جلسه چهاردهم از دوره چهارم سری کارگاه های آموزشی، خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران، نمایندگی دزفول به استادی مسافر طالب، نگهبانی مسافر سهراب و دبیری مسافر بهروز با دستور جلسه «وادی سوم و تاثیر آن بر روی من » در روز سه شنبه ۰۵ خرداد ماه 1405 رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان طالب هستم مسافر
اول از آقای مهندس و بعد آقا پژمان تشکر میکنم
خداروشکر به درمان رسیدم و تا حدودی آموزش گرفتم و در زندگی من خیلی تاثیر داشته چه از نظر رهایی از مواد چه سیگار
کنگره۶۰ من را یاد کشتی نجات می اندازد من شنیده بودم میگفتند همیشه در طول زمان یک کشتی نجاتی وجود دارد و کشتی نجات ما همین کنگره هست به شرطی که کسی بیاد کنگره کشتی نشین باشد کنگره ایی باشد حرمت هارا رعایت کند قوانین را رعایت بکند میتواند به درمان برسد
من چند روز پیش داشتم قرآن می خواندم سوره ی ابراهیم بود از یک درخت صحبت میکرد میگفت کلمه ی نیکو مثل یک درخت می ماند که تنه اش ثابت است و بلندی آن در آسمان است الان تمام عظمت کنگره در سراسر ایران است و به تما دنیا گسترش خواهد یافت.
در وادی سوم که دستور جلسه ی ما است میگوید باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.
ما هر چه میگویم از آقای مهندس و آموزش های کنگره۶۰ است.
آقای مهندس میگوید در اثر تفکر غلط و حرکت هایی که در مسیر ضد ارزش ها برای خودمان بوجود آوردیم میتواند باعث تخریب جسم بشود بصورت انواع و اقسام بیماری ها خودش را نشان دهد
بایستی با امیدواری و سر بلندی به زندگی نگاه بکنیم تا جایی که بتوایم موانع و مشکلات را یک به یک حل بکنیم چون نا امیدی جز سیه روزی غم و اندوه مثل موریانه ما را از بین میبرد و نمیگذارد ما درست فکر کنیم من یادم هست قبلا زمانی که مصرف داشتم خانواده شکایت میکردند که کی میخوای از این وضعیت خلاص بشوی باید فکری بکنی من میگفتم نباید از بیرون به من بگوید چون وقتی از بیرون به من میگویید من حس میکنم میخواهند یک چیزی را از من بگیرند ولی بگذارید من خودم فکر کنم وقتی پدر و برادر من به فکر من نیست خانواده ام به فکر من آیا من نباید خودم به فکر خودم باشم من خودم باید به این نتیجه برسم که باید درمان بشوم ولی از بیرون نتیجه ی عکس میدهد تا اینکه خودم تصمیم به این قضیه ی پایان بدهم و راه درمانی پیدا بکنم و محض که اینکه یکی از دوستانم گفت همچین جایی است آمدم و در سال گذشته بود که مصادف شده بود با تعطیلات و آقا مهدی به گفت برو بعد از تعطیلات بیا ومن روز شماری میکردم که بیایم
این خواست و لطف خداوند بود که من با کنگره آشنا شدم.

استاد افزودند:
مهندس در این وادی میگوید مشکلاتی که ما داریم باید مشورت بگیریم از افرادی که در آن زمینه تخصص و تجربه دارند مشورت بگیریم و سعی کنیم با تدبیر و نت مشکلا سختی ها را با دل و جان بپذیریم مسئولیت کار و زن و زندگی
میگوید ما نیک میدانم اگر انسان خود جست و جو نکند حتی اگر با تمام کاوشگران ماهر هم همنشین بشود به رهایی نمیرسد
ممنون از اینکه به من گوش کردید.
تایپ: مسافر رضا
ارسال خبر: مسافر مهرداد
- تعداد بازدید از این مطلب :
88