اولین جلسه از دور سوم سری کارگاه های آموزشی خصوصی مسافران کنگره60 نمایندگی هشتگرد با استادی راهنمای محترم تازه واردین مسافر علی ،نگهبانی مسافرهادیو دبیری مسافر وحید با دستور جلسه دخانیات(سیگار، ویپ،ناس،پیپ،قلیان) راس ساعت 17 برگزار گردید.

خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان علی هستم یک مسافر، خداوند بزرگ را شکر می کنم که در این جایگاه هستم تا آموزش بگیرم، دستور جلسه سیگار، ناس، ویپ، قلیان،پیپ است تقریبا 20 سال پیش بود اگر اشتباه نکنم کتاب پله پله تا ملاقات خدا را داشتم می خواندم ماجرای حضرت شمس و مولانا یک تیکه اش نوشته بود که داشتند با یارانشان در یک مسیری حرکت می کردند و به برکه ی آب می رسند شمس به مولانا می گوید: هر قدمی که بر می داری بگو یا شمس به مریدانت نیز بگو بگویند یا مولانا هر قدمی که روی آب می گذارند این را می گویند و می روند وسط های برکه می بینند که حضرت مولانا می آید جلو و می بیند حضرت شمس چیز دیگری می گوید، می بیند هر قدمی که بر می دارند می گوید یا علی
رد می شوند و از شمس سوال می پرسد او می گوید این یک سلسله مراتب است که زنجیر وار بهم وصل است اگه مریدانت می گفتند یا شمس به جای اینکه بگویند یا مولانا فرو می رفتند یا خودت به جای یا شمس اگر یا علی می گفتی فرو می رفتی، موقعی که سر لژیون بودیم من هم با خودم فکر می کردم راهنمایم آقا مرتضی است و هر قدمی برمی دارم باید بگویم یا مرتضی (اسم راهنما) یا حتی راهنمایم هر قدمی بر می دارد اسم راهنمایش را بیاورد.
و پارسال در فیلم مست عشق منتظر این صحنه بودم که این ها روی آب راه بروند ولی همچین چیزی نیست یه خورده که گذشت فهمیدم که این تمثیل است منظور آن عملگرا بودن است.این نیست که مدام من بیایم حرف راهنمایم یا آقای مهندس را تکرار کنم، باید انجامش هم بدهم در مطلبی اشاره شده بود که اگر شخصی اسماء متبرکه را حفظ باشد به بهشت می رود این نیست که شما 1007 اسم را حفظ کنید بروید به بهشت، این صفات را درونتان باید به وجود بیاورید.
درمان سیگار خیلی سخت بود برای من، سه ماده مخدر استفاده می کردم آمدم گفتم این مواد ها را می گذارم کنار ولی سیگار برایم یک غول بی شاخ دم شده بود. اما وقتی روی جهانبینی کار می کنم یکسری تعابیر و معانی عوض می شود خیلی داستان فرق می کند، عید امسال با دوستان بیش از 25 سال 13 بدر رفتیم بیرون نشتند و یک شیشه مشروب و فلان سیگار بعد من را نگاه می کردند و می گفتند هوس نمی کنی؟ راهنمایت اینجا نیست و نمی فهمد در ظاهر نه گفتم، ولی در باطن معنی وسوسه و نیاز در ذهنم می گذشت وسوسه یک لحظه است می آید و می رود نیاز برای بدن است باید باشد ولی برای من که سه سال است روی جهانبینی کار می کنم اینجا این معنی را می دهد.
فردای آن روز دوستم به من گفت ما انقدر هزینه کردیم تو هیچ چیز استفاده نکردی هم از ما شنگول تر بودی و شنگول تر از ما از خواب بیدار شدی، واقعا همین است به جای اینکه با این افکار بجنگم آن معنی و تعابیر آن را پیدا میکنم و آن حرف هایی که راهنمایم زده را پیدا می کنم، متاسفانه بیرون از اینجا ویپ دست کوچک و بزرگ هست و می گویند سیگار نیست این خیلی بدتر از سیگار است و آسیب های زیادی به بدن وارد می کند.
از اینکه به صحبت های من توجه کردید سپاسگزارم.

تایپ و تصویر: مسافر پوریا لژیون سوم
بارگزاری:مسافرعلی لژیون سوم
تنظیم و ارائه: مرزبان خبری مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
177