English Version
This Site Is Available In English

باید دانست برای آرامش و آسایش تغییر جایگاه الزامیست

باید دانست برای آرامش و آسایش تغییر جایگاه الزامیست

جلسه‌ ششم از دوره اول لژیون سردار شعبه خواجو با استادی؛ همسفر محمدحسین، نگهبانی پهلوان همسفر کوروش و دبیری همسفر فرزاد با دستور جلسه"وادی سوم و تأثیر آن روی من" شنبه دوم خردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۰۰ دقیقه آغاز نمود. 

خلاصه سخنان استاد:

                                      

از ایجنت و نگهبان شعبه بسیار متشکرم که این فرصت ارزشمند را در اختیار من قرار دادند تا هم خدمت کنم و هم آموزش ببینم. 

یک روز در شعبه امام‌قلی‌خانی بودم و یکی از راهنماها که استاد لژیون سردار بود، نکته‌ای بسیار مهم را بیان کرد؛ او گفت که لژیون سردار، لژیونی بسیار خودمانی محسوب می‌شود. ما زمانی که وارد لژیون سردار می‌شویم، در واقع وارد فرآیند آموزش می‌شویم. من همیشه لژیون سردار را به عنوان نگینِ کنگره ۶۰ نگریسته‌ام. یکی از اهداف اصلی که آقای مهندس برای تشکیل لژیون سردار مد نظر داشتند، مستحکم کردن پایه‌های مالی کنگره بود. 

طبق دستور جلسه، موضوع مربوط به «وادی سوم» است. پیش از آنکه به بحث رابطه میان لژیون سردار و آن بپردازم، اجازه دهید خلاصه‌ای از وادی سوم را بیان کنم. وادی سوم می‌گوید: *«باید دانست که هیچ موجودی به اندازه خودِ انسان، به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.»* 

من پیش از اینکه به کنگره بیایم، همیشه فکر می‌کردم اگر هر چه توان دارم برای خودم و خانواده‌ام بگذارم، به آرامش می‌رسیم. اکثر افرادی که خارج از فضای کنگره زندگی می‌کنند، یا تنها به فکر خودشان هستند و یا تنها دغدغه اطرافیان نزدیک خود را دارند. اما در آموزش‌های کنگره، منِ امید یاد گرفتم که من تنها زمانی به آرامش واقعی می‌رسم که اطرافیانم نیز در آرامش باشند. اگر من سرشار از انرژی و آرامش باشم اما اطرافیانم حال مساعدی نداشته باشند، قطعاً آرامش من نیز رفته‌رفته از بین خواهد رفت. در کنگره آموختم که اگر اطرافیان من نیز غنی باشند، من نیز در آرامش خواهم بود. 

اکنون با توجه به دستور جلسه قبلی، می‌خواهم درباره موضوع صحبت کنم؛ اینکه من برای پایه‌های مالی کنگره چه کرده‌ام؟ به این نتیجه رسیدم که برای اینکه من قوی شوم، ابتدا باید پایه‌های مالی کنگره قوی باشد. 

زمانی که تازه وارد کنگره شده بودم، تنها دو ماه از حضور من می‌گذشت که وارد لژیون سردار شدم. در آن زمان، ورود به لژیون سردار مستلزم گذشت زمان و کسب اجازه بود. من پس از ورود، خدمت‌گزاری را آغاز کردم و پس از طی کردن مراحل و رسیدن به مرحله بالا، در این فکر بودم که چگونه می‌توانم به مرحله‌ی «پهلوان» برسم.

‌در گذشته، همیشه تصور می‌کردم دیگران باید به من کمک کنند تا به سرمایه خوبی برسم؛ من همیشه طلبکار دیگران بودم و مدام می‌پرسیدم: «چرا دیگران به من آموزش نمی‌دهند تا من هم مثل آن‌ها ثروتمند شوم؟» و همواره از زیر بار مسئولیت فرار می‌کردم. اما در آموزش‌های کنگره، یاد گرفتم که هدف اصلی از خلقت من چیست؟ من برای آن خلق نشده‌ام که تنها به فکر خود و خانواده‌ام باشم و در برابر اطرافیان هیچ مسئولیتی نداشته باشم؛ بلکه آموختم که باید آموزش بگیرم و خدمت کنم.

‌آقای مهندس روزی که درمان شدند، می‌توانستند به راحتی بروند و زندگی کنند، اما آیا واقعاً آن آرامش را داشتند؟ ایشان می‌فرمایند: «ما باید از این شهد گوارایی که نوشیده‌ایم، به دیگران نیز بدهیم.» ما زمانی به آرامش واقعی می‌رسیم که از وقت و زمان خود، به دیگران ببخشیم.

باید بدانیم که کنگره ۶۰ از نظر علمی بسیار غنی و قدرتمند است. دانشگاه‌های مطرح جهان، از جمله دانشگاه کمبریج، خواهان همکاری با کنگره ۶۰ هستند.

اما وقتی به بحث پایه‌های مالی می‌رسیم، باید به آنچه در لایو چهارشنبه شنیدیم توجه کنیم. آقای مهندس فرمودند: «مشکلات ما به خودمان مربوط است.» دستور جلسه نیز تأکید دارد که مشکلات کنگره ۶۰ و مشکلات شعبه، در نهایت به خودِ ما بازمی‌گردد. اگر ما در لژیون سردار خدمتگزار هستیم، باید بدانیم که مستحکم کردن پایه‌های مالی شعبه بر عهده خود ماست؛ نباید منتظر باشیم تا دیگران بیایند و به ما کمک کنند.

حقیقت این است که کنگره ۶۰ باید از نظر مالی قوی باشد. قانون طبیعت می‌گوید: «قوی باش، که ضعیف پایمال است .» اگر می‌خواهیم کنگره‌ای پویا داشته باشیم، باید از نظر مالی استوار باشیم.

‌در پیام سردار، بخشی بود که بسیار تأمل‌برانگیز بود؛ اینکه بدون پول و سرمایه، سازندگی و آبادانی امکان‌پذیر نیست. پس نباید مشکلاتمان را به گردن دیگران بیندازیم. اگر در کنگره ۶۰ مشکل مالی داریم، باید خودمان را قوی کنیم. هر کسی که در کنگره تحت آموزش قرار گرفته، باید به این علم برسد که برای رسیدن به هدف، باید از همین «قانون سبد یازده»شروع کند. مطمئن باشید اگر در بحث مالی کنگره ۶۰ مشارکت کنید، می‌توانید با قدرتی مضاعف و محکم حرکت کنید.

 به یاد می‌آورم که آقای زرکش جمله بسیار زیبایی گفتند: «ما در ثروتِ کنگره ۶۰، ثروتمند شدیم و در دانشِ کنگره ۶۰، دانشمند شدیم.» 

اگر می‌خواهید ثروتمند شوید و پایه‌های مالی خود را مستحکم کنید، بایستی در لژیون سردار خدمتگزار باشید. اما یک نکته بسیار حیاتی وجود دارد: شما حتماً باید «تغییر جایگاه» بدهید. اگر در جایگاه سرداری هستید، نباید در آن بمانید؛ باید به این فکر کنید که جایگاه سرداری را رها کنید تا به جایگاه «دنوری» برسید، و سپس جایگاه دنوری را رها کنید تا به جایگاه «پهلوانی» قدم بگذارید.

‌بنده به صراحت می‌گویم؛ روزی که وارد کنگره ۶۰ شدم، یک مستأجر بودم و پایه‌های مالی‌ام بسیار ضعیف بود. اما با ورود به لژیون سردار و بهره‌مندی از آموزش‌های آن، اکنون به لطف خدا در وضعیت قدرتمندی هستم. خدا را گواه می‌گیرم که من چیزی را که از من خواسته شده بود، دریغ نکردم؛ من ندادم که پس بگیرم، بلکه بخشیدم تا رها باشم. من با خود گفتم: این مال من نیست، این باید به جریان بیفتد. شما باید قدر خودتان را بدانید؛ شما عضو لژیون سردار هستید و در حال خدمت کردن هستید، اما این خدمت نباید در یک جایگاه متوقف شود. نباید فقط بگویید: «من مثلاً شش میلیون تومان کمک می‌کنم» و در همان جایگاه سرداری باقی بمانید.

بگذارید یک مقایسه کنم؛ اگر بخواهید به یک جلسه روانشناسی بروید، متخصص فقط به حرف‌های شما گوش می‌دهد، یک ساعت یا یک ساعت و نیم شما را می‌شنود و سپس می‌گوید: «برو، جلسه بعد بیا!» و این کار هزینه‌ای حدود یک میلیون و پانصد هزار تومان برای شما دارد. اما اینجا، در کنگره، شما به راحتی و با عشق و محبت، ساعت‌ها تحت آموزش قرار می‌گیرید و از استقبال و انرژی مثبت اطرافیان بهره‌مند می‌شوید. 

من از همان روزهای اول که وارد کنگره ۶۰ شدم، دیدگاهم نسبت به لژیون سردار این بود که «باید خدمت کنم». آن‌قدر مشتاق بودم که برای ورود به لژیون سردار التماس می‌کردم، اما آن زمان پذیرفته نمی‌شدم. اما اکنون، وقتی با آرامش به لژیون سردار می‌آیید، باید قدر این فرصت را بدانید. نباید با خود بگویید: «کنگره ۶۰ که به من نیازی ندارد، خودِ آقای مهندس میلیاردها کمک می‌کند یا پهلوان‌ها و دنورها مبالغ هنگفتی می‌بخشند.» خیر! اگر از همین سبد ۱۱ شروع نکنید، به جایگاه‌های بعدی نخواهید رسید. اگر از سبد ۱۱ شروع کنید، سپس سردار شوید، بعد تغییر جایگاه بدهید به دنوری و در نهایت به پهلوانی فکر کنید، به راحتی به آن خواهید رسید.

‌باور کنید من روزی حتی فکر رسیدن به جایگاهی را هم نمی‌کردم، اما وقتی وارد لژیون سردار شدم و شال پهلوانی را دیدم، با خود گفتم: من هم روزی باید این شال را بر دوش بکشم.

چرا این حرف را می‌زنم؟ چون از همان ابتدا آقای مهندس می‌فرمایند: «آنچه در تفکرات ماست، زندگی ما را می‌سازد.» اگر مدام بگویید «ندارم»، «نمی‌شود» یا «ما را چه به ۵ میلیون یا ۶۰ میلیون تومان؟ از کجا بیاوریم؟»، هرگز تغییری ایجاد نخواهد شد. همان‌طور که در شعر آمده است: «تو پای به ره درنِه و از هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت».

اصلاً فکر نکنید که «من را چه به پهلوانی؟». اگر بخواهید، می‌شود؛ اگر برای من شد، برای شما هم می‌شود. شاید شما مثل من در روزهای اول مستأجر نبودید، اما من که بودم؛ و اکنون هم خانه دارم، هم ماشین و هم به امید خدا در مسیر پهلوانی هستم. این مسیر در عرض ۳ تا ۴ سال به راحتی طی می‌شود، اما به شرطی که «شروع کنی»، «اقدام کنی» و «تغییر جایگاه بدهی».

‌معلمی در مدرسه داشتم که می‌گفت: «اگر فقط به دیپلم فکر کنی، شاید پنجم ابتدایی را هم نگیری؛ اگر به لیسانس فکر کنی، شاید سیکل بگیری؛ اگر به فوق‌لیسانس فکر کنی، شاید دیپلم بگیری؛ اما اگر به پروفسوری فکر کنی، شاید پزشک شوی!»

من می‌گویم شما هم باید به جایگاه‌های بالاتر فکر کنید؛ به جایگاه‌های بالاتر از نشان در بی‌نشانی تا بتوانید به پهلوانی برسید. 

امروزه شعبه‌های جدیدی در حال راه‌اندازی است و من در فکر آن هستم که در آن‌ها نیز سهیم باشم و کمک کنم تا افرادی که نیازمند هستند، جایگاهی برای رفتن داشته باشند. اما می‌دانید چه کسی نیازمند است؟ من و شما نیازمندیم. من نیازمندم که بیایم و آموزش ببینم تا بتوانیم درست زندگی کنیم.

‌کنگره ۶۰ مانند یک دریای بی‌کران است. آیا من از این دریای عظیم فقط یک سطل آب برمی‌دارم؟ هرگز! من تا سال‌ها به این دریا نیاز دارم. هرچه ما به مرکز این دایره (مرکز علم و آموزش) نزدیک‌تر باشیم، در آرامش بیشتری قرار می‌گیریم و زندگی بهتری را تجربه خواهیم کرد.‌ممنون که به صحبت‌های من گوش فرا دادید.

تایپ: همسفر امین، همسفر مهدی لژیون اول 

ویرایش: همسفر فرزاد لژیون دوم 

تصویر:همسفر مهدی لژیون اول 

گروه سایت همسفران آقا نمایندگی خواجو 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .