English Version
This Site Is Available In English

نیکوتین آنتی ایکس است چون ما را از تعادل طبیعی خارج می کند

نیکوتین آنتی ایکس است چون ما را از تعادل طبیعی خارج می کند

پنجمین جلسه از دوره نهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره‌۶۰ نمایندگی صبا به استادی راهنما مسافر حمید، نگهبانی مسافر حیدررضا و دبیری مسافر محمود با دستورجلسه «سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ» شنبه ۹خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد

سخنان استاد:

سلام دوستان حمید هستم مسافر؛ از ایجنت محترم و لژیون خدمتگزار بابت فرصت آموزش تشکر می‌کنم. در خصوص دستورجلسه به این فکر می‌کردم که آیا این دستورجلسه برای من تکراری شده است؟ در زمانی که دستورجلسه "سیگار" نبود. سیگار کشیدن یک ارزش حساب می‌شد! یادم هست در لژیون که می‌نشستیم، هر کس اولین سیگار را روشن می‌کرد و تا آخر لژیون، سیگار بیشتری می‌کشید، این ملاک حال خوب بود! یعنی اینکه دارو به او جواب داده است. در آن زمان این فرهنگ جواب می‌داد و اختلاف‌‌ پتانسیل ایجاد می‌کرد تا من حالم را خوب نگهدارم ولی پس از اتفاق سکته قلبی مهندس، کنگره به این نتیجه رسید که سیگار در ردیف آنتی‌ایکس‌ها قرار می‌گیرد چون ما را حالت تعادل طبیعی خارج می‌کند. حالا دلیل اینکه چرا نباید نیکوتین مصرف کنیم این است که اعتیاد به نیکوتین علاوه بر جسم ما بر روی روان ما هم اثرات مخربی دارد چرا که اگر اعتیاد فقط جنبه جسمی داشت، کسی مثل من اصلا به دنبال درمان نمی‌رفت و این باعث می‌شود که آدرس زندگی را به غلط برویم مثل اینکه اگر من آدرس این نمایندگی را نداشتم آیا امکان داشت که به این‌جا برسم؟ امکان نداشت. با اینکه شاید پنجاه سال باشد که در تهران باشم لذا آدرس خیلی مهم است.

وقتی ما از آنتی‌ایکس‌ها استفاده می‌کنیم، آدرس‌ها را گم می‌کنیم و اطلاعات غلط به ما داده می‌شود و اصطلاحا حس‌های ما به‌هم می‌ریزد. حس‌حاوی اطلاعات است و وقتی اطلاعات غلط به ما می‌رسد به مقصد نمی‌رسیم و به اشتباه می‌رویم. من انسان مگر چقدر انرژی و توان و وقت دارم که از صبح مثلا دنبال یک آدرس باشم که آن را ندارم لذا کمترین آسیب آن از دست دادن انرژی حیاتی ماست. و چون اطلاعات غلط به حس‌های ما داده می‌شود، محبت اطرافیان را قهر و دشمنی دریافت می‌کنیم. کسی که سالیان سال مرا بزرگ کرده است و الان می‌خواهد که من از بین نروم ولی من اعمال زشتی انجام داده و داد‌‌و بیداد کنم و بزنم و بشکنم که چرا مثلا سر جیب شلوار من رفته و سیگار یا مواد را پیدا کرده است. از این تخریب چی بدتر است؟ یا اینکه وقت وانرژی خودم را به‌جای صرف کردن برای بچه‌ام، در جای دیگری صرف کنم. وقتی این حس‌ها به هم می‌ریزد لذت حیات را از دست می‌دهیم و چیزی که مرا از سیگار نجات داد، این بود که به این فکر کردم که سیگار چه چیزی به من می‌دهد و چه چیزهایی را از من می‌گیرد؟ نیکوتین را به من می‌دهد ولی در ازای آن سلامتی و  نیروی حیاتی را از من می‌گیرد. برای همین امیدوارم کسانی که هنوز سفر سیگار را شروع نکردند این تجربه برایشان نقطه شروعی برای درمان سیگار بشود. از اینکه به حرف‌های من گوش کردید از همه شما متشکرم.

عکس: مسافر حبیب مرزبان خبری
تایپ و ارسال: مسافر حیدررضا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .