رهجوهای راهنما همسفر زهرا لژیون چهاردهم در ارتباط با دستور جلسه نوشتند:
همسفر مریم
نفسهای تازه، زندگیای دیگر روایتی از رهایی سیگار است. همیشه فکر میکردم سیگار و قلیان بخشی از هویت، استرسها، تنهاییها و خندههای دوستانه من است؛ اما رها شدن از این ضدارزشِ بزرگ که سالها اسیر آن بودم، سختترین و در عین حال شیرینترین تجربهی زندگیام شد. با هربار مصرف بیشتر در تاریکی و ناامیدی فرو میرفتم، اثرات بسیار مخرب آن به جسم و روان من وارد میشد، اما این ضدارزش را مضر و بد نمیدانستم؛ زیرا هنوز به آن مرحله از آگاهی نرسیده بودم. با خود میگفتم: مگر قلیان هم اعتیادآور است، هر زمان دلم بخواهد استفاده میکنم و اراده کنم انجام نمیدهم، اما حقیقت تلخ این بود که نمیتوانستم ۲ یا ۳ ماه بدون کشیدن سپری کنم، دوباره لغزش میکردم و بیش از قبل استفاده میکردم.
ترک سیگار فقط قطع کردن یک نخ نیست، جنگیدن با هزاران بارِ عادت است که هر روز پچپچ میکنند فقط یک بار؛ اما یاد گرفتیم که نه گفتن نشانه ضعف نیست، بلکه اوج قدرت ما است. وارد کنگره۶۰، شدم جهانبینی کار کردم، ضدارزشها را شناختم، آسیب زدن به جسم را درک کردم و تفاوت بین نیاز و وسوسه را متوجه شدم. پا به مسیر بهتر زیستن گذاشتم، سفر ویلیام را شروع کردم و الان ۷ ماه و ۲۵ روز است که این مسیر را طی میکنم.
در کنگره۶۰، متوجه شدم تنها نیستم، صداهای زیادی هستند که فریاد میزنند، تو میتوانی اینجا مکانی است که ضعفها و قوتها را با هم تقسیم میکنند و به اشتراک میگذارند. هر جلسه و دستور جلسه تجربهای به اشتراک گذاشته شده، پلهای برای بالا رفتن از این کوه بلند است.
بوی سیگار دیگر برایم جذاب نیست، بوی زندگی هوای پاک و آزادی است. وقتی ریههایم نفس میکشند، احساس میکنم دوباره زنده شدهام، رنگها شفافتر شدهاند، خوابهایم آرامتر و لبخندهایم واقعیتر شده است. به امید روزی که از بند نیکوتین با نشانِ ویلیام از دستان پر توان آقای مهندس رها بشوم و لحظهای ناب را تجربه کنم. خدا را صد هزار بار شکر میکنم که راه کنگره۶۰، برای من باز شد، یکی از بندگان برگزیدهی خداوند قرار گرفتم تا مسیر درست را انتخاب کنم.
از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان سپاسگزارم که این بستر را فراهم کردهاند تا با تزکیه و پالایش در مسیر صراط مستقیم قدم بگذارم. اگر تو هم در این مسیر هستی و گاهی احساس خستگی میکنی، بدان که این لحظات سخت مقدمهی شیرینترین پیروزی زندگی است، ما اینجا هستیم تا به هم یادآوری کنیم، ارزشمندتر از هر عادت بدی هستیم؛ بیایید باهم نفس بکشیم، با هم آزاد بشویم. سیگار تمام شده است اما داستان زندگی ما تازه شروع شده است. خداوند را شاکر هستم فرصتی به من داد تا بتوانم با نفس اماره مبارزه کنم و برای خود و جسم خود قدمی بردارم.
همسفر ملیحه
با توجه به تحقیقات انجام شده در جهان بالاترین علت مرگ و میر مربوط به مصرف سیگار و قلیان است که یک مرگ خاموش و بیصدایی دارد و به لطف خداوند و تحقیقات آقای مهندس در کنگره۶۰، توانستیم بستری فراهم کنیم تا مسافران و همسفران بتوانند به راحتی از طریق لژیون ویلیام مصرف دخانیات را کنار بگذارند.
از آنجایی که مصرف سیگار و قلیان روی سیستمایکس تأثیر میگذارد، کسانیکه سیگار مصرف میکنند، شبها بد میخوابند و صبحها بد از خواب بیدار میشوند، باید از طریق درمان به روش دژاکام و مصرف قرص نیکوتین، طی مدت مشخص همراه با دوز مشخص از طریق آدامس نیکوتین و همراه با آموزشهای راهنما درمان صورت بگیرد، نیکوتین هم نیاز به سفر و آموزش جهان بینی دارد.
برای مسافرانی که به درمان اعتیاد رسیدند این سفر لازم و حیاتی است، چون کلید مصرف مواد مخدر سیگار است و اولین موردی که ما را وارد وادی خطرناک اعتیاد می کند، سیگار است. مسافرانی که در حال سفر اول هستند، بعد از گذشت ۲ ماه اجازه ورود به لژیون ویلیام را دارند و این سفر لازم و ضروری است، زیرا مصرف سیگار اثر OT، در بدن را کم کرده است، اوتی دارویی است برای بازسازی مجدد سیستمایکس و مصرف سیگار که روند بازسازی را کاهش میدهد.
همسفر آمنه
آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.
در باب دستورجلسه سیگار و قلیان باید بگویم: در سال ۹۷ به مدت ۷ سال مشتاق مصرف قلیان شدم، بهگونهایکه برای آرام کردن فکر و حال خود سمت قلیان میرفتم، مدتی بسیار قلیان مصرف میکردم، اگر جایی دعوت میشدیم غنیمت میشمردم و مصرف میکردم، درحالیکه فقط فکر میکردم حالم بهتر شده است اما توهمی بیش نبود، بسیار عصبی، آشفته، فراموشکار، عجول و خسته بودم تا اینکه با کنگره۶۰، توسط مسافرم آشنا شدم، دو سال هرچه آموزش میدیدم در لحظه جوابگویم بود و یاد میگرفتم ولی تا به منزل میرفتم همه چیز یادم میرفت، با خود میگفتم: چرا هیچ چیز در ذهنم نمیماند، همیشه برایم سؤال بود.
شغل من منشی تاکسی تلفنی بود، به یاد دارم گوشی را برمیداشتم و سرویس قبول میکردم، هنوز گوشی را سر جای خود نگذاشته بودم یادم میرفت مقصد کجا بوده است. تا اینکه با راهنمای خود درمیان گذاشتم، پیشنهاد دادند لژیون ویلیام بروم، یک سال با خود کلنجار رفتم تا تصمیم گرفتم وارد لژیون ویلیام بشوم، اوایل برایم سخت بود اصلاً قبول نمیکردم که من هم معتاد هستم، اگر باشد مصرف میکنم نباشد مهم نیست، من معتاد به قلیان نیستم وقتی مشاوره شدم توجیح شدم و قبول کردم که نیاز به نیکوتین دارم و باعث تمام این عصبانیتها و فراموشیهای من همین قلیان است.
چیزیکه باور نمیکردم بهخاطر آن این همه تخریب شده باشم و پیش پا افتاده میدیدم؛ اما اینجا آموزش گرفتهام که وقتی قلیان یعنی مواد بیرونی را جایگزین مواد درونی کردهام، نیکوتین بدن را از کار انداختهام، با تسلیم شدن و سفر نیکوتین این مشکل بزرگ که سالها به خاطر آن آشفته و سردرگم بودم را کمرنگ کردم، توانستم با کمکهای راهنما و آموزشهای جناب مهندس از این بند و ریسمان شیطانی نجات پیدا کنم، خدا را شاکر هستم که از تاریکیها به سمت روشناییها و روزنه امید آمدم تا بتوانم طعم خوش سلامتی و حال خوش واقعی را تجربه کنم، امروز با مصرف آدامس نیکوتین توانستم خشم، عصبانیت، بیحوصلگی و آلزایمر را درمان کنم و آرامش، صبر، حوصله و حالخوش را در دورنم به ارمغان بیاورم.
رابطخبری: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهاردهم)
ویرایش: همسفر نسرین رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون شانزدهم) دبیر سایت
ارسال: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون هفدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
74