جلسه هشتم از دوره سیوچهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی خواجو به استادی راهنمای ویلیام وایت همسفر زهرا، نگهبانی همسفر فخری و دبیری همسفر شهرزاد با دستور جلسه «دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ و ویپ)» روز دوشنبه ۱۱ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که اجازه داد امروز در جمع شما دوستان محبت در شعبه خواجو باشم، از نگهبان و مرزبانان تشکر میکنم که امروز اجازه دادند من خدمت کنم.
همانطور که دبیر محترم فرمودند: دستور جلسه امروز سیگار و دخانیات است و این دخانیات شامل همه مواد نیکوتیندار میشود که یکی از این موارد ناس است. ناس یک نوع مواد سفید رنگ است که با آهک و مواد خوراکی معطری ترکیب شده و استفاده میشود. این ماده بیشتر در خراسان مورد توجه است و از این سیوشش رهایی که داشتم دو نفر از آنها مصرف ناس داشتند که در اصفهان کمتر دیده میشود. ناس بسیار خطرناک است و مشکلات قلبی، دهان و دندان را به وجود میآورد.
مسئله بعدی ویپ است که در بین جوانان بسیار دیده میشود و فکر میکنند که ویپ تخریب ندارد در صورتی که تخریب ویپ بیشتر از سیگار است. ویپ یه دستگاه الکترونیکی است که نیکوتین را به صورت مایع وارد بدن میکند و آن مایع تبدیل به بخار میشود و بعد تبدیل به منوکسید کربن و بعد وارد ریه میگردد.
پیپ هم که در اکثر فیلمها انسانهای با کلاس دستشان است و استفاده میکنند، دود ندارد و در دراز مدت عوارض خودش را دارد؛ اما خودشان این باور را دارند که پیپ اعتیادآور نیست و فقط تیپمان را خوشتیپتر کرده است. در مورد قلیان و سیگار نیز اگر در گوگل سرچ کنید، مضرات آن را میتواند ببینید. اکثر خانمهای بارداری که در دوران بارداری مصرف قلیان و سیگار دارند، بچههای ناقص و مشکلات عدیدهای را به وجود میآورند.
آقای مهندس بیان کردند: «انسان باید به گذشته خودش سری بزند که قبل از مصرف دخانیات چگونه بوده و بعد از مصرف دخانیات چی شده است». من اینها را برای کسانی که جدید هستند، تکرار میکنم. من روزانه مصرف سی نخ سیگار داشتم و مسافرم مصرفکننده هروئین است. خیال میکردم وقتی خودم سیگار بکشم همسرم ترک میکند؛ اما من مشکلی را به مشکلاتم اضافه کرده بودم و حدود هشت سال مصرف سیگار داشتم و سیگار تخریبهای بسیاری را برای من به وجود آورده بود و آنقدر من را در درون تاریکیها فرو برده بود که یک روز تصمیم گرفتم و دست دختر شش سالهام را گرفتم و برویم طبقه سوم و خودمان را به پایین پرت کنیم؛ چون از مصرف سیگار خسته شده بودم؛ زیرا دو بار ترک کرده و موفق نشده بودم و از این میترسیدم که دخترم متوجه مصرفکننده بودن من شود.
وقتی داشتم پلههای آخر را میگذراندم، تلفن زنگ خورد و دخترم دستم را کشید تا تلفن را جواب بدهد. ما به یک مراسم مذهبی دعوت شدیم و بعد از اتمام مولودی با یکی از اعضای کنگره۶۰ آشنا شدم و به زور من را به کنگره آورد و گفت من زمانی که شما را دیدم، مثل یک آدم هروئینی حال خراب بودید با خودم گفتم در غیاب شوهرش هروئینی شده و یا مشکلات ریوی و یا کبدی دارد که آنقدر رنگ چشمان زرد و دندانهایت سیاه و زرد است. این ماجرا را تعریف کردم تا با من که مصرفکننده دخانیات بودم آشنا شوید.
خداراشکر سال نودوچهار به کنگره آمدم و سفر کردم. هشت سال راهنمای سیگار، دو سال راهنمای شال سبز و چهار سال راهنمایی شال نارنجی گذراندم و خداراشکر سیوشش رهایی داشتم و هماکنون در خدمت شما هستم و از حال خوبی برخوردار هستم. من با مصرف دخانیات بزرگشدن بچهام و هیچ چیز از زندگی را نفهمیدم، آن موقع که همه خواب بودند من بیدار بودم و بالعکس. الان افسوس خوردن فایدهای ندارد؛ ولی میخواهم بگوییم آنهایی که درگیر دخانیات هستند تا دیر نشده مصرفشان را ترک کنند؛ زیرا مشکلات بسیاری را به وجود میآورد. گوش من نیز به مشکل خورد و شنواییام را داشتم از دست میدادم. تپش قلب داشتم، صورتم پژمرده شده بود و مثل یک مصرفکننده هروئینی بودم؛ اما بعد از درمان خدا را شکر به تعادل رسیدم. همینطور که میدانید مصرف دخانیات آسیبهای بسیاری دارد شاید الان متوجه نشویم؛ ولی بیماریهای را در دراز مدت بهش پی میبریم. شخصی میتواند بگوید توانستم از آزادیها عبور کنم که توانسته باشد، مسئله دخانیات را در خودش حل کند. به نظر من یکی از دلایلی که همسفران از سفر کردن خودداری میکنند، ترس از قضاوت شدن است؛ ولی خدا را شکر یک دفعه خانم آنی بیان کردند: «در کنگره کاری به صفات قبلی انسانها نداریم، مهم این است که شخص سفر کند». من سه تا از رهجوهای ویلیامم، راهنمای شال نارنجی و سبز بودند که خدا را شکر سفر کردند و مشکلی نیز برایشان پیش نیامد. در چند سال گذشته دورهای که من سیگار میکشیدم، مصرف سیگار مثل تابو بود و همه پنهانی سیگار میکشیدند، حجب و حیایی بود؛ ولی الان متأسفانه خانمها راحت دست خود را از پنجره بیرون میآورند و بدون این که حیایی باشد سیگار میکشند، میخواهم بگویم که فرق بین قبلاً و الان چقدر است. فکر میکنند مصرف دخانیات کار بسیار مهمی است، در صورتی که تخریبهای خودش را دارد. دخانیات اولین پله ورود به تاریکیها است و لازمه خروج از تاریکیها رسیدن به دانایی است و این دانایی در مورد سیگار انجام نمیشود، مگر اینکه بتوانید در لژیون ویلیام وایت قرار بگیرید.
در سیدی «پیامآور» آقای مهندس بیان کردند: «انسان باید فرق آتش با شعله را با آتش بدون شعله تشخیص بدهد و باید به یک مرحله و به یک بیداری برسد که بگوید من که میخواهم مصرف کنم، ده سال تا پانزده سال از عمرم کم شود و برای خودم مهم نباشد؛ ولی برای خواهر، برادر و ... مهم است. شاید بگویم میخواهم بمیرم؛ ولی آیا به این فکر کردم که فردا خانوادهام چه زجری میکشند؟ دقیقاً این را آقای مهندس تو سیدی «پیامآور» به آن اشاره کردند که شاید آنموقع برای تو مهم نیست؛ ولی جانت مهم است و مشکلت را باید حل کنی. ما میدانیم شخصی که در این جهان هستی مصرفکننده دخانیات باشد، قطعاً اعتیاد به دخانیات را با خودش به حلقههای بعدی نیز میبرد. جسم دست ما امانت است و ما باید به خوبی از آن مراقبت کنیم. به قول شاعر که میگوید:
آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم
یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم
روش درمان دخانیات خدا را شکر هم در پارک و هم در شعبه است؛ ولی ما همسفران به راحتی از این موضوع گذر میکنیم، سفر دخانیات انجام نمیدهیم و از این موهبت که خدا سر راه ما قرار داده استفاده نمیکنیم تا روزی که از این نعمت محروم شویم. من زمانی که سیگار را درمان میکردم با دو سه تا اتوبوس با یک بچه شش، هفت سال به شعبه میرفتم و به سختی توانستم رها شوم. اینها را میگویم که قدر این لحظهها را بدانید و از لژیون ویلیام استفاده کنید. امروز اگر بند شیطان به اندازه سر سوزن باشد همچنان بند است؛ پس بدانیم مصرف دخانیات هم نوعی بند است که باید بند را از خودم رها کنم و اگر بتوانم این مسئله را از خودم جدا کنم، میتوانم بگویم من کنگرهای هستم. اگر همسفر عزیزی در بین ما وجود دارد که مصرفکننده دخانیات است، اصلاً نگران نباشد و با شجاعت تمام بلند شود، در این جایگاه اعلام کند که مصرفکننده دخانیات است و دستش را در دست راهنمای ویلیام بگذارد و سفرش را آغاز کند تا هم خود به تعادل برسد و هم زندگی خود را به تعادل برساند. همسفری که خودش دخانیات مصرف میکند نمیتواند، دوربین قضاوت را روی مسافر و اطرافیانش بگیرد؛ زیرا اول باید از دخانیات خودش را راحت کند. من به عنوان مادر، خواهر و ... الگوی دیگران هستم، شاید روزی بچه خودم یک مصرفکننده شود، آن موقع نمیتوانم کاری بکنم؛ زیرا میگوید چرا خودت یک مصرفکننده هستی.
تحویل جایگاه دبیری

رهایی ۴۰ سیدی همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر بنفشه (لژیون اول)

رهایی ۴۰ سیدی همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر طیبه (لژیون نهم)

رهایی ۴۰ سیدی همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر لیلی (لژیون نوزدهم)

رهایی ۳۰ سیدی همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر بنفشه (لژیون اول)


مرزبانان کشیک: همسفر زهرا و مسافر میلاد
تایپیست: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر سادات (لژیون هجدهم)
عکاس: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر زهرا
همسفران نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
441