جلسه دهم از دوره سیزدهمِ سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، ویژه مسافران و همسفرانِ نمایندگی یوسف، با استادیِ راهنمای محترم مسافر مجید، نگهبانیِ مسافر نوروز و دبیریِ مسافر فرهاد، با دستور جلسه «دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ)»، روز شنبه، ۹ خردادماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سفر سیگار تا حدی با سفر مواد مخدر تفاوت دارد. فردی که در کنگره سفر مواد انجام میدهد، OT مصرف میکند و میتواند با OT سفر خود را پوشش دهد؛ اما سفر سیگار معمولاً دشوارتر است. این موضوع به سیستم عصبی مربوط میشود و بههمریختگیای که ایجاد میکند، تحمل مسیر را برای فرد سختتر میسازد.
در آغاز سفر اول، حال فرد معمولاً خوب است. اگر دشواریهای سفر سیگار نیز در سفر اول تجربه شود، عبور از آن آسانتر خواهد بود. در سفر دوم این موضوع بسیار سختتر میشود، هرچند شدنی است. آقای مهندس نیز درمان سیگار را در سفر دوم آغاز کردند. اوایل سفر سیگار سخت میگذرد، اما اگر فرد محکم و جدی عمل کند، ادامه مسیر آسانتر میشود. برای خود من نیز یکی دو هفته اول سفر سیگار بسیار دشوار بود، اما پس از آن روند آسانتر شد. بسیار مهم است که ابتدای سفر را جدی و محکم آغاز کنیم و دچار گریز نشویم. برخی افراد در میانه سفر یکی دو پک سیگار میکشند. این «پکزدنها» مانند سوراخ کردن مشک است.
آقای حکیمی نیز فرمودند اگر مسافر سفر اول را طی کند و سیگار کنار گذاشته نشود، این وضعیت صرفاً «ترک» است و «درمان» محسوب نمیشود.
کنار گذاشتن سیگار کمک بزرگی به سلامت فرد، جامعه و محیط زیست میکند. دیروز که در پارک طالقانی خدمتگزار بودیم، مشاهده کردم بسیاری افراد تهسیگارها را کنار درختان رها میکردند. در این حالت، با بارش باران یا ریختن آب، مواد سمی سیگار به درخت منتقل میشود و به آن آسیب میزند.
در مورد تولد امیر، او چند سال پیش از ورود به کنگره سیگار را ترک کرده بود، اما همچنان خواب سیگار میدید. این موضوع، تخریب در «صور پنهان» را نشان میدهد.
در سیدی «خمار عشق»، دکتر امین میگفت انسان زمانی رشد میکند که بتواند مشکلات خود را حل کند؛ مشکلات مالی، کاری و خانوادگی را مدیریت کند. این موضوع را در امیر مشاهده کردم؛ او مشکلات خود را در مسیر سفر حل میکرد. معمولاً میان مسافران و همسفران گلایههایی وجود دارد. برای مثال، همسفر میگوید: «مسافر من قبل از سفر مدام میگفت “چشم”، اما حالا نمیگوید.» طبیعی است فردی که مصرفکننده مواد است، گاهی برای طفره رفتن هم «چشم» میگوید؛ اما در مجموع، در این پنج سال ندیدم امیر و همسفرش از یکدیگر گلایهای داشته باشند.

سخنان مسافر
امیر هستم، مسافر. بهترین آرزویی که حقیقتاً آرزوی قلبی من است، این است که کنگره، آقا مجید، آقای مهندس، شعبه و دوستان همواره باشند و به فعالیت خود ادامه دهند.
خاطرهای از خودم بیان میکنم. هشت سال پیش از آنکه به کنگره بیایم، سیگار را ترک کرده بودم؛ اما نمیدانستم مصرف مشروب نیز تخریب به همراه دارد. مشروب مصرف میکردم. نمیدانم چرا هم مواد، هم الکل و هم سیگار را بهصورت اسرافی مصرف میکردم. با وجود اینکه سیگار را ترک کرده بودم، باز هم حال و احساس یک فرد سیگاری را داشتم. وسوسه نداشتم، اما حالم مانند یک فرد سیگاری بود.
به من گفته شد که باید سفر کنم. از لحظهای که رهاییام را از دستان آقای مهندس گرفتم، دیگر حالم بد نشد. اکنون به دو انگشت خود نگاه میکنم و با خود میگویم: «آیا این من بودم که روزی ۵۰ تا ۶۰ نخ سیگار میکشیدم؟»
سخنان راهنمای همسفر
سلام دوستان، آرزو هستم، یک همسفر. این تولد را به همه عزیزان تبریک میگویم. مسافر، با وجود سختیهای فراوانی که در کار و زندگی خود داشتند، هیچگاه کنگره را ترک نکردند. امیدوارم جایگاههای خدمتی بالاتری را نیز تجربه کنند.
سخنان همسفر
سلام دوستان، اعظم هستم، همسفر امیر. از آقای مهندس، کنگره و بهطور ویژه از آقا مجید تشکر میکنم. درست است که از ما کوچکتر هستند، اما همچون یک پدر پشتیبان ما بودند.
من هیچگاه در سفر مسافرم دخالت نکردم، زیرا اگر بخواهم دخالتی داشته باشم، ممکن است به سفر او آسیب وارد شود. درست است که حضور ما در کنگره تا حدی کمرنگ شده است، اما هیچگاه کنگره را ترک نکردهایم؛ زیرا کنگره زندگی ما را نجات داد.
این تولد را به همه تبریک میگویم. از تعریفهایی که بیان کردید نیز سپاسگزارم. امیدوارم حال خوشی که ما امروز تجربه میکنیم، نصیب تکتک شما نیز بشود. از همه شما ممنونم و آرزو میکنم همگی رهایی و آزادمردی را تجربه کنید.
.jpg)
ضبط صدا: مسافر محمدرضا، خدمتگزار سایت
عکاس: مسافر محمدرضا، خدمتگزار سایت
تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر پدرام، خدمتگزار سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
69