English Version
This Site Is Available In English

تولد یک سال رهایی مسافر هادی لژیون5

تولد یک سال رهایی مسافر هادی لژیون5

سلام دوستان هادی هستم یک مسافر
آخرین آنتیX  مصرفی : تریاک ، مدت سفر : 10 ماه و 1 روز
به روش DST و داروی OT و با راهنمایی راهنمای محترم، آقا عماد لژیون 5
در ادامه 10 ماه و 1 هفته سفر سیگار به روش DST و داروی آدامس جویدنی و با راهنمایی راهنمای محترم، آقا عماد
رهایی از اعتیاد 1 سال و 28 روز
رهایی از نیکوتین 9 ماه و 28 روز

خلاصه سخنان استاد :
ایشان رهجوی لژیون پنجم نمایندگی لوئی پاستور هستند.
اولاً روزهای تولد فرصت خوبی است تا کمی فضای جلسه را به سمت شوخی، خنده و نشاط ببریم. انسان وقتی وارد کنگره می‌شود، معمولاً با حال خراب و وضعیت نامتعادلی می‌آید. آن موقع نمی‌شود به او چیزی گفت، زیرا ممکن است نوعی مسخره کردن تلقی شود؛ اما وقتی یک سال از آن ماجراها بگذرد، خودش هم به آن حال و روزش می‌خندد.
متأسفانه برای تولد امروز هادی چیزی برای گفتن ندارم. هادی اصلاً با حال خرابی نیامد؛ با حال متعادل و خوبی آمد. در واقع، توی مایه‌های سقوط آزاد آمده بود و اصلاً شبیه مصرف‌کننده‌ها نبود. حتی سیگار را هم چند باری ترک کرده بود.
هادی خودش یک استاد بود و خیلی چیزها به من یاد داد. اصلاً یادم نمی‌آید که به او گفته باشم سی‌دی بنویس، گریز نزن، به‌موقع بیا، ورزش کن یا خدمت کن؛ همه این کارها را اتوماتیک‌وار انجام می‌داد. من هم فکر کردم اگر رهجو را به حال خودش رها کنی، همه چیز به‌صورت خودکار درست پیش می‌رود و به همین دلیل این کار را کردم؛ اما همه چیز خراب شد. واقعاً پسر خوب و گلی است
از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، متشکرم.
 

آرزوی هادی:
آرزویم این است که همه کسانی که در تاریکی هستند به سمت روشنایی حرکت بکنند.

صحبت‌های مسافر هادی:
اگر بخواهم خیلی خلاصه صحبت کنم، تنها در یک بیت می‌توانم بگویم:
«نام من در نام پاکان نوشت
              دوزخی بودم، ببخشیدم بهشت»

من درون جهنم بودم؛ شاید به ظاهر دیده نمی‌شد، ولی خودم می‌دانستم چه خبر است.
در ارتباط با دستور جلسه امروز که درباره دخانیات و سیگار است، باید بگویم همه چیز با یک نخ سیگار شروع شد؛ سیگاری که خودم کشیدم و کسی به من نداد. تا به خودم آمدم، دیدم بیست و پنج سال است که در تاریکی هستم. حتی در مقاطعی به شش یا هفت ماده به‌طور هم‌زمان اعتیاد داشتم.
استاد ترک‌های نامنظم بودم؛ از دو سه ساعت گرفته تا یک سال ترک را تجربه کرده بودم. وقتی وارد کنگره شدم، حدود دو هفته بود که در سقوط آزاد قرار داشتم.
اوایل که آمدم مقاومت زیادی داشتم و فرمان‌هایی را که آقا عماد، راهنمای خوبم، به من می‌دادند به‌خوبی اجرا نمی‌کردم یا در برابرشان مقاومت داشتم. آقا عماد همان ابتدا به من گفتند: «۴۳ سال به سبک خودت زندگی کردی، چند ماهی هم به روش کنگره زندگی کن.»
من هم با خودم همین قرار را گذاشتم و سعی کردم در این ده ماه فقط گوش‌به‌فرمان باشم. واقعاً در جلسات غیبت نداشتم و هیچ نافرمانی عمدی انجام ندادم. درست پیش رفتم تا به حال خوب برسم و ببینم این حال خوبی که از آن صحبت می‌کنند واقعاً وجود دارد یا نه. می‌خواستم تفاوت آن را با ترک‌هایی که قبلاً تجربه کرده بودم، احساس کنم.
واقعاً متوجه تفاوت شدم. حقیقتاً یک بهشت را در درون خودم احساس کردم و همچنان احساس می‌کنم.
امیدوارم همه بچه‌های سفر اول به رهایی باکیفیت برسند. در سفر اول من، شرایط کاری‌ام خوب و عالی بود و می‌گفتند در سفر دوم همه چیز بهتر می‌شود؛ اما من بیکار شدم. با این حال، دیگر آن حالت که بخواهم به مواد پناه ببرم، در وجودم نبود.
مشکلاتی که برای مردم عادی پیش می‌آید، برای من هم اتفاق می‌افتد؛ اما دیگر در خودم فرو نمی‌روم و خراب نمی‌شوم.امیدوارم به آن تعادلی که مهندس از آن به عنوان «فوق درمان» یاد می‌کنند، برسم.
ممنونم که به صحبت‌های من گوش دادید.

 


ضبط و تایپ: مسافر وحید (لژیون 11)
عکس: مسافر نوید
ویرایش و ارسال: (گروه سایت نمایندگی لوئی پاستور)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .