استاد امین در مورد ماه مبارک رمضان و ارزش آن و بالا بردن نقطه توان خود صحبت کردند. سپس در مورد انسان صحبت کردند که انسانها با خودشان تعارف دارند و سالها طول میکشد که یک نفر به جایی برسد که با خودش بیتعارف باشد یعنی وقتی سوالی از او میپرسند واقعی، درست و راست جواب بدهد؛ حالا هرچه انسان بتواند به این قضیه نزدیکتر شود به همان نسبت هم آرامش دارد و موقعی که انسان به آرامش میرسد یعنی تسلیم میشود. در اینجا داستان حضرت ابراهیم را بازگو میکنند که چگونه تسلیم شدند تا به این جایگاه رسیدند. موضوع تسلیم از این قرار است: از اسلاً کلمه اسل و سلام یا همان تسلیم شدن است یعنی فرمانبردار بودن، ابراهیم به معنی پدر یعنی اَب که یک کلمه عِبَری است یعنی پدر خوب و بینظیر، کاری که حضرت ابراهیم انجام داد پاکسازی کالبد انسان بود یعنی از نیروهای تاریکی کالبد خود را پاک و امن نمود یعنی: شهر وجودی یا بلدی خود را امن کرد؛ چون نیروهای تاریکی باعث به وجود آمدن ریشههای منفی و رفتار منفی در درون انسان میشود و او را به گمراهی میکشاند حضرت ابراهیم از این اصول پیروی کرد تا به تعالی رسید، و این تعالی را به انسانها انتقال داد. کاراکتر حضرت ابراهیم بسیار دراماتیک یعنی هم کمدی و هم تراژدی بود کمدی به خاطر اینکه یک روحیه شاد، پرشور و زیرک بود و خیلی از زمان خودش جلوتر بود( یعنی مو را از ماست بیرون میکشید) در مورد مثلث روح و جن نفس باید بگوییم که نفس مال خود انسان است و موجودیت ما با نفس معلوم میشود. و نفس خواسته دارد و این همان نشانه نفس است حالا دو راه برای رسیدن به خواسته داریم: اول راه معقول، دوم راه نامعقول؛ که اینجا تفاوت انسانها مشخص میشود. تزکیه و پالایش در محور خواسته معنا پیدا میکند. در مورد گره صحبت شد؛که به چیزهایی بهاء میدهید که از اصل موضوع دور میشوید و اینجا قطبهای تاریکی شکل میگیرد، مثلاً آنقدر دچار حاشیه میشوید که از اصل کنگره دور میگردید و سلسله مراتب را فراموش میکنید. در مورد پدر حضرت ابراهیم گفتند؛ که بسیار انسان منفی بودند در مقابل حضرت ابراهیم میایستادند در صورتی که حضرت ابراهیم بسیار انسانی مهربان بودند، در واقع پیامبران برای رسیدن به تعالی مسیر طولانی را طی کردند مثلا حصرت ابراهیم(ع) به جای کینه به پدر، حُب را در پیش گرفتند؛ زیرا آیینش پاکدامنی و فرمانبرداری بود. در سوره ابراهیم از یستبعونَ،یصدون و یبعون اَبَجَ نام برد که یک مثلث است. یستبعون یعنی فقط کاری که دوست دارد را انجام میدهد، یصدون یعنی همیشه قهقه کرده، برای هیچ کاری حرکتی نمیکند و کارش فقط مسخره کردن است و یبعون اَبَجَ یعنی کجی را طلب کردن، دنبال دودَله بازی کردن است. از ویژگیهای حضرت ابراهیم میتوان حلیم بودن که همان صبر و بردباری، ابو منیب یعنی درد میکشد یعنی پلههای پالایش را طی میکند را نام برد، در واقع حضرت ابراهیم از بیماریهای صور پنهان خود بیرون آمد و به سنتهای الهی سوق پیدا کرد کالبدش امن گردید و در واقع حضرت ابراهیم توانست کالبد یا شهر وجود خودش را از نیروهای منفی پاک کند و به درجه بالایی برسد ما نیز باید بصیرت خود را بالا ببریم و بتوانیم از بیداری تا هوشیاری؛ که فاصله بسیار زیادی است برسیم.
نویسنده ، ویراستار و ارسال: همسفر هما رهجوی راهنما همسفر مریم(لژیون دوم)
منبع: سی دی ابراهیم
همسفران نمایندگی گرگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
47