جلسه هفتم از دوره سیوچهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ملاصدرا به استادی همسفر مرضیه، نگهبانی همسفر مرضیه و دبیری همسفر زکیه با دستورجلسه «دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ)» روز دوشنبه ۱۱ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
ابتدا از مهندس حسین دژاکام و خانواده محترم ایشان تشکر میکنم که این بستر امن را برای منِ همسفر فراهم کردند. از نمایندگی میرداماد و نگهبان جلسه، همچنین دبیرشان و راهنما همسفر فاطمه تشکر میکنم که این فرصت خدمت را به من دادند تا از تک تک شما آموزش بگیرم.
همانطور که میدانید مصرف سیگار، قلیان، ویپ و سیگارهای الکترونیکی بهخصوص در جوانان و نوجوانان بسیار رایج شده است. همچنین در همسفرها، از دختر چهارده یا پانزده ساله گرفته تا یک پیرمرد هفتاد ساله درگیر آنها هستند. متأسفانه مصرف نیکوتین در جامعه بسیار رایج شده است. ابتدا مسافرم درگیر اعتیاد بود سپس من درگیر مصرف قلیان شدم. مسئولیت کار خود را پذیرفتم، به کنگره۶۰ آمدیم و متوجهشدم، مصرفم از روزی یک مرتبه شروع و بهمرور بیشتر شد. هر شب بعد از کارم در منزل یکی از دوستان قلیان میکشیدیم.
زمانی که به خانه برمیگشتم با وجود مخالف مسافرم به اندازهای سیگار میکشیدم که دچار تپش قلب و بالا رفتن ضربان میشدم. فکر میکردم آرامش میگیرم و حالم خوب میشود؛ درحالیکه نمیدانستم این راه اشتباه است، تا اینکه خداوند به من رو کرد.
مسافر بنده برادرم هستند، به من گفت: مرضیه من متادون و شیشه را به سختی کنار گذاشتم، تو خجالت نمیکشی جلو من سیگار مصرف میکنی؟ نمیتوانستم بپذیرم که سیگاری یا قلیانی شدهام. با خود میگفتم نه! سیگاری نیستم، قلیان نمیکشم. کار به جایی رسید که مسافرم از سیگارهای خودش به من نمیداد و من را مجبور میکرد که خودم خریداری کنم و این کار را هم کردم. روزهای آخر مصرفم، هر روز صبح یک پاکت سیگار میخریدم.
به جایی رسیدم که پسرم گریه میکرد و میگفت: من ورزشکار هستم و دود سیگار من را اذیت میکند. تمام این تخریبها و حال خرابیها را میدیدم و بههیچ عنوان حالم خوب نبود. راهنمایم اوایل سفرم، دوران تاریکی من را میدیدند که حالم بسیار بد بود. خدا را شکر میکنم که مسیر برایم باز شد. خانم فاطمه با وجود اذیتهای من خیلی به من کمک کردند. دستانشان را در قلبم میبوسم که این کمک بزرگ را به من کردند تا سفرم را به پایان برسانم.
ابتدا شاید از ترس قضاوتشدن و نگاه بد، جایی بازگو نمیکردم؛ اما با خود میگفتم من این تاوان را باید بدهم. اکنون هر جا که میروم میگویم که من مصرف سیگار داشتم و در حال سفر هستم. اصلا از قضاوت شدن نمیترسیدم؛ حتی اجازه میدادم عکسم را در سایت بارگذاری کنند. خداوند به بنده لطف کرد و رهای من روز پنجشنبه در جلسه عمومی بود و به حال خوش رسیدم.
دررابطه با سفر ویلیام، هر کدام از ما مادر، خواهر و پایه و الگو خانواده هستیم که اعضا خانواده به ما نگاه میکنند. زمانی که من با حال خراب به خانه میرفتم، از ترس برای حفظ آرامش ظاهری خود به سمت قلیان روی میآورم؛ هرچند که قلیان بهمراتب تخریب بیشتری نسبت به سیگار دارد. بهظاهر یکی هستند ولی آسیبشان یکیازیکی بدتر است. زمانی که دیدم حال خوشی ندارم، این سفر را انجام دادم. خدا را شکر میکنم که با کم کردن هر پله حال من بهتر شد. همگی بهدلیل پذیرش، آموزش و دانایی بود که بهدست آورده بودم.
از تخریبهای سیگار میتوان گفت: از بین رفتن دندانها و پوکی استخوانها که بهخصوص در همسفران بهشدت بیشتر است. بنده سیگار مصرفمیکردم به امید اینکه انرژی بگیرم؛ اما زمانی که به خانه میآمدم، نمیتوانستم بنشینم. موادشبهافیونی که از بیرون وارد بدن میشوند باعث میشود که کارکرد مغز کاهش یابد وهورمونهای موردنیاز بدن ترشح نشود، همچنین سیستم عصبی بهم بریزد، پرخاشگر شوم و خواب درستی نداشتم.
درحال حاضر خداوند را شکر میکنم ساعت خوابم تنظیم شده است، از لحاظ تغذیه و دیدگاهم نسبت به جهان بیرون تغییر کرده است. قدرت تحمل خود را بالا بردهام و از قضاوت شدن نمیترسم. انسانی که خود را دوست داشتهباشد کاری میکند که دیگران نیز مجذوب اون شوند. این تغییر را روزبهروز اطرافیان مشاهده میکنند که مرضیه با آن حال خراب میآمدی سر کار اما اکنون حالت بهتر شده است. اوایل سفر راهنمایم میگفت: چرا پوست صورتت پر از ککومک است.
در این سیزده ماه سفر دو جلسه یا سه جلسه غیبت داشتم و به عشق درمان و این حال خوب، صبح زود به مسافرم میگفتم من را تا پارک ببرد. راهنمایم خانم فاطمه بدون منت، صبح زود در پارک بودند و حال خوش را به من هدیه میدادند. انشاءالله من نیز با گرفتن شال سرمهای بتوانم به خودم، جامعه و همهجبران خسارت کنم. درحالحاضر دختران کوچک را میبینم که گل یا سیگارهای میوهای میکشند و تصور میکنند تخریب ندارد؛ چهبسا تخریب آنها بسیار بیشتر است.
از شما میخواهم اگر مصرفکننده هم نیستید یکبار هم که شده فایلهای صوتی ویلیام را گوش دهید تا با این تخریبها بیشتر آشنا شوید. اگر در کنگره، پذیرش در ما بهوجود بیاید و بتوانیم قدم اول را برداریم و مثلث دانایی را اجرا نماییم راه برایمان باز میشود و بهترینها برای ما اتفاق میافتد.

مرزبانان کشیک: همسفر الهه و مسافر احسان
تایپیست: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
عکاس: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
ارسال: همسفر میترا مرزبان خبری
همسفران نمایندگی ملاصدرا (نیکآباد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
248