جلسه هفتم از دوره چهلوسوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی گیلان، با استادی راهنما مسافر پیمان، نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر محمدعلی با دستور جلسه «وادی سوم» روز پنجشنبه 7 خردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان پیمان هستم یک مسافر. از نگهبان جلسه تشکر میکنم که این فرصت را به من دادند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم. از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان تشکر میکنم. همچنین از راهنمای خودم آقای محمد تشکر میکنم که چراغ راه من بودند. طبق آموزشهای کنگره، وادیها نقشههایی هستند که مسیر را به ما نشان میدهند. ما در وادی اول یاد گرفتیم که به چه چیزهایی باید فکر کنیم و به چه چیزهایی نباید فکر کنیم.
وادی دوم به امید میپردازد و در وادی سوم هیچ موجودی بهاندازه خود شخص به خودش فکر نمیکند. اگر بخواهم در مورد وادی سوم صحبت کنم در بیستونه سالی که من مصرفکننده مواد مخدر بودم همیشه تفکر داشتم اما همیشه تفکراتم در دو موضوع خلاصه میشد: اول اینکه درآمد کافی برای مصرف مواد مخدر داشته باشم و دوم اینکه در چه مکانی مصرف کنم که خانواده و اطرافیانم متوجه مصرف من نشوند.
در سال نود برای ترک اعتیاد خودم به کلینیک ترک اعتیاد مراجعه کردم اما به علت اشتباه بودن مسیر و عدم آگاهی متأسفانه تخریبی به تخریبهای من اضافه شد. در زمان اعتیاد خود همیشه از دیگران انتظار داشتم و بانی تمام مشکلات زندگی خود را اطرافیان و خانواده میدانستم. برای مثال با خود میگفتم که اگر پدرم آن عمل را درگذشته انجام نمیداد من مصرفکننده مواد مخدر نمیشدم؛ اما با ورودم به کنگره و شروع آموزشها متوجه شدم که مهمترین شخص برای کمک به حل مشکلاتم خودم هستم.

این من بودهام که به تاریکی کشیده شدم و همانطور که مهندس میفرمایند؛ زمانی که شخصی در تاریکی قرار میگیرد با چرخش به سمت روشنایی میتواند از ظلمت و تاریکی روی برگرداند. البته همانطور که در وادی سوم آمده است مهمترین مسئولیت بر عهده خود شخص میباشد اما میتوان از مشورت دیگران نیز کمک گرفت. من از سفر اول تا امروز با مشورت گرفتن از راهنمای خود توانستهام راه خود را هموارتر کنم.
آقای مهندس با تفکری که داشتند راهنمایانی تربیتکردهاند تا به کمک ما بیایند و از مشورت آنها بتوانیم به بهترین نحو استفاده کرده و مسیر درست را طی کنیم. من در زندگی مشکلات زیادی داشتم مانند کینه، حسادت و... که بزرگترین آن اعتیاد به مواد مخدر بود ولی همانطور که آقای مهندس همواره میگویند این مشکلات حاصل بذرهایی هستند که ما درگذشته کاشتهایم. بزرگترین مشکل من که همان اعتیاد بود بذر آن را درگذشته کاشته بودم اما با آموزشهایی که در کنگره دیدم توانستم آن مشکل را حل کنم و بذر جدیدی بکارم که حاصل آن بذر کمکی باشد به خودم.
تایپ: مسافر حسین لژیون پنجم
ویرایش: مسافر سعید لژیون هفتم
عکس: مسافر صالح لژیون چهارم
ارسال مطلب: دستیار مرزبان خبری، مسافر بهنام لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
211