبل از جنگ، طبل می‌زدند و صدای زیادی ایجاد می‌شد، اما درون آن خالی بود. سفر سیگار هم همین‌ گونه است. وقتی فرد وارد لژیون درمان سیگار می‌شود و روی آدامس می‌رود، در همان روزهای اول سازگاری انجام می‌شود و می‌بیند که حالش خوب است و آن‌قدرها هم که فکر می‌کرده سخت نبوده است. البته به شرط‌ها و شروط‌ها؛ متأسفانه ما می‌خواهیم همه‌ چیز را با هم داشته باشیم؛ هم می‌خواهیم یک نخ سیگار بکشیم، هم می‌خواهیم حالمان خوب باشد و هم می‌خواهیم همسفرمان حال خوبی داشته باشد. این امکان‌پذیر نیست. 

نکته دیگر این است که درمان سیگار، اعتماد به‌ نفس بسیار بالایی در فرد ایجاد می‌کند. اگر از بچه‌هایی که در حال سفر سیگار هستند بپرسید، متوجه می‌شوید که وقتی وارد لژیون سیگار می‌شوی، تازه می‌فهمی رها شدن یعنی چه، حال خوب یعنی چه و اعتماد به‌ نفس یعنی چه. اتفاقات بسیار بزرگی در درون انسان رخ می‌دهد و حال خوب و اعتماد به‌ نفس او مقداری افزایش پیدا می‌کند که واقعاً قابل توصیف نیست. 

از طرف دیگر، اگر کسی بخواهد در ادامه خدمتگزار کنگره۶۰ باشد، یکی از واجبات آن درمان سیگار است. پس اگر نخواهیم خودمان را گول بزنیم و بخواهیم مزد خود را از این دستگاه بگیریم و برویم، لازم است بچه‌هایی که در حال سفر هستند، سفر خود را محکم بچسبند و عزیزانی هم که هنوز برای درمان سیگار اقدام نکرده‌اند، هرچه سریع‌تر وارد لژیون درمان سیگار شوند و ان‌شاءالله از این درمان استفاده کنند.

 

تایپ: مسافر پارسا (لژیون۱۴)، مسافر محمد (لژیون۲۱)، مسافر حسن (لژیون۱۹)، مسافر حامد (لژیون۵)، مسافر سینا (لژیون۵)

ویراستار: مسافر حسین (لژیون۲۳)، مسافر سعید (لژیون۱۴ )

سیستم صوتی و دیتاشو: مسافر حجت (لژیون۱۹)، مسافر مرتضی (لژیون۵)

تنظیم: مسافر رضا دبیرسایت

مرزبان خبری: مسافر رسول 

تهیه و ارسال: مسافر حمزه (لژیون۱)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .