یازدهمین جلسه از دوره یازدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران نمایندگی خیام نیشابوری در روزهای سه شنبه با استادی مسافرهادی و نگهبانی مسافرمجید و دبیری مسافرحسن با دستورجلسه سیگار و جایگزینی در تاریخ 13خرداد ماه 1405 رأس ساعت 17 آغاز به کارکرد.

خدا را شاکرم که بار دیگر توفیق حضور در کنگره را یافتم و توانستم آموزش بگیرم. بسیار خوشحالم که به لطف راهنماییهای استاد ارجمند، جناب آقای فتحآبادی، این جایگاه را تجربه میکنم. چند روزی بود که خود را در این جایگاه تصور میکردم و در عالم ذهن برای دیگران سخنرانی مینمودم.
اوایل سفرم بود که تعدادی از سفراولیها که زودتر از من به کنگره آمده بودند، آرزوی نشستن در این جایگاه را داشتند، اما متأسفانه نتوانستند سفر اول خود را به پایان برسانند.
اگر در مسیر باشی، آموزش بگیری و به کنگره متصل بمانی، به هر جایگاهی که تصور کنی، خواهی رسید.
و اما دستور جلسهٔ امروز.
همیشه میگویند که دستور جلسه با تو مچ میشود، ولی نمیدانم چه حکمتی بود که این دستور جلسه به من افتاد؛ چراکه خدا را شکر تخریب سیگار نداشتم و در کل سیگار به من حال نداد و به سمتش هم نرفتم. اما تجربهای که از اطرافیان دارم و جستهوگریخته دربارهٔ این موضوع سیدی گوش دادم و بهقول معروف گوگل کردم و چکیدهای از آن را برای شما آماده کردم.
در اوایل کار کنگره، منعی برای مصرف سیگار نبوده و آقای مهندس در یکی از سیدیها میفرمایند که حتی یک هواکش در سالن تعبیه شده بوده برای کشیدن دود سیگار به بیرون. آنقدر سیگاری زیاد بوده و بعد از جلسات همه، حتی خود آقای مهندس، سیگار میکشیدند.
ولی بعد از اینکه آقای مهندس سکته میکنند و در زمان بستری، پزشک معالج سیگار را عامل سکته اعلام میکند، ایشان را به فکر میاندازد که «ما اعتیاد به مواد مخدر را درمان کردیم، چرا نتوانیم اعتیاد به سیگار را هم درمان کنیم؟» و استارت این کار زده میشود. با جایگزینی آدامس نیکوتین، این روش نیز در کنگره به وجود میآید.
از نکات منفی سیگار این است که سمهای زیادی در آن وجود دارد و به همین خاطر تخریب آن بیشتر از مواد مخدر است و باعث مرگومیر بیشتری نسبت به مواد مخدر میشود.
پس بالا بردن آگاهی و دانایی از مضرات سیگار میتواند ما را در ترک آن یاری کند.
زمان شروع مصرف مواد مخدر خودم این ذهنیت را داشتم که انسان بعد از پنجاهسالگی باید مواد مصرف کند تا مجبور به مراجعه به دکتر نشود و بیماری سراغ انسان نیاید. ولی بعد از گرفتن آموزشها و بالا بردن آگاهی، متوجه اشتباه بودن این فکر شدم.
الان هم باید انسان درک کند که سیگار و مشتقات آن جز ضرر چیز دیگری برایش ندارد و هزینهٔ آن را هم باید بپردازد.
در کنگره با مثال است که همه چیز برای ما قابللمس میشود. داستانی هست که آقای مهندس در یکی از سیدیها میفرمایند:
یک کرهالاغ و مادرش در طویلهای بودند به همراه یک بره. هر چه علف خوب و تازه بود برای بره میدادند و هر روز بعد از کار، علفهای پسزدهٔ بره و خشک را جلوی خرها میریختند. کرهخر گفت: «این چه عدالتی است؟ بعد از این همه زحمت، بره علفهای تازه و خوشبو را بخورد و ما پسماندهٔ او را؟»
مادرش گفت: «صبر کن، اینها همهاش پخپخ دارد.»
بعد از مدتی گوشت یخچال خانه تمام میشود و گوسفند را میکشند. هنگام بریدن گلویش صدای «پخپخ» بلند میشود. مادر به کرهخر میگوید: «بیا گوش کن، چه میشنوی؟ این همان پخپخی بود که گفتم.»
پس همهٔ کارهای ما یک پخپخی دارد. سیگار هم همینطور. اگر بتوانی لذت زندگی بدون سیگار را درک کنی، دیگر میلی به کشیدن سیگار نخواهی داشت.
ممنون که به صحبتهای من گوش کردید.

مسئول صوت: مسافر حبیب ( لژیون سوم)
عکاس: مسافر ابوطالب (لژیون هفتم )
تایپ : مسافر هادی (لژیون چهارم)
دیتا:مسافر غلامرضا (لژیون هشتم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
92