English Version
This Site Is Available In English

ناخدا کشتی زندگی خویش

ناخدا کشتی زندگی خویش

در وادی سوم، آیینه حقیقت نمایان شد و ندا «هیچ موجودی به خویشتن خویش فکر نمی‌کند» پژواک یافت. این آغازی بود بر سفری درونی و درک این حقیقت که گاه، تاریک‌ترین چاه‌ها را خودمان به دست خویش حفر می‌کنیم. زندگی، با تمام پیچیدگی‌هایش، صحنه نمایش انتخاب‌های ماست؛ انتخاب‌هایی که با تفکری نادرست، ندانستن، یا ناآگاهی، گاه ما را تا مرز پرتگاه می‌کشانند؛ اما در آن لحظات، اولین سنگری که می‌سازیم، سنگر اتهام دیگران است، گویی مسئولیت بار سنگین اعمالمان را بر دوش دیگری می‌نهیم و در پی تاییدهای بی‌ثمرشان می‌گردیم.

انسان، این موجود شگفت‌انگیز، در هنگامه بن‌بست، به نقاب ظاهر‌سازی پناه می‌برد تا زشتی شکست را بپوشاند؛ غافل از آن‌که این مسیر، همان مسیری بود که خود به میل خویش برگزیده بود. بسیاری، با وجود آگاهی، در دام ضدارزش‌ها می‌افتند و دیگران را مقصر می‌دانند؛ گویی اراده‌ای جز اراده خود را دنبال می‌کنند. اما حقیقت این است که هر انسانی، ناخدا کشتی زندگی خویش است و سکان هدایت آن را خود در دست دارد. او تعیین می‌کند کشتی زندگی‌اش به کدام ساحل امن ارزش‌ها یا کدام دریای طوفانی ضدارزش‌ها رهسپار شود.

در این میان، مشکلاتی مانند بیماری‌های جسم و روان، زخم‌های عاطفی، فقر، یا بند اعتیاد، گاه چون کوه، قامت راست می‌کنند؛ اما در دل این طوفان‌ها، باید به یاد داشت که نقش کلیدی در عبور از آن‌ها، با خودمان است. هرچند دست یاری دیگران را گرامی می‌داریم، اما توقع اتکا بی‌قید و شرط به آنان، توهمی بیش نیست؛ زیرا کشتی زندگی، هرچند با دعا خیر همراهان، در نهایت بااراده و تلاش ناخدا خویش به مقصد خواهد رسید.

مسیر ارزش‌ها، مسیری پر فراز و نشیب است، اما پاداش آن، آرامشی عمیق و رضایتی درونی است. در این راه، پذیرش مسئولیت و درک این نکته که هر انتخاب، پیامدی دارد و هر عمل، بازتابی در زندگی ما خواهد داشت، اولین گام است. زمانی‌که سکان را به دست می‌گیریم و با چشمانی باز به افق‌های پیش رو می‌نگریم، تازه می‌فهمیم که قدرت واقعی در درون ما است؛ قدرتی که با خودشناسی و پذیرش حقیقت، بیدار می‌شود.

بنابراین بایستی در وادی سوم، آینه دل را جلا داده و با نگاهی صبور و مسئولانه به خویشتن، نه با چشمانی پر از گلایه از دیگران، خود را در آن ببینیم؛  چراکه تنها با درک این حقیقت که «هیچ موجودی به خویشتن خویش فکر نمی‌کند» و پذیرش این مسئولیت، می‌توانیم ناخدایانی لایق برای کشتی زندگی خویش بوده و آن را به ساحل نجات برسانیم.

من اگر بخواهم از تجربه‌ زندگی خود بگویم، شاید بتوانم چندین کتاب را به‌نگارش درآورم؛ اما به‌بیان مختصری از آن اکتفا می‌کنم. زندگی من، همانند کشتی بزرگی بر دریا پرتلاطم مشکلات بود؛ کشتی‌ای که گاهی آرام و گاهی با شدتی هولناک، بالاوپایین می‌رفت و هربار به صخره‌های بزرگ‌تری گیر می‌کرد؛ اما مهم این بود که من چگونه باید با آن‌ها رو‌به‌رو می‌شدم! چگونه باید در میان این موج‌های بی‌امان، سکان را از دست تقدیرِ ظاهری بیرون کشیده و دوباره به دست می‌گرفتم!

اکنون که به گذشته می‌نگرم، متوجه می‌شوم همه‌ آن طوفان‌ها، صخره‌ها و بی‌پناهی‌ها، من را به‌این حقیقت رساندند که انسان تا وقتی به خویشتن ایمان نیاورد، هیچ‌دستی نمی‌تواند او را از غرق‌شدن نجات دهد. من امروز باتمام خستگی‌ها و زخم‌هایم، باتمام شکست‌ها و برخواستن‌هایم، می‌گویم هنوز می‌شود ادامه داد. هنوز می‌شود از دل ویرانی، بنایی تازه‌ ساخت و در میان این همه تلاطم، به ساحلی رسید که آرامش نام دارد؛ ساحلی که شاید بیرون از ما نباشد، بلکه درست در همان جایی باشد که برای نخستین‌بار، مسئولیت زندگی‌مان را با تمام وجود پذیرفته‌ایم.

منبع: فایل‌صوتی «وادی سوم» از مهندس حسین دژاکام
نویسنده: همسفر فیروزه رهجوی راهنما همسفر آسیه (لژیون یازدهم)
ویرایش و رابط خبری: راهنما همسفر آسیه
ارسال: همسفر زهره، نگهبان‌سایت
همسفران نمایندگی ملاصدرا (نیک‌آباد)

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .