یازدهمین جلسه از دوره پنجاه و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی شفا مشهد، به استادی مسافر علی، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر محسن با دستور جلسه "دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ" روز سهشنبه ۱۴۰۵/۳/12ساعت۱۷ آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علی هستم یک مسافر. از آقای نگهبان، دبیر جلسه و راهنمای عزیزم، آقا رضا، تشکر میکنم.
سال گذشته تقریباً در همین ایام، در شعبه رضا و با همین دستور جلسه در جایگاه استادی حضور داشتم، اما نتوانستم درباره سیگار صحبت کنم؛ زیرا در خانواده من، سیگار یک دیکتاتور واقعی بود. من از هیچکس، نه کودک و نه بزرگسال، نه پدر و مادر و نه همسرم، واهمهای نداشتم و در حضور همه روزانه سه بسته سیگار مصرف میکردم. اگر کسی اعتراضی میکرد، پاسخ میدادم: «هر کس ناراحت است، میتواند از اینجا برود.» بهمعنای واقعی کلمه، یک دیکتاتور بودم.
بارها گریه کردم و با خود اندیشیدم که چگونه ممکن است هفت سال باشد که سیگار نمیکشم. اکنون میخواهم توضیح دهم که این اتفاق چگونه رقم خورد.
ماجرا از زمانی آغاز شد که در شعبه الهیه حضور داشتیم و مصرف سیگار آزاد بود. افراد در لژیون و هر مکانی که تمایل داشتند سیگار مصرف میکردند. تا اینکه در سالهای ۱۳۹۲ و ۱۳۹۳، مصرف سیگار منجر به بروز سکتههای قلبی برای آقای مهندس شد. آن زمان با خود گفتم: «وقتی آقای مهندس با چنین مشکلی مواجه شدهاند، پس ما نیز باید سیگار را کنار بگذاریم.»
اما ترک سیگار برای من آسان نبود. حدود دو سال بهصورت جستهوگریخته در لژیون حضور پیدا میکردم تا اینکه روزی پسرم، مهدی، را در حال مصرف سیگار دیدم. مهدی اکنون همسفر من است، لژیون دارد و در پارک نیز لژیون تغذیه سالم را اداره میکند. با دیدن او گوشهای نشستم و شروع به گریه کردم.
در کاشمر نگهبان جلسه بودم که در اردو از دیدهبانهای محترم برای حضور در نمایندگی کاشمر دعوت به عمل آمد و شرایط حضور آقای حکیمی فراهم شد. ایشان حدود چهل دقیقه صرفاً درباره سیگار صحبت کردند.
همواره بیتی را که بارها با خودم تکرار میکردم و در اردوها برای آقای حکیمی خواندم:
«گیرم که خلق را به فریبت فریفتی با دست انتقام طبیعت چه میکنی؟»
به آقای حکیمی گفتم: «حقیقتاً پسرم را در حال مصرف سیگار دیدهام و نمیدانم چه باید بکنم.»
ایشان در پاسخ گفتند: «خودت که مصرف میکنی، آیا این کار درست است؟ اگر میخواهی به کسی بگویی کاری را انجام ندهد، ابتدا خودت آن کار را انجام نده. نخست خودت مصرف نکن تا فرزندت نیز مصرف نکند.»
آقا رضا تصور میکردند که من دیگر سیگار مصرف نمیکنم؛ به همین دلیل برگه شرکت در اردو را امضا کردند و من توانستم در اردو حضور پیدا کنم.
پس از بازگشت از اردو، یکی از دوستان مشارکت کرد و گفت که تهسیگاری پشت گردنش افتاده و بهشدت او را سوزانده است، بهطوریکه گردنش بهسختی حرکت میکند. با شنیدن این موضوع با خود گفتم: «خدایا، من چه تعداد تهسیگار از پنجره خودرو به بیرون پرتاب کردهام؟»
پس از آن، قسمت بار وانت خود را از روزنامه پر کردم و روی آنها آجر گذاشتم تا از ترس آتشسوزی و آسیب، دیگر هرگز تهسیگار را به بیرون پرتاب نکنم.
.jpg)
گاهی با خود فکر میکنم که در کدام بخش از زندگیام عمل نیکی انجام داده بودم که مهر و علاقه به سیگار از دلم بیرون رفت. حدود سه سال در لژیون ویلیام حضور داشتم، اما از زمانی که تصمیمی قاطع گرفتم، طی ده ماه و پنج روز سفر درستِ نیکوتین در کنگره، به لطف خدا اکنون هفت سال است که سیگار مصرف نمیکنم.
هر ماه هزینهای را که پیش از این صرف خرید سیگار میکردم به کنگره اختصاص میدهم و با خود میگویم:
«علیِ دیکتاتور چگونه توانست روزی سه بسته سیگار را کنار بگذارد؟»
هنوز هم باور این موضوع برایم دشوار است.
البته دستور جلسه تنها درباره سیگار نیست، بلکه تمامی انواع دخانیات از جمله قلیان، ناس، پیپ، ویپ و سایر موارد را نیز در بر میگیرد.
امروز هنگام حرکت به سمت جلسه، دخترم یادداشتی برایم نوشت و گفت: «بابا، فکر نکن که موضوع سیگار بهطور کامل تمام شده است.»
از او پرسیدم: «منظورت چیست؟»
گفت: «تو در دوران مصرف سیگار آنقدر عصبی و پرخاشگر بودی که هنوز هم حدود ۳۰ درصد از آن عصبانیت در رفتار تو باقی مانده است. امیدوارم روزی این بخش نیز از بین برود و بتوانیم بگوییم که واقعاً دیگر سیگار نمیکشی.»
واقعیت این است که در گذشته، حتی زمانی که مهمان در خانه حضور داشت، اگر کسی میگفت سیگار نکش، پاسخ میدادم: «هر کس ناراضی است، میتواند برود. من میخواهم سیگار بکشم؛ کنار شومینه یا هر جای دیگری که خودم بخواهم.»
متأسفانه مصرف قلیان نیز در جامعه به امری عادی تبدیل شده است، در حالی که همه میدانند زیان آن بسیار بیشتر است.
اخیراً در مَعیت آقای ریختهگر و آقا رحمان در بجنورد بودم. آقا رحمان با قاطعیت اظهار کردند که هیچ موردی را سراغ ندارند که در سفر دوم ناس مصرف کرده باشد و رهایی پایدار و ماندگاری داشته باشد؛ همه آن افراد متاسفانه بازگشت کردند.
این موضوع مورد تأیید سایر دوستان نیز قرار گرفت و من خود نیز شاهد چنین مواردی بودهام.
خود من نیز زمانی برای آنکه سیگار نکشم، تمایل داشتم ناس مصرف کنم و حتی به همراه یکی از دوستان در فکر تولید آن بودیم و تصور میکردیم که نوع اصلی آن را خودمان تهیه خواهیم کرد؛ اما خوشبختانه این کار هرگز عملی نشد.
امروزه ویپ به یک مُد تبدیل شده است. اگر درباره آن تحقیق شود، مشخص میشود که یکی از مواد تشکیلدهنده آن استون (پاککننده لاک)، مادهای دیگر سم علف و همچنین ترکیباتی برای ایجاد رایحههای مختلف است. مجموعه این مواد، تخریبی بهمراتب بیشتر از تنباکو به همراه دارند.
از اینکه به سخنانم توجه کردید، سپاسگزارم.
در ادامه توسط ایجنت گرامی راهنمای محترم لژیون چهاردهم مسافر علی معرفی گردید

مرزبان خبری: مسافر احمد
صوت: مسافر مجید ل4
عکاس: مسافر حسین ل۱
تایپ: مسافرین ابراهیم ل۱ و احمد ل۱۱
ارسال خبر: مسافر جلیل ل۱۸
- تعداد بازدید از این مطلب :
116