وادی سیزدهم، مانند وادیهای دیگر، حقایقی دیگر را برای من روشن کرد. حقیقتی که میگوید: «بعد از هر پایان، آغازی دیگر است که شروع میشود.» داستان زندگی هیچگاه تمام نمیشود و همیشه جاری و ساری است؛ اما چگونه بودن، چگونه زیستن، چگونه عمل کردن، چگونه شروع کردن و چگونه پایان دادن بسیار مهم است. پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری بوده، هست و خواهد بود؛ در قدیم بوده، حالا هست و در آینده نیز ادامه خواهد داشت.
انسان در هر کاری باید تغییر کند و مراحل تکامل در زندگی هر انسان باید سپری شود. بدون هیچ تغییری، تبدیلی صورت نمیگیرد و بدون تبدیل، ترخیصی در کار نیست. سیر این مراحل، بدون دانش و تجربه امکانپذیر نیست. با تفکراتی که قبل از کنگره داشتم، از روی عدم آگاهی بر این باور بودم که یک مصرفکننده هر زمان اراده کند، میتواند درست شود و انقلابی را در زندگیاش ایجاد کند. ولی وادی سیزدهم به من آموخت که در هر کاری، تغییرات باید ذرهذره انجام شود تا تبدیلات صورت گیرد. مصرفکننده زمانی ترخیص میشود که تبدیل شده به انسانی که نیازمند مواد نیست.
یا فردی که بخواهد تصمیم بگیرد یک شبه در خطوط ارزشها گام بگذارد و مثلاً یک فرد دروغگو از فردا دیگر دروغ نگوید، امکان ندارد. زمان، نقش بسیار مهمی در طی این مراحل دارد تا انسان به نتیجه درست دست یابد. من همیشه فکر میکردم اگر مسائلی را در جایی به پایان نرساندهام و حل نشده، تمام میشود؛ ولی آموختم که این یک باور غلطی بوده است. اگر در این بعد از زندگیام مسئله اضافه وزن من به تعادل نرسد، در زندگیهای بعدی به مراتب سختتر خواهد بود. من در مسیر سلامتی خودم قدم برداشتم، حرکت کردم و تغییرات ذرهذره انجام شد تا شیرینی رهایی را چشیدم و پایان این مرحله را نقطه گذاشتم و به ترخیص رسیدم و به سبک زندگی سالم، تغذیه سالم و ارزشمند بودن خودم دست یافتم.
ما انسانها باید قدر لحظه لحظه بودن و زندگی را بدانیم که بزرگترین معجزه حیات، خود حیات است. زندگی درهم است، مشکلات همیشه هست. از سختیها نباید پروا داشت؛ باید با تفکر درست و تلاش و کوشش، اقدام به حل مسائل کنیم. و با پایان یک مشکل، موضوع این نیست که مشکل دیگری شروع نمیشود؛ بلکه من باید با دید مثبت به مسائل نگاه کنم و آگاهانه و با تفکر درست حرکت کنم و مسیر تکامل را پشت سر بگذارم.
حیات، گونهای نیست که به نقطهای برسیم که کارمان تمام شود و هیچ مشکلی نباشد. هیچچیز تمامشدنی نیست؛ هر چیز تمام میشود، چیز دیگری آغاز میشود. مثل مرگ که آغاز و شروعی دوباره است. من ترس زیادی از مرگ داشتم و فکر میکردم پایان زندگی است، ولی وادی سیزدهم به من نوید دیگری داد؛ که پایان این زندگی، آغازی دیگر است و هیچ پایان مطلقی وجود ندارد. اگر چشمانم را در این دنیا ببندم، بلافاصله در دنیایی دیگر باز خواهم کرد، البته با همان خصوصیاتی که با خود بردهام. چرخه زندگی و حیات ادامه دار است. با تلاش و کوشش و حرکت در صراط مستقیم و اجرای فرامین الهی، به مقام و جایگاه انسانی میتوان رسید، به شرط آنکه انسان به فکر اصلاح خود باشد و بخواهد تغییر کند. و مثلث عشق، عقل و ایمان در زندگی باید همه با هم باشند و انسان به هر سه اینها نیازمند است. ایمان تنها میشود ابن ملجم مرادی، که فاقد عقل و عشق بود. زندگی فاقد عشق، محبت و عقل، هیچ ارزشی ندارد. اگر هر سه اینها با هم باشند؛ حیات و زندگی شیرین میشود و از زندگی خوبی برخوردار میشویم. وقت را ارزش بگذاریم و بیهوده تلف نکنیم و برای سازندگی خودمان تلاش کنیم.
سپاسگزارم از بنیان کنگره ۶۰ و خانواده محترمشان و راهنمایان عزیزم که چراغ راهم شدند و با آموزشهای نابشان، علم و هنر زندگی را به من آموختند.
منبع: سی دی وادی سیزدهم
نویسنده: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون سوم)
ارسال: همسفر کبری رهجوی راهنما همسفر فاطمه ( لژیون هفدهم) نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
68