هشتمین جلسه از دوره هجدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه همسفران آقای نمایندگی ستارخان با استادی همسفر حسین ، نگهبانی موقت همسفر بابک و دبیری همسفر علیرضا با دستور جلسه "وادی سوم و تاثیر آن روی من" پنجشنبه هفتم اردیبهشت ماه 1405 راس ساعت چهارده آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
روزی یکی از همسفران عزیز با لباسی شیک و مرتب و با خوشحالی این بالا آمد. تعریف میکرد: «در خانه به من گفتند چه شده که اینقدر خوشتیپ کردهای و کجا میروی؟ من هم گفتم جایی میروم که برایم خوشحالی میآورد و تمام وجودم را شاد میکند. فکر میکنم دارم به عروسی میروم و خیلی هم خوشحالم.» این را گفتم تا انشاءالله من، ایشان و دیگر دوستان، به این خوشحالی دست پیدا کنیم و در کنار هم شاد باشیم.
اما دستور جلسه امروز این است: «هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.» خود این جمله میگوید که من، یعنی «منِ حسین»، بیشتر از هر کس دیگری باید به فکر سلامتی جسم، روح و روان خودم باشم. هیچکس نمیآید اینجا برای من ساز و آواز بزند و بخواند تا حالم خوب شود. اگر هم چنین اتفاقی بیفتد، مقطعی است و هیچ اثر بلندمدتی ندارد.
این من هستم که باید از عنفوان جوانی به فکر خودم میبودم. شاید تا به حال آنطور که باید عمل نکردهام که امروز به تاریکی، غم و اندوه رسیدهام. این غم و اندوه مثل بذری است که خودم در جوانی و گذشته کاشتهام و امروز دارم آن را درو میکنم. به همین دلیل به تاریکی و انزوا رفتهام، با غم و اندوه زندگی میکنم و همیشه ناراحتم. اما این وادی به من یاد میدهد که باید خودم برخیزم. باید خودم به فکر خودم باشم تا بتوانم آیندهام را از تاریکیها بیرون بیاورم و به روشنایی برسم.
اگر خودم نخواهم تغییر کنم، مثل این است که بروم پیش چند دانشمند و مهندس بنشینم و بعد فکر کنم که من هم مهندس و دانشمند شدهام؛ در حالی که نیستم، چون خودم نخواستهام. اما اگر خواسته باشم و به دنبال این بروم که یاد بگیرم، گذشت کنم، انفاق کنم، راه راست را انتخاب کنم و ظلم نکنم، به آرامش میرسم. اگر همه این کارها را انجام دادم و به آرامش رسیدم، میتوانم بگویم که به راهِ وادی سوم عمل کردهام. امروز خدا را شکر به بحث نفس لوامه رسیدهام، هرچند تا رسیدن به نفس مطمئنه راه زیادی در پیش دارم.
در جایی آقای مهندس میفرمایند که ما نباید فقط بنشینیم و توقع داشته باشیم که چون مشکل داریم، خداوند استغفرالله کارپرداز ما شود و بیاید مشکلمان را حل کند. ما اگر خودمان به فکر خودمان نباشیم، چیزی درست نمیشود. من باید حرکت کنم. اگر حرکت کردم، آنوقت خدا هم کمکم میکند و راههای خوب و مثبتی را جلوی پای من قرار میدهد.
در نهایت، باید بگویم که با شروع زندگی در این وادی، آغازی تازه برای خود دارم که ما را به سلامت، صلح و آرامش میرساند. در این مسیر چهار مورد بیان شده است: اول اینکه کلیه مسئولیتها، کار، زندگی و مشکلات خودمان را بپذیریم. دوم، کلیه سختیهای آن را با دل و جان قبول کنیم. سوم، سعی کنیم با تمام توان مسائل را با تفکر و تدبیر حل کنیم. و چهارم، سعی کنیم از نظر مشورتیِ سایر انسانهای صالح استفاده کنیم، اما تصمیم نهایی را خودمان بگیریم.
اگر من میخواهم به راه راست هدایت شوم، باید خودم را از کینه، تنفر، نفرت، بخل و حسادت خالی کنم. باید تبدیل به یک آدم خالص شوم و تا جایی که میتوانم جنبههای مثبت را در خودم جمع کنم تا به یک راه راست و خوب برسم. امیدوارم که من به این مسیر دست پیدا کنم.
در ادامه جلسه از کسانی که در جشن گلریزان سال گذشته مشارکت کرده بودند با اهدای لوح تقدیر، تشکر شد.
.jpg)
.jpg)
مسئول سایت همسفران آقای شعبه ستارخان: همسفر محمد از لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
174