جلسه پنجم از دوره سی و ششم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی شفا مشهد به استادی راهنمای ویلیام همسفر طیبه، نگهبانی همسفر مبینا و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه «دخانیات: (سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ)» روز دوشنبه ۱۱ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
از ایجنت، مرزبانان، نگهبان، دبیر جلسه و شما عزیزانی که با حضورتان در این مکان کمک کردید، آموزش بگیرم تشکر میکنم. دستور جلسه (نیکوتین و دخانیات) است، اگر بخواهم از خود بگویم در آغاز ورود و قبل از کنگره۶۰، تفکر صحیح نداشتم؛ چون اطلاعات، آگاهی و ورودیهای اشتباهی داشتم، به همین دلیل نتوانسته بودم به نفس اماره غلبه کنم و بنده او شده بودم؛ دستور جلسه هفته قبل (باید دانست، هیچ موجودی به اندازه خود انسان، به خویشتن خویش فکر نمیکند) را درک نکرده و مسئولیتهای زیادی را قبول کرده بودم، میخواستم تمام مشکلات دیگران را حل کنم و همه چیز در دست من باشد و تنها مسئولیت خویش خویشتن را به عهده نگرفته بودم و به خود ظلم میکردم، این شد که نیکوتین رفیق تنهاییها و درمانگر اضطراب و خستگیهای من شد؛ پس ساختاری اشتباه از خود ساخته بودم و درگیر حقهها و فرمانبردار نفس خود شده بودم.
با ورود به کنگره۶۰، اطلاعات و آگاهی را کسب کردم و با قوانین آشنا شدم، وادیها را آموختم ولی به محض خارج شدن از کنگره۶۰، و ورود به اجتماع دوباره همان حال خرابیها، حسهای بسته و پرخاشگریها شروع میشد. با خود میگفتم: «خدایا چرا نمیتوانم چیزهایی را که میآموزم را اجرایی کنم.»
وقتی جلوتر آمدم، متوجه شدم بندی نامرئی به دست و پای خود به نام «بند نیکوتین» زدهام که باعث شده دانایی من به دانایی مؤثر تبدیل نشود و نتوانم چیزهایی را که میآموزم کاربردی کنم؛ قبول کردم من مسافری مانند مسافر خود هستم، مسافر من در بند مواد بود و من از نوع دیگر در بند بودم.
با عبور نیکوتین از سد خونی مغز به سیستم ایکس خود، تخریب وارد کرده و دچار مشکلات روحی و جسمی زیادی شده بودم، فهمیدم ضدارزشی من لباسی از تقوا به تن کرده و مدام در حال فرمان دادن است و من را درگیر حقههای نفس کرده بود؛ به من میگفت: «تو که از همه جا میکشی و مشکلات فراوانی داری، مسئولیتهای زیادی را هم پذیرفتهای، پس از این هم بکش این جسم خودم است و دوست ندارم آن را سالم از این دنیا ببرم».
کم کم متوجه شدم به جز نابودی خود، به فرزندانم، صور آشکار و پنهانم، محیط زیست، اطرافیان و همه چیز آسیب میرسانم و مدام چرخه تاریکی تکرار میشد، در صور آشکار با انواع و اقسام بیماریها: از جمله «قلب، عروق، ریه، اعصاب و روان و... ایجاد میکند؛ در صور پنهان: بسته شدن حسها، پرخاشگری، تخریب سیستم شادی و...را ایجاد میکند.» به این نتیجه رسیدم، باید وادی سوم را درک، پیاده و سند رهایی خود را امضا کنم تا بتوانم به نفس اماره نه بگویم و دیگر در بند یک سر قلیان، یک بسته سیگار در جمع و تنهایی، سرما و گرما نباشم؛ جمعهایی که به واسطه همین مصرف نیکوتین، مافیای تاریکی از جمله: غیبت، تهمت، قضاوت، قیاس و سایر مسائل را تکمیل میکردند؛ پس متوجه شدم جسم من امانتی در دستان من است، باید جلو بروم تا به فرمان الهی برسم؛ برای رسیدن به زندگی و حیات پاک تا قدر این نعمت بزرگ خداوند را بدانم. در ابتدا که با لژیون ویلیام آشنا شده بودم،در صحبتهای همسفر زینب یک جمله خوب به یادم مانده است که گفتند: «طیبه راه هموار است.» به مرور زمان که جلوتر آمدم متوجه شدم که در کنگره همه راهها هموار است؛ چرا چون صورت مسئلهها حل شده و هرچیزی بیرون از این مکان مشکل است و میخواهیم با ترک و با اجبار کنار بگذاریم، اینجا به این گونه نیست و اگر با عشق و لذت درمان را در کنگره شروع کنیم و پیش برویم، مسیرهای بعدی هم باز میشود.
نمیخواهم وارد مسائل پزشکی و علمی بشوم؛ چون در آن جایگاه نیستم و خدا را شکر آقای مهندس خیلی خوب مضرات دخانیات را توضیح میدهند و الگویی بینقص در این زمینه هستند؛ اما برای یادآوری، فکر میکردم مصرف کننده قلیان بهصورت تفننی هستم؛ هرکجا جمع یا جایی باشد که شرایط فراهم شود که سیگار یا قلیانی بکشم؛ پس در این صورت مصرف کننده نیکوتین محسوب نمیشوم و به این صورت سر خود را کلاه میگذاشتم؛ درصورتیکه مسئله اصلی این است که بسته به نوع قلیانی که مصرف میکنم و عمق دمی که به آن قلیان میزنم و زمانیکه برای مصرف میگذارم، بین ۴۰ تا ۴۰۰ نخ سیگار است. هر پکی که به سیگار میزنم، ۷۰ سیسی و هر پوکی که به قلیان میزنم ۳۰۰ سیسی دود وارد ریه من میشود.
برای رسیدن به نیکوتین باید تنباکو یا توتون سوخته شود و در اثر سوختن آن سمیترین مادههای خطرناک آزاد و به صورت دود وارد بدن ما میشوند که از همه خطرناکتر تار یا قطران است که همان ماده سیاه و چسبناک است که به ریهها میچسبد و خود از بینهایت ماده سرطانزا تشکیل شده و این در قلیان و سیگار مشترک است؛ علت آن سوختن زغال قلیان و تولید مونوکسید کربن است و این دود به جای اکسیژن وارد ریه و رگها میشود و خطرات بسیار زیادی دارد. حال منی که به صورت تفننی نیکوتین استفاده میکردم، باید حساب کنم در همان مصرف تفننی چند نخ سیگار را یکجا کشیدهام؟
آیا باز هم مصرفکننده نیکوتین محسوب نمیشوم؟
انشالله چند درصد از همسفرانی که تاکنون فکر نمیکردند مصرف کننده نیکوتین هستند؛ یا اگر هم میدانستند با مضرات و مشکلات مصرف آن آگاه نبودند، تفکر و آگاهی در آن حد نداشتند مثل من بگویند: جسم خودم و مال خودم است و دوست دارم هرگونه میخواهم از آن استفاده کنم. امیدوارم افرادی که مصرفکننده نیکوتین هستند را بیشتر ملاقات کنم و این سفر با عشق را انجام دهند، به رهایی برسند و در ادامه راههای بسیار زیبایی برای آنها باز میشود؛ چرا که حسهایتان باز، حال جسمیتان بسیار خوب، حافظههای کوتاه مدت که مرا بسیار آزاد میداد، فراموشیهایی که میگرفتم، پرخاشگریهای بیحد و اندازه، اضطراب و استرسهایی که فکر میکردم با مصرف نیکوتین آنها را درمان میکنم؛ بعد از گذشت یک مدتی آن اضطرابها و استرسها بدتر شده بود و اعتیاد وحشتناکی که نیکوتین دارد؛ برابری میکند با همان اعتیاد به موادی که مسافرهای ما دارند. امیدوارم که توانسته باشم حق مطلب را ادا کنم و تشکر ویژه میکنم از آقای مهندس، خانواده محترم ایشان، راهنمای ویلیام همسفر نازنین و راهنما همسفر فاطمه که مرا بسیار همراهی نمودند.
مرحله ۳۰ سیدی رهجویان لژیون هفدهم راهنما همسفر طاهره
.jpg)
مرحله ۳۰ سیدی رهجویان لژیون نهم راهنما همسفر فاطمه
.jpg)
دریافت نشان پیمان وادی هشتم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم )
.jpg)
.jpg)
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر مریم و مسافر احمد
عکاس: همسفر تکتم رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون سوم)
تایپیست: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون هفدهم)
ویرایش: همسفر نسرین رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون شانزدهم) دبیر سایت
ارسال: همسفر یاسمن رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون شانزدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
128