English Version
This Site Is Available In English

همسفر برابر با صبر است

همسفر برابر با صبر است

در آسمان کنگره۶۰ ستارگانی می‌درخشند که با نگاهی ژرف و قلبی لبریز از عشق، مسیر رهایی را برای مسافران هموار می‌کنند. امروز فرصتی دست داد تا با یکی از ستون‌های استوار این بنای عظیم، دیده‌بان مسافر محمد صادق هم‌سخن شویم. ایشان که سال‌ها است در جایگاه‌های مختلف از جمله دیده‌بان انضباطی و لژیون جبران خسارت با صبوری و اقتدار خدمت کرده‌اند تجلی بارز پیام (محبت، شالوده‌ اصلی ماست) هستند. در ادامه مشروح این گفتگو را با هم می‌خوانیم.

مسافر محمدصادق با سال‌ها تخریب آنتی‌ایکس مصرفی هروئین وارد کنگره۶۰ شدند. به مدت ۱۲ ماه به روش DST با داروی اپیوم به راهنمایی مسافر رضا سفر کردند. در حال حاضر حدود ۲۵ سال است از بند اعتیاد به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. ایشان در جایگاه‌های خدمتی متفاوتی خدمت کرده‌اند.

همسفر و هفته همسفر در کنگره۶۰ چه جایگاهی دارد و شما این هفته را چگونه فرصتی برای قدردانی از همسفران می‌بینید؟

هفته‌ همسفر یکی از هفته‌های مهم کنگره۶۰ است. ما ۴ هفته مهم در کنگره داریم: هفته راهنما، هفته دیده‌بان، هفته ایجنت و مرزبان و هفته همسفر. این خود نشان‌ دهنده این است که آقای مهندس بسیار به گروه همسفران اهمیت می‌دهند تا امروز هم سالیان سال است که ما در عمل همین را دیده‌ایم. اهمیت هفته همسفر از دید بنیان و نگهبان کنگره۶۰ بسیار مهم است و بنده هم پیرو دیدگاه آقای مهندس و دیگر عزیزان صددرصد برای من مهم است و حضور همسفران در کنگره۶۰ باعث منظم‌تر شدن گروه مسافران می‌شود و این یک قانون است. آقای مهندس هم این را بارها اعلام کرده‌اند. همسفران در کنگره آن‌قدر اهمیت دارند که یک هفته را مخصوص هفته همسفر گذاشته‌اند و مسافرها فرقی نمی‌کند در چه جایگاهی هستند از همسفران خود تقدیر می‌کنند. امروز خود من به خاطر همین اینجا هستم که برای خودم تکرار کنم که هفته همسفر چه قدر اهمیت دارد. شاید باید شعبه‌ای مثل ورامین یا جای دیگری می‌رفتم؛ ولی کلاً کارهایم را کنسل کردم و اینجا حضور دارم که از همسفرانم تقدیر کنم و هیچ فرقی نمی‌کند چه اینجا باشند یا نباشند. تشکر چه زبانی و چه با پاکت است که هر دو مورد در تقدیر کردن از همسفران واجب است. این از اهمیت هفته همسفر می‌باشد.

به همسفرانی که به‌تازگی وارد کنگره۶۰ شده‌اند و در ابتدای مسیر دچار نگرانی و ناامیدی هستند و می‌خواهند همراه مسافر خود بمانند چه توصیه‌ای می‌کنید تا به درمان قطعی ایمان بیاورند و با آرامش این مسیر را ادامه دهند؟

همسفر مساوی با صبر است. خیلی از همسفران فکر می‌کنند اگر مسافرشان وارد سفر دوم یا وارد کنگره شد همه مشکلات حل می‌شود؛ ولی نه این‌گونه نیست، اصلاً هیچ زندگی را شما پیدا نمی‌کنید که بدون مشکل باشد. همیشه در همه زندگی‌ها مشکل وجود دارد. اصلاً اگر مشکلات در زندگی آدم وجود نداشته باشد که این را من نقل از صحبت‌های آقای مهندس می‌کنم، می‌گویند: اگر انسان هیچ مشکلاتی سر راهش نباشد، همان فردا صبح شروع به خودکشی کردن می‌کند؛ چون دیگر انگیزه‌ای برای زندگی کردن ندارد. مشکلات در زندگی انسان‌ها باعث انگیزه می‌شوند. خیلی مواقع می‌گوییم خدایا تا کی باید این مشکلات با ما باشد؛ ولی این خواسته ما خواسته‌ زیادی است و خواسته‌ای که باعث آسیب در زندگی‌مان می‌شود؛ اگر مشکلات نباشند زندگی‌ ما آسیب می‌بیند. مشکلات همیشه وجود دارد و ما برای این‌که بتوانیم مشکلات را رفع کنیم؛ باید دانش کسب کنیم؛ وقتی دانش کسب کردیم تجربه به دست می‌آوریم، تجربه‌های جدید به دست می‌آوریم. دیده‌بان مسافر رضا همیشه می‌گوید: انسان‌ها به دنیا می‌آیند که تجربه‌های جدید کسب کنند. ما در رفع مشکلاتمان تجربیات جدید کسب می‌کنیم. همسفرانی که تازه می‌آیند شاید توقعشان زیاد باشد. در مشاوره تازه‌واردین حتماً این را به آن‌ها می‌گویند که شما  فکر نکنید قرار است همه چیز حل بشود و همه چیز درست بشود. همسفر مساوی با صبر است.

با توجه به ارتباط نزدیک شما با خانواده‌ آقای مهندس، آیا در مقطعی از سال‌های فعالیت کنگره۶۰، همسفران ایشان دچار ناامیدی در مسیر بوده‌اند؟

من افتخار می‌کنم شاگرد کنگره۶۰ هستم و تقریباً از سال ۱۳۸۱ که من در کنگره هستم و از نزدیک این افتخار را داشتم که در کنار خانواده بزرگ کنگره۶۰ باشم و خانواده آقای مهندس و اهل بیت ایشان در این خانواده حضور داشتند من تاکنون چیزی ندیدم. چیزی که من بخواهم دیده باشم که گلایه داشته باشند هیچ وقت من ندیدم، من نمی‌توانم بگویم هست یا نیست. به عنوان شخصی که ۲۵ سال است در کنار این بزرگواران در کنگره زندگی می‌کنم، من چیزی در این چندین  سال ندیده‌ام که بخواهند گلایه داشته باشند. مشکلات برای همه وجود دارد و راستش را بخواهید تا امروز به آن فکر هم نکرده بودم اکنون که شما سوال کردید به آن فکر کردم؛ چون اصلاً ندیدم نه از طرف آقای امین، نه از طرف خانم آنی بزرگ، نه از طرف خانم شانی و نه از طرف خانم کمان‌دار، هیچ‌وقت، من هیچ گلایه‌ای از این عزیزان ندیدم. از خود آقای مهندس هم تا به حال ندیده‌ام که هیچ گلایه‌ای از سیستم کنند.

اگر بخواهید یک خاطره‌ ماندگار از همسفران و همچنین از دوران حضورتان در این شعبه برای ما بیان کنید، خاطره‌ای که بیانگر تغییرات، رشد و حال‌ و هوای این شعبه باشد آن خاطره چیست؟

شعبه تهرانپارس که راه اندازی شد، فکر می‌کنم سال ۱۳۸۹ بود. آقای مهندس هم آنجا تشریف آورده بودند. کلاً آن مکان حدود سی و خورده‌ای متر بود و واقعاً جا نداشتیم. همسفران در راه پله‌ها می‌نشستند. سالنی که نمی‌شود اسم آن را سالن گذاشت کلاً 30 متر بود. روی راه پله‌ها را پوشانده بودیم و به نشریات اختصاص داده بودیم. شعب تهرانپارس و اطراف که امروزه نزدیک به ۱۱ نمایندگی می‌شود. آخرین نمایندگی ‌که افتتاح شد نمایندگی لواسان است. با لواسان ۱۱ نمایندگی بعد از شعبه تهرانپارس افتتاح شدند. در همان فضای کوچک همسفران می‌آمدند و واقعاً خیلی از آن‌ها از همان جا شروع کردند و بعضی از آن همسفران هنوز هم در کنگره۶۰ هستند. خاطره‌ خاصی که مختص به یک موضوع خاص باشد ندارم؛ ولی نمایندگی‌های کنگره۶۰ در شرق تهران و تهرانپارس را از همان مکان ۳۰ متری شروع کردیم و گروه مسافران و هم گروه همسفران خیلی قرص و محکم پای کار ایستادند و اصلاً برای آن‌ها مهم نبود که آن مکان به چه شکلی و چه اندازه‌ای است.

لطفاً برای ما از آقای صالحی بگویید. نقش ایشان در کنگره۶۰ و لژیون سردار را برایمان بگویید؟

روزی من توسط یکی از اعضاء با ایشان آشنا شدم. همین‌جا در سالن پایین آمدم، اینجا خانه ایشان بود که در آن زندگی می‌کردند. همسفر صالحی و خود آقای صالحی بودند و همین جا نشستیم و برای ما چای آوردند. یک خانه بود، آشپزخانه و اتاق داشت با وسایل زندگی، به ایشان گفتم که من شنیدم شما اینجا را می‌خواهید برای استفاده به کنگره بدهید؟ گفتند: بله، فکر می‌کنم شهریورماه بود که نشستیم و صحبت کردیم. گفتیم: ما از کی می‌توانیم بیاییم اینجا را تحویل بگیریم؟ گفتند: از 3 روز دیگر اینجا را خالی می‌کنیم و تحویل شما می‌دهیم و واقعاً هم 3 روز دیگر آقای صالحی خانه را خالی کردند و اینجا را تحویل ما دادند. خانه‌ای بود که خود ایشان در آن زندگی می‌کردند و من بعداً فهمیدم که آن موقع آقای صالحی اصلاً خانه‌ دیگری نداشتند، آن موقع همین یک خانه را داشتند و از اینجا که رفتند در یک منزل استیجاری ساکن شدند و اینجا را تحویل کنگره دادند. ما هم تقریباً 2 ماه داخل آن را بنایی کردیم تا توانستیم فکر می‌کنم ماه نهم یا دهم بود که کاملا مستقر شدیم. این خاطره روز اولی بود که ما آمدیم و آقای صالحی اینجا را به کنگره۶۰ دادند. بعداً فهمیدم که چه قدر در آن شرایط از خود گذشتگی به کنگره۶۰ داشتند. نه اصلاً لژیون سرداری بود، نه بخششی بود، نه کسی راجع به بخشش صحبت می‌کرد. بچه‌ها کمک می‌کردند؛ ولی در این حد ما آن موقع نداشتیم که آقای صالحی این کار را کرد و من بعد به ایشان گفتم: شما در رهایی تک‌تک آدم‌هایی که اینجا رها می‌شوند سهیم هستید.

گفت‌وگو با دیده‌بان مسافر محمدصادق صداقت، بار دیگر نشان داد که ستون‌های کنگره۶۰ تنها با دانش و تجربه استوار نشده‌اند؛ بلکه با عشق، صبر و ایمان عمیق به مسیر رهایی معنا پیدا می‌کنند. ایشان با تأکید بر جایگاه ویژه همسفران، نقش بی‌بدیل آنان را در نظم، آرامش و پیشبرد درمان مسافران یادآور شدند؛ نقشی که آن‌قدر ارزشمند است که یک هفته کامل در تقویم کنگره به آن اختصاص یافته است. همچنین مروری بر خاطرات آغازین شعبه تهرانپارس و تلاش‌های بی‌وقفه همسفران و مسافران، یادآور این حقیقت بود که بسیاری از ساختارهای امروز کنگره بر پایه عشق و ازخودگذشتگی شکل گرفته‌اند. حضور انسان‌هایی چون دیده‌بان مسافر محمدصادق، نه‌تنها مسیر رهایی را برای مسافران هموارتر می‌کند؛ بلکه برای همسفران و خدمتگزاران نیز الهام‌بخش است تا با ایمان و آرامش بیشتری در این مسیر قدم بردارند.

طراح سوال و مصاحبه کننده: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر فروغ (لژیون سوم)
عکاس: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صالحی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .