هشتمین جلسه از دوره نوزدهم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی دلیجان، با استادی راهنما مسافر عبدالرضا، نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر امید، با دستور جلسه: "دخانیات(سیگار،قلیان،پیپ،ویپ)"، درروز دوشنبه 11خرداد ماه ۱۴۰۵، ساعت۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد
در مورد دستور جلسه «دخانیات»، اتفاقاً در همین موضوع داشتم فکر میکردم. داشتم «بهترین راه» را میخواندم که بهترین راه، کوتاهترین راه نیست؛ همانطور که غذای نیمپخته یا خام قابل خوردن نیست. در کنگره ۶۰ دقیقاً همین نگاه در مسئله دخانیات وجود دارد.میبینیم که راهنماها در لژیونها میگویند درمان اعتیاد بدون درمان سیگار کامل نمیشود. کسی که سیگارش را درمان نکند، دروازه ورود به اعتیاد برایش باز میماند
دقیقاً فردی که سیگار میکشد باید بداند بعد از درمان اعتیاد، اگر دخانیاتش درمان نشده باشد، مثل همان غذای نیمپخته است؛ یعنی مجبور است دوباره برگردد و خیلی چیزها را از نو بسازد.اگر بخواهیم درباره دخانیات صحبت کنیم، من در سیدیهای آقای مهندس و همچنین در مطالب مربوط به نیکوتین شنیدم که سیگار حدود ۴۰۰۰ ماده درون خود دارد که یکی از آنها نیکوتین است و حتی میتواند در مواردی اثرات خاصی داشته باشد؛ اما بیش از ۳۰۰۰ ماده دیگر، سمی است و وارد جسم انسان میشود.
در واقع نیکوتین نوعی «جایگزینی» ایجاد میکند؛ شبیه همان جایگزینی در اعتیاد: جایگزینی مواد مخدر بیرونی به جای مواد شبهافیونی درونی.همچنین در جستوجوهایی که داشتم، دیدم گفته میشود نیکوتین روی آدرنالین و سروتونین اثر میگذارد و مخصوصاً روی استیلکولین. استیلکولین برای خواب، تمرکز، نوشتن سیدی، رانندگی و خیلی از فعالیتهای روزمره لازم است. حتی در هضم غذا هم نقش دارد.
برای خود من سؤال شده بود که چرا بعضی افراد برای هضم بهتر غذا سیگار میکشند؛ و بعدها متوجه شدم این میتواند به همان جایگزین شدن نیکوتین با استیلکولین برگردد.طبق آن اتفاقی که برای آقای مهندس در سال ۹۱ (اگر اشتباه نکنم) رخ داد و ایشان به بیمارستان رفتند و دچار سکته شدند، نیکوتین دودی را به نیکوتین خوراکی تبدیل کردند؛ یعنی همان نیکوتینی که قبلاً از طریق دود جذب میشد، از مسیر دیگری وارد بدن شد و با روش DST که قبلاً کشف کرده بودند، این مسیر را ادامه دادند تا به درمان رسیدند.

اگر اشتباه نکنم، اوایل شروع درمان دخانیات، حدود ۳۰ نفر از اعضا انتخاب شدند و نفر اول (اگر درست یادم باشد) آقای شمس بودند که بعد از خود آقای مهندس، دو ماه بعد رها شدند. این روش در کنگره توسعه پیدا کرد و بهتدریج به جایی رسید که امروز درمان دخانیات بهقدری مهم شده که به فرد سیگاری خدمت داده نمیشود. هر جا بخواهید خدمتی بگیرید یا مسئولیتی داشته باشید، میگویند باید «سفر ویلیام» داشته باشید؛ یعنی یا در حال سفر باشید یا درمان شده باشید. حتی برای راهنما شدن هم از شما میپرسند: «ویلیام داری؟»
این موضوع بسیار مهم است؛ چون خود آقای مهندس در یکی از صحبتهای سال گذشته فرمودند سیگار ۱۷ برابر مجموع بسیاری از مرگومیرهای دیگر دنیا، تلفات دارد. یعنی اگر تصادفات، خودکشی و انواع مرگها را کنار هم بگذاریم، سیگار مرگومیر بسیار بالاتری ایجاد میکند. چون آسیبهایی که سیگار میزند، بسیاریاش جبرانناپذیر است.
پس اگر مرگومیر سیگار اینقدر بالاست، درمانش هم جدیتر و تلاش بیشتری میخواهد. ما در کنگره ۶۰ ضلعهای مثلث درمان را داریم: جسم، روان و جهانبینی. در دخانیات هم باید این سه ضلع را درست و کامل ببینیم و کار کنیم. خدا را شکر در کنگره ۶۰ این موضوع ساده گرفته نشد و هرچه جلوتر آمدهایم، جدیتر هم شده است.
حتی شنیده بودم که درباره انضباطیها صحبت بود که همزمان با سفرشان، سفر سیگار هم داشته باشند. آقای مهندس هم اشاره کردند که این موضوع کمکم به سمت همزمانی میرود؛ چون دخانیات مستقیم روی سیستم ایکس و سیستم شبهافیونی بدن اثر میگذارد و مثل یک پارازیت عمل میکند و نمیگذارد این سیستم بهدرستی کار کند.
در صورتمسئله اعتیاد گفته میشود: برهم خوردن سیستم ایکس و جایگزینی مواد مخدر بیرونی به جای درونی. وابستگی به سیگار هم دقیقاً همین است. پس برای اصلاح آن هم باید پلهپله برگردیم: جسم از طریق ابزار (مثل آدامس)، جهانبینی با سیدی نوشتن و حضور در لژیونها، و روان هم بهمرور و بهصورت طبیعی شکل میگیرد. به همین دلیل، درمان دخانیات در کنگره اهمیت بالایی پیدا کرده است.

نه فقط در کنگره؛ اگر به سایت هم مراجعه کرده باشید، مکاتبات آقای مهندس با آقای «بیلی ویلیام الوایت» قابل توجه است. ایشان اشاره میکنند که در آمریکا تازه متوجه شدهاند ویپهایی که جدید آمده، آسیبش حتی هزار برابر بیشتر از سیگار است و تازه دنبال راه درمان میگردند. حتی روی روش درمان سیگار در کنگره ۶۰ تحقیق میکنند تا شاید بتوانند این پایلوت را در کشور خودشان اجرا کنند.
این نشان میدهد کنگره ۶۰ در این زمینهها بسیار جلوتر حرکت کرده است؛ و ما باید قدردان این آموزشها و قدردان آقای مهندس باشیم. امیدوارم بتوانیم در این مسیر حرکت کنیم: هم سفر اعتیاد، هم سفر سیگار، و هم سفر جونز؛ چون آقای مهندس سال گذشته اشاره کردند بعد از سیگار، چاقی هم از عوامل مهم مرگومیر است.
این موضوع برمیگردد به خود ما؛ طبق وادی سوم هم یاد گرفتیم که باید خودمان مسئولیت کار خودمان را بپذیریم. راهنما مسیر را نشان میدهد، اما من باید مسئولیت را قبول کنم. اگر مسئولیتپذیر باشم، قطعاً درمان انجام میشود و به تعادل میرسم.
به اعتقاد من، کسی که سیگارش را درمان میکند، باادبتر و متعادلتر از کسی است که سیگار میکشد. چون وقتی برای هر کاری مجبور باشی اول سیگار بکشی، یعنی تعادل نداری. این دو نقطه مقابل هم هستند: تعادل و بیتعادلی.
راهنمای من در لژیون همیشه میگفت در کنگره سه نتیجه دیده میشود: یک عده ترک میکنند، یک عده درمان میشوند، و یک عده به تعادل نزدیک میشوند. درمان، فوق ترک است؛ و رسیدن به تعادل، فوق درمان است. این بستگی دارد که ما کارمان را چطور انجام بدهیم و هدفمان چه باشد.هدفگذاری خیلی مهم است. امیدوارم همه ما در مسیر کنگره حرکت کنیم، مسئولیتهای خودمان را درست انجام بدهیم و به آن تعادل، آرامش و آسایشی که آقای مهندس همیشه از آن صحبت میکنند برسیم.
برگزاری جلسه هماهنگی راهنمایان

عکس و تایپ: مسافر محمد- لژیون یکم
بارگزاری و ارسال خبر: همسفر مسعود-لژیون دوم
نمایندگی دلیجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
59