English Version
This Site Is Available In English

اگر راهی را که راهنماها رفتند رهجو هم برود به حال خوش می رسد

اگر راهی را که راهنماها رفتند رهجو هم برود به حال خوش می رسد

جلسه‌ چهارم از‌ دوره پنجم کارگاه‌های‌ آموزشی‌ خصوصی کنگره ۶۰‌ نمایندگی ارم، با استادی راهنمای محترم مسافر منوچهر،نگهبانی‌‌ مسافر‌ ناصر و دبیری‌ مسافر‌ عباس با دستور جلسه «وادی سوم و تاثیر آن روی من » پنجشنبه هفتم خرداد ماه ۱۴۰۵ساعت ۱۷آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان منوچهر هستم یک مسافر

دستور جلسه وادی سوم و تاثیر آن روی من ،  واقعا تاثیرش روی من چه بوده؟ وادی اول،  دوم، سوم و چهارم وادی های تفکر هستن وادی هایی که ما رو وادار می کند که درست تفکر کنیم و از یک مجهول به یک معلوم برسیم تا بتوانیم از وادی های دیگر به سلامت عبور کنیم به وادی عشق برسیم ، تاثیر این وادی بر روی من اینجا معنا پیدا می کند که وقتی به وادی چهاردهم رسیدیم،  تازه وادی اول رو اجرا کردیم یعنی وادی اول برای من تازه مشخص می‌شود که چه برداشتی کردم ، وادی سوم  یک وادی هست که کاملا به من منوچهر مصداق دارد، وادی هست که می خواهد تنبل هایی مثل من را بیدار کند ، اینکه هیچ کسی، هیچ چیزی، هیچ موجودی به اندازه خود من به فکر خودم نیست، در این وادی برای من مشخص می شود که باید خودم حرکت کنم و نباید به امید دیگران باشم، من همیشه توی زندگی ام دنبال یه همکار و شریک می گشتم که اگر کار خراب شد مسئولیت را از خودم دور کنم و سعی می کردم به گردن این و آن بیندازم ، به همین دلیل هیچ وقت پیشرفت نمی کردم تا اینکه خداوند  به من  لطف کرد  و مسیر کنگره به روی من باز شد، آمدم در کنگره و فهمیدم که سفر اول من هم دقیقا می‌تواند مثل همان زندگی گذشته ام باشد، اگر من این راهکارها، این وادی هایی که گفته شده را اجرا نکنم نتیجه لازم را نمی گیرم و اگر  همان طور که راهنماها این راه را رفتند و به من منوچهر و به رهجو تذکر می‌دهند که از این راه برو،باز هم من نروم، دوباره به مشکل بر می خورم.

اگر راهی که راهنما رفت رهجو برود به حال خوش می رسد به آرامش می رسد، تمام این وادی ها به من میگویند مسئولیت را باید خودت گردن بگیری تا بتوانی پیشرفت کنی، اکثرا ابتدای سفر اول و اوایل راه معمولا خیلی پرشور هستند، رهجو می‌آید که ترک کند چون در ابتدا نمی داند که درمان هم وجود دارد، در زندگیمان هم همینطوره یه مطلبی رو سریع می گیریم و می خواهیم به طرفش حرکت کنیم و تو این مسیر که به سختی ها برخورد می کنیم این دشواری ها ما را از راه و مسیر دور می کند و در دقیقه نود کنار می کشیم و به مقصد و هدفمان نمی رسیم و شروع می کنیم مسئولیت شکست خودمان را به گردن این و آن انداختن ، در سفر اول وقتی رهجو شروع به سفر می کند باید بداند که هر کاری تاوانی داره و ما هر کاری در زندگی مان کردیم باید تاوانش را بدهیم البته در کنگره به لطف روش دی اس تی آقای مهندس این تاوان خیلی کم هزینه تر شده است، ولی وقتی شروع می کند به سی دی نوشتن ،پارک اومدن ، حاضر شدن منظم و مرتب در جلسات،  یواش یواش تحت فشار قرار می‌گیرد و می‌گوید من باید یازده ماه بیام و بروم و فکر میکند که خیلی زمان را از دست می دهد که این درست نیست چون من یک عمر زمان و خیلی چیزهای باارزش را هدر دادم یازده ماه که چیزی نیست، البته من خودم هم اول سفرم همین را می گفت گفتم که یازده ماه باید بیام و برم ولی خداروشکر برای اولین بار به نفس اماره ام غلبه کردم و ماندم و سفر کردم و به درمان رسیدم حالا اگر این کارها را انجام ندهی طبیعتا بازی سخت می شود وقتی قوانین بازی رو بلد نباشی بازی سخت می شود و یواش یواش از این مسئولیتی که در قبال خودت داری شانه خالی می کنی به درمان نمی رسی من همیشه می گویم رهایی گرفتنی است رهایی را به ما هدیه نمی دهند ما باید با جون و دلمان رهایی را بخواهیم تا به دستش بیاوریم رهایی که من را به آرامش برساند تا بتوانم یک زندگی خوبی را در کنار دیگران داشته باشم بتوانم خلق و خوی خودم را و تفکراتم را درست کنم و در جامعه انسانی مفید و سازنده باشم.

از همه شما عزیزان که به صحبت‌های من توجه کردید سپاسگزارم. 

انتشار: مسافر علی 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .