آقای مهندس میگویند: «ما برای هر فردی که خواهان انجام عمل باشد نسبت به امورات خودش برنامه تعیین شده میدهیم.» با توجه به اینکه همسفر مهدیه در حال سفر درمان سیگار با آدامس نیکوتین هستند و نه ماه از سفر ایشان میگذرد برآن شدیم طی مصاحبهای از تجربیات ایشان در این زمینه استفاده کنیم و آموزش بگیریم، امید که روشنیبخش درماندگان راه تاریکی باشد.
همسفر مهدیه، مسافر ویلیام وایت به همراه مسافرشان با تخریب سورچه وارد کنگره شدند، به مدت هجده ماه است که به روش DST و با داروی OT به راهنمایی راهنما همسفر سهیلا و راهنما مسافر سعید میرزایی سفر میکنند. رشته ورزشی همسفر مهدیه، ایروبیک و ورزش مسافرشان دارت است و دو دوره نیز عضو لژیون سردار بودهاند.

چرا از نظر کنگره۶۰ درمان سیگار باید در کنار درمان اعتیاد به مواد مخدر و محرک همزمان شروع شود؟
به نظر من کنگره۶۰ همه ابعاد یک انسان را چه جسم، چه روان چه جهانبینی بصورت موازی و ذرهذره جلو میبرد. مصرف نیکوتین مثل مصرف مخدرها، اضافه وزن و افکار منفی میتواند به بدن انسان آسیب برساند. در ابتدا و قبل از اینکه وارد لژیون ویلیام بشوم این را قبول نداشتم؛ اما رفتهرفته در مسیر متوجه شدم چقدر میتواند در سلامت جسمی و فکری انسان تأثیر بگذارد.
اکثر مصرفکنندگان سیگار و دخانیات تصور میکنند با مصرف به آرامش میرسند، شما که در مرحله رهایی از بند نیکوتین هستید چه حقیقت پنهانی را در مورد آن آرامش کاذب پیدا کردید که در زمان مصرف متوجه نبودید؟
نکته قابل توجه این است که آقای مهندس در سیدیهایشان میگویند: کسانی که درمان مصرف نیکوتین دارند دو کار را نباید انجام بدهند؛ اول اینکه اصلاً و اصلاً گریز نزنند؛ چون مشک سوراخ میشود، این نباشد که همزمان مصرف سیگار و آدامس داشته باشند، دوم اینکه تعداد قطعات آدامس را کمتر نکنند. من طبق پروتکل از کمترین میزان ممکن شروع کردم چون مصرف من زیاد نبود ولی بعضی روزهایی که روی مثلاً ده قطعه بودم، تپش قلب میگرفتم و به سکسکه میافتادم، از آدامس بدم میآمد و میگفتم نمیخورم، کاملاً متوجه میشدم عصبی شدهام و به مسافرم پرخاش میکردم؛ حتی گاهی اوقات مسافرم میگفت: آدامست را خوردهای؟ میگفتم: نه یادم رفته است و وقتی میخوردم حالم بهتر میشد، اینقدر تأثیر دارد. آدم فکر میکند چیز مهمی نیست، یک تفریح است و همه استفاده میکنند میخواهم بگویم همان کم و زیاد کردن آدامس نیز کاملاً از نظر ذهنی روی من تأثیر میگذارد، من را پرخاشگر میکند یا از تعادل خارج میکند دیگر چه برسد به مصرف خود سیگار یا قلیان که بهجز نیکوتین هزاران ضرر و آسیب دیگر هم دارد.
با توجه به تجربه شما و آموزشهای کنگره۶۰ چطور میشود نقطه تفکر یک مصرفکننده دخانیات را در جهت درمان ایجاد و تقویت کرد؟
با اینکه من در کنگره نوپا هستم و یک سال و نیم از ورودم به کنگره۶۰ میگذرد یک درس خیلی بزرگ از آقای مهندس گرفتم که همه چیز قدم به قدم و با صبر انجام میشود؛ حتی در مورد مسافرهایمان هم شتابزدگی یا انتظار اتفاق سریع ممنوع است و همیشه ما را به صبر دعوت کردهاند. به نظر من با آگاهیهای کوچکی که به آنها میدهیم، میتوانیم جهانبینیشان را در این قضیه تغییر دهیم که هرآنچه کنگره۶۰ به ما آموزش میدهد در جهت بهبود سلامت جسم و روان ما است.
آیا مصرف سیگار، قلیان یا ویپ برای یک بانو بهعنوان مادر یا همسر، جدا از بحث مسافر اثرات ضدارزشی در تزلزل جایگاه خانواده دارد؟
به نظرم بله، خیلی تأثیر دارد چه از لحاظ جسمی و چه از لحاظ روانی. وقتی نیکوتین از بیرون به بدن میرسد درنتیجه تولید آن در بدن انسان متوقف میشود؛ بنابراین وقتی نیکوتین نمیگیرد احساس عصبیبودن به فرد دست میدهد، پرخاش میکند. من فکر میکردم تفریحی مصرف میکنم و این تفکر باطلی بود که داشتم، در شرایط خاص با تمام وجود طلب میکردم و اگر نبود عصبی میشدم. این میتواند بهعنوان جایگاه یک مادر یا همسر در رفتارم واکنشی تند و منفی را نشان بدهد. موضوع دیگر هم این است که وقتی در روان من تأثیر میگذارد و نامتعادل هستم نمیتوانم به مسافرم، فرزندم، خانوادهام و اطرافیانم کمک کنم.

کلام آخر
خیلی از شما ممنونم. اول از خدای خودم تشکر میکنم که شرایط را طوری فراهم کرد که من به اینجا قدم گذاشتم. فکر میکردم برای مسافرم اینجا هستم؛ اما واقعاً بهخاطر خودم اینجا حضور دارم. تشکر میکنم از آقای مهندس که از جان، مال، آبروی خود و از هرآنچه داشتند برای کمک به ما استفاده کردند. از خانواده محترمشان که خیلی تأثیرگذار بودند. از اساتید آقای مهندس که آموزشهای فوقالعادهای را به ایشان دادند. از راهنمای DST خودم که شروع این مسیر به پیشنهاد ایشان بود، از راهنمایان نیکوتین، خانم بهناز که مسیر را با ایشان شروع کردم، ایشان بسیار خوشرو و مهربان بودند و از خانم پانتهآ که کنار من نه در جایگاه یک راهنما، واقعاً خواهرانه غصههای من و حرفهای من را فراتر از تصور شنیدند و خیلی به من کمک کردند متشکرم.
در پایان امیدوارم همه کسانیکه در این بند گرفتار هستند روزی به این مرحله برسند که این قدم میتواند خیلی کمک کند؛ چون من تفریحی مصرف میکردم فکر نمیکردم این کار یک ضدارزش است و میتواند روی من تأثیری بگذارد. خیلی دوست دارم تجربه شخصی خودم را به گوش کسانیکه این مطلب را میخوانند برسانم که این یک گره است و باز شدنش دریچهای را به روی انسان باز میکند که زبان از وصف آن قاصر است، خیلی ممنونم از وقتی که گذاشتید.
انجام مصاحبه و طراح سوألات و تایپ: همسفر مریم و. رهجوی راهنما همسفر مریم ث. (لژیون نهم)
عکاس: همسفر رویا رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر پرنیا رهجوی راهنما همسفر راحله (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی لویی پاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
141