English Version
This Site Is Available In English

کنگره ۶۰ و گره کور اعتیاد به سیگار

کنگره ۶۰ و گره کور اعتیاد به سیگار

دومین جلسه از دور پنجاه پنجم از سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، به نمایندگی پارک لاله، به استادی راهنمای محترم مسافر سعید، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه: دخانیات (سیگار ،قلیان ، ناس ،پیپ ، ویپ) در روز یکشنبه ۱۰ خرداد ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۶.۰۰ صبح آغاز به کار کرد.


خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان سعید هستم یک مسافر
با تشکر از گروه مرزبانی و ایجنت و تمام عزیزانی که باعث شدن من امروز اینجا در خدمت شما باشم.
دستور جلسه سیگار و دخانیات است.
آقای مهندس یا پیشکسوتان کنگره این‌طور تعریف میکنند: قبلاً همه بچه‌ها وقتی در لژیون‌ها مینشستند سیگار دود می‌کردن و همه جا را دود میگرفته است به طوریکه هواکش و فن هم نمیتوانستنند هوا را تمیز کنند. خیلی برای من عجیب است که مثلاً میگفتند؛ رهجوها به راهنماها سیگار تعارف می‌کردند.
اگر بخواهم تجربه خودم از این دستور جلسه را بگویم. این بود که قبل از کنگره من واقعاً همه تلاشم را برای باز شدن بند سیگار کرده بودم.
ترک سیگار برای من شبیه باز کردن گره پاپیونی روی کتونی بود، همانطور که یک طرف گره را که می‌کشی خیلی راحت باز می‌شود ولی اگر برعکس بکشی سفت‌تر می‌شود. من هم اینقدر این گره‌ را اشتباه کشیده بودم که کور شده بود و دیگر بیخیال ترک و درمان سیگار بودم. اما از روزی که وارد کنگره شدم فهمیدم که این گره و این بند باید درست باز بشود.
روزهای اول وقتی که وارد کنگره شدم دیدم گروهی از بچه‌ها دور هم نشسته‌اند. از دوستم پرسیدم آنجا چه میکنند؟ و دوستم گفت این لژیون سیگار است، ولی بیا اول پرونده مواد را ببندیم بعد سراغ سیگار میرویم. اما من گفتم می‌خواهم ببینم در این لژیون چه می‌گویند. دوستم گفت: نه الان ما در ابتدای سفر اول هستیم و برای درمان اعتیاد به سیگار خیلی زود است. ولی من گفتم: می‌خواهم بروم اگر توانستم که درمان میکنم اگر نشد هم که این همه دکه کنار خیابان میرم سیگار میخرم و می‌کشم. این عین کلامی بود که گفتم. باورم نمی‌شد که درمان سیگار در کنگره اینقدر راحت‌ است. الان به این صحبت آقای مهندس می‌رسم که میگویند: اگر به سیرک‌ها بروید میبنید یک فیلی را با یک بند نازک و میخی کوچک به زمین بسته‌اند و تماشاچی‌ها یا مردم می گویند: چرا این فیل با این هیکل با این بزرگی با یک بند خیلی نازک و یک میخ خیلی ظریف بسته شده است. از سرپرست سیرک می‌پرسند که جریان آن چیست؟ جواب میدهد این فیل از زمانی که کوچک بود با این افسار بسته شده‌ است. در همان کودکی چند باری تلاش کرد که بند را پاره کند اما نتوانسته و زورش نرسیده بود و دیگر در ذهنش همین مانده و حالا هم که بزرگ شده است خیال می‌کند نمیتواند و دیگر تلاشی نمیکند.
برای من هم همینطوری بود، قبل از کنگره زمانی بود که جای سیگار به پیپ رو آورده بودم. یک پیپ خوشگل هم گرفته بودم و با توتون کاپیتان بلک و قیافه‌ا‌م می‌گرفتم که عطر و بوی خوبی دارد،  خبر نداشتم که از درون من را تخریب می‌کند. ولی بعد از چند سال تازه متوجه شدم که داستان آن فیلی که در سیرک‌ها با بند نازک می‌بندند داستان من سعید بود که به بند سیگار بسته شده بودم. اما این کنگره بود که به راحتی میدانست کدام سر این گره کور را بگیرد بکشد و گره را باز کند.
از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید متشکرم.

عکس،ضبط، تایپ: مسافر رضا از نمایندگی امیرکبیر
ویرایش و بارگذاری: مسافر وحید از شعبه لوئی پاستور
تهیه شده در تیم مرزبانی پارک لاله

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .