جلسه یازدهم از دوره شانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی نائین، به استادی ایجنت محترم:مسافر مرتضی و نگهبانی: راهنمای محترم مسافر علیرضا و دبیری: مسافر جلال بادستور جلسه «باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی کند، و تاثیر آن روی من» پنجشنبه 7 خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مرتضی هستم یک مسافر.
سپاسگزار خداوند هستم که این اجازه را پیدا کردم در این جایگاه بنشینم و با هم صحبتهایی داشته باشیم.
اما دستور جلسه، وادی سوم است: «باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.»
همه ما که اینجا هستیم، به نوعی این «باید» را در ذهن خود متصور شدهایم تا به انجامش برسانیم و شکل درستی به آن بدهیم.
انجام این بایدها، یکسری اعمال است که ما باید آن اعمال را به درستی انجام بدهیم تا آن باید اجرا شود. اگر منِ مرتضی هدفم این باشد که فقط اعتیادم درمان شود و بروم، بستر فراهم است و به سلامتی اعتیادم را درمان میکنم و میروم دنبال زندگیام. ولی این سؤال پیش میآید که آیا هدف کنگره فقط همین است؟ هدف خیلی بالاتر از این چیزهاست که راجع به آن در وادی سوم به من میگوید. خیلی بالاتر از این حرفهاست.
صرفاً اینکه بیاییم اعتیادمان را درمان کنیم و برویم، نیست.
آقای مهندس در سیدی «چشم سر» به ما میگویند که باید همه نیروها حضور داشته باشند تا یک ساختار بتواند شکل درستی به خودش بگیرد، برای اینکه آن ساختار بتواند آن حرکتی را که در برنامههایش دارد، به بهترین شکل به نتیجه برساند.
آن ساختار را چه کسی تشکیل میدهد؟ هر کدام از ما که در این جلسه هستیم. اگر بخواهیم این ساختار را به انجام برسانیم، اولین کاری که منِ مرتضی وظیفه دارم انجام بدهم این است که به ساختار درونیام شکل درستی بدهم. در آموزشهای ما آمده است که نگاهم به آن موضوع و شناختم از آن مسئلهای که راجع به آن صحبت میکنیم، شناخت درستی باشد و در صدد بارور کردن و به نتیجه رساندن آن هدف تلاش کنم.
یکی از راهنماهای شعبه برای مراسم رهایی رفته بودند حضور آقای مهندس. آقای مهندس از شعبه نائین ناراضی بودند. من گفتم این پیامی که آقای مهندس دادهاند، دو جنبه دارد. یک جنبه خیلی خوب دارد؛ اینکه نگاه ایشان آنقدر دقیق، نافذ و درست است که ما را میبینند و منِ مرتضی خوشحال شدم که دیده شدم و باید تلاش خودم را به درستی انجام بدهم.
جنبه دوم این است که باید مراقب این جایگاهی باشیم که به ما سپرده شده است. ما هر کدام وظیفه داریم یک نماینده برای کنگره ۶۰ باشیم و پیام کنگره را به درستی برسانیم.
آن چیزهایی که به منِ رهجوی سفر اول میگویند؛ لباس مناسب بپوشم، سر وقت حضور داشته باشم، سیدیها را بنویسم، مشارکت کنم و کارهایی که باید داخل کنگره انجام بدهم، اینها وظایف من است.
یک وظیفه دیگر هم دارم؛ باید پیام کنگره را برسانم. البته اول باید خودمان را درست شکل بدهیم. ما به عنوان نماینده کنگره هستیم و باید بتوانیم بهتر بودن خودمان را نشان بدهیم؛ یعنی درست حرکت کنیم، درست سفر کنیم و موجه باشیم. کسی که دارد این پیام را به من میدهد، معلوم است که خودش تغییر کرده و حرکت کرده است.
این ساختار را باید به درستی جلو ببریم. هیچکس به اندازه خود منِ مرتضی نمیتواند این ساختار را نابود کند و قرار نیست کسی از بیرون به من آسیب برساند. تنها کسی که میتواند آسیب برساند، خود من هستم. خودمان میتوانیم درست شکل بدهیم و خودمان هم میتوانیم نابودش کنیم. همانطور که در این وادی میگوید، هیچ موجودی به اندازه خود انسان نمیتواند به خویشتن خویش فکر کند و هیچکس مثل خود منِ مرتضی نمیتواند کمکحال من باشد.
اعضایی که در این جمع هستیم میتوانیم این ساختار را قوام ببخشیم و وظیفه خودمان را به درستی انجام بدهیم. مطمئن باشیم آن کسی که باید ما را ببیند، میبیند و در مسیر، همه چیز درست میشود. ولی باید با خودمان حساب کنیم که آیا وظیفهام را در قبال کنگرهای که عضو آن هستم به درستی انجام میدهم یا نه.
کنگره ۶۰ بخشی از زندگی ماست. کمی بیشتر به این موضوع فکر کنیم و حرکت کنیم. آقای مهندس گفتهاند که راضی نیستند و حتی فرمودهاند اگر اینطور پیش برود، شعبه نائین را تعطیل میکنم.
این را نگفتم که کسی بترسد، این را گفتم که تلاشمان را بیشتر کنیم و کمی بیشتر از توانمندیهای خودمان استفاده کنیم. همه انسانها بسیار توانمند هستند؛ چه در جهت ساختن و چه در جهت خرابی.
کنگره به ما آموزش میدهد که بسازیم. وقتی من فرصتی دارم و خدای نکرده این فرصت از منِ مرتضی گرفته شود، اولین نتیجهاش این است که باید هفتهای سه جلسه به اصفهان یا میبد بروم. هزینههای مالی یک طرف، هزینههای رفتوآمد یک طرف. البته اگر اینجا نشود، آنجا هم نمیشود.
پس این نعمتی که خداوند در اختیار ما گذاشته است، اگر نسبت به آن کفران نعمت کنیم، از ما گرفته میشود. ما وظیفه داریم به درستی از این نعمت پاسداری و حمایت کنیم.
همه میدانیم که اگر در مسیر کنگره باشیم و به فرمایشات آقای مهندس و بزرگان عمل کنیم و در جهت صحیح و درست حرکت کنیم، بهبودی را دریافت میکنیم و تغییر اتفاق میافتد.امیدوارم خدا کمکمان کند و خودمان هم تلاش کنیم و بدانیم که این ساختار را ما به وجود آوردهایم. به عنوان یک بچه کنگره و عضو این جمعیت انسانی هستیم و میتوانیم این ساختار را زیبا شکل بدهیم یا تخریبش کنیم.
آقای مهندس در سیدی «چشم سر» در ادامه میگویند: «بیل را دادم دست شما تا با آن بسازید و شکل بدهید.»
به من قدرت و جایگاهی داده شده است و باید برای درستی و حفظ آن، از آنچه به من سپرده شده درست استفاده کنم، نه اینکه آن بیل را در جهت تخریب و خراب کردن به کار ببرم.
ما همه اینجا هستیم، چه سفر اولیها و چه سفر دومیها، به عنوان نمایندگان کنگره. باید بدانیم هیچکس مثل خودمان نمیتواند در حفظ و حراست یا از بین بردن آن تلاش کند. خداوند مطمئناً خواهد دید و عنایتش شامل حال ما خواهد شد و دریافت برای ما صورت خواهد گرفت.
تلاش کنیم انشاءالله شعبه، شعبهای رشد یافته و قدرتمند شود. خیلی از آدمهای بیرون هستند که هنوز این فرصت و اجازهای را که خداوند به ما داده تا در شعبه حضور داشته باشیم و به عنوان یک کنگرهای خدمت کنیم، به دست نیاوردهاند.
آقای مهندس میگویند ما فقط به کسانی که داخل کنگره میآیند کمک نمیکنیم، به کسانی کمک میکنیم که میآیند و تلاش میکنند. پس این تلاش، لازمه رشد و پیشرفت ماست. هر کدام از ما در حد توانمان باید حرکت و تلاش کنیم.
درست است که به یکسری مشکلات کوچک، مثل شربت OT، خوردهایم؛ اما اینها قابل حل است و مطمئناً درست میشود. یکسری مشکلات ریز و درشت در این شهر داریم و همه آنها قابل حل است، به شرط اینکه منِ مرتضی بیشتر تلاش کنم.

آنقدر محبت و حس خوب جاری باشد که هر کس از این پلهها پایین آمد، اولین چیزی که متوجه میشود این باشد که اینجا متفاوت است و احساس امنیت کند. تازهوارد باید بفهمد که اینجا با جاهای دیگر فرق میکند و در آن مسیر تلاش خودش را انجام بدهد.
این میسر نمیشود مگر اینکه تکتک ما را خداوند یاری کند و بتوانیم در مسیر رشد و اهداف کنگره حرکت کنیم و هیچوقت حسرت نعمتی را که در اختیارمان گذاشته شده نخوریم. این نیاز به جهانبینی دارد، نیاز به شناخت دارد.
امیدوارم قدر نعمتهایمان را بدانیم، قدر کنگره را بدانیم، قدر بزرگترهای خود و همه عزیزانی که در این مسیر خدمت میکنند را بدانیم.
این شعبه حاصل شش سال تلاش است. از همان اول یادم است که با آقای جاویدان و آقای پژمان رفتیم پیش آقای مهندس و اجازه گرفتیم. آنقدر خدمتگزاران آمدند و تلاش کردند، زمین واگذار شد و همه یک حرکتی انجام دادند. ما هم باید این وظیفه و احساس دین را نسبت به کنگره و خودمان داشته باشیم.
مطمئناً پویا و قدرتمند میشویم و حال دلمان خوب میشود.
اگر امروز رفتم و دیگر نیازی به کنگره نداشتم، هیچ ضمانتی نیست که خدای نکرده فرزند من گرفتار اعتیاد نشود. پس باید این ساختار به شکل زیبا و درست حفظ شود تا کسانی که در آسیب هستند، جای امنی داشته باشند که به آن پناه بیاورند.
هیچ جایی امنتر از کنگره نیست و هیچ چیز مانند آن حال ما را خوب نمیکند.
از همه شما سپاسگزارم که به صحبتهای من گوش دادید.
عکاس: همسفر علیرضا (لژیون ششم)
تایپیست: مسافر جلال (لژون چهارم)
ویرایش، تنظیم و ارسال: همسفر علیرضا (لژیون ششم)
نمایندگی مسافران نایین
- تعداد بازدید از این مطلب :
90