English Version
This Site Is Available In English

وادی سوم و سهم من در عبور از مشکلات

وادی سوم و سهم من در عبور از مشکلات

چهارمین جلسه از دور پنجاه و پنجم کارگاه‌های آموزشی کنگره ۶۰؛ ویژه آقایان همسفر در نمایندگی آکادمی، با استادی علی، نگهبانی همسفر محمد و دبیری همسفر رضا، با دستور جلسه «وادی سوم و تاثیر آن روی من»، پنجشنبه ۷ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴ آغاز به کار نمود.‏

خلاصه سخنان استاد:‏

این چهارده وادی که توسط جناب آقای مهندس دژاکام طراحی شده است برای آموزش و رشد من می‌باشد تا بتوانم زندگی خود را توسعه و ارتقا دهم. اگر این چهارده وادی را به طور صحیح یاد بگیرم و انجام دهم، بعد از مدتی کردار، گفتار و رفتارم تغییر خواهد کرد. کنگره ۶۰ و این وادی‌ها مانند جعبه ابزاری می‌مانند که من بتوانم مشکلات و گره‌های زندگی خودم را باز کنم و هر کس خود را به این ابزار مجهز کند، می‌تواند از سراشیبی‌های زندگی با موفقیت عبور کند.‏

در وادی اول، «با تفکر ساختارها آغاز می‌شود؛ بدون تفکر، آنچه هست رو به زوال می‌رود.» این به این مفهوم است که برای هر کاری ابتدا باید تفکر کنم تا دچار پشیمانی نشوم.‏

در وادی دوم: «هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی‌نهد.» بعضی اوقات که فشار مشکلات بسیار زیاد می‌شود، این فکر در ذهنم می‌گذرد که چرا به دنیا آمده‌ام و دچار احساس عجز، ناتوانی و ناامیدی می‌شوم؛ در صورتی که تمام خلقت و تمام هستی با یک برنامه‌ریزی و یک هدف خلق شده است و هیچ موجودی بیهوده خلق نشده است. یک نیروی عظیم و بزرگ همیشه پشتیبان ما هست که اگر در صراط مستقیم حرکت کنم به من کمک خواهد کرد و حتی اگر در مسیر ضد ارزش‌ها هم باشم، باز هم مرا کمک خواهد کرد. این نیرو به من اعلام می‌کند که اگر در صراط مستقیم باشم نتیجه آن رستگاری است و اگر در مسیر ضد ارزش بروم نتیجه آن ظلمات و تاریکی است.‏

در وادی سوم: «باید دانست که هیچ موجودی به میزان انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.» سه وادی اول، امید و مسئولیت‌پذیری را به من یادآوری می‌کنند؛ اگر من مشکلی دارم، باید بدانم که بذر آن را خودم کاشته‌ام و آبیاری نموده‌ام.‏

اگر بذر خوب کاشته باشم محصول خوب درو می‌کنم و اگر بذر بد کاشته باشم، محصول بد درو خواهم کرد. این وادی راهی را به من نشان می‌دهد که هیچ فردی به اندازه خودم به خودم فکر نمی‌کند. در سال ۱۳۷۶ یک ورشکستگی سخت داشتم که شیرازه زندگی من نزدیک به فروپاشی بود و مجبور شدم فرار کنم. در این مدت منتظر افرادی بودم که به من کمک کنند ولی هیچ‌کس نیامد و به این نتیجه رسیدم که باید خودم تلاش کنم و از این شرایط خارج شوم.‏

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .