English Version
This Site Is Available In English

وقتی تلاش می کنیم و مشکلمان حل می‌شود، می‌بینیم آن‌قدرها هم غیرقابل‌حل نبوده است.(نمایندگی لاله کرج)

وقتی تلاش می کنیم و مشکلمان حل می‌شود، می‌بینیم آن‌قدرها هم غیرقابل‌حل نبوده است.(نمایندگی لاله کرج)

یازدهمین جلسه از دوره سوم کارگاه‌های آموزشی - خصوصی خانم‌های مسافر و همسفر نمایندگی لاله کرج، با استادی راهنما مسافر پریسا، نگهبانی مسافر مهری و دبیری مسافر مریم، با دستور جلسه "وادی سوم و تأثیر آن روی من" روز شنبه ۲ خردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان پریسا هستم یک مسافر

حال من خیلی خوب است، امیدوارم حال شما هم خوب باشد. امروز دو تا موضوع داریم؛ اولین موضوع دستور جلسه هفتگی که وادی سوم است که می‌گوید: «باید دانست هیچ موجودی به اندازهٔ خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند» و موضوع دوم تولد یک سال رهایی خانم زینب است.

در مورد دستور جلسه؛ این چهارده وادی که داریم، تنها وادی که کلمه «باید» به آن اضافه شده، وادی سوم است. یعنی جناب مهندس تأکید می‌کنند و می‌فرمایند؛ حتماً و باید هیچ موجودی به اندازهٔ خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.البته این وادی خیلی گسترده و کلیدی است. اگر بخواهم در مورد تمام وادی صحبت کنم وقتمان بیشتر از پنج دقیقه نیست و نمی‌شود همهٔ مطالب را گفت، برای همین راجع به یک بخش صحبت می‌کنم و شما با مشارکت‌هایتان صحبت‌های من را کامل کنید.

وادی اول که تفکر بود را متوجه شدیم، وادی دوم هم فهمیدیم که ما بیهوده به این دنیا نیامده‌ایم. در وادی سوم کم‌کم ارزش ما را به خودمان گوشزد می‌کند. می‌گوید هیچ موجودی به اندازهٔ خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند. وقتی می‌گوید «انسان»، یعنی انسان را از حیوان جدا می‌کند و به ما تأکید می‌کند که ما انسان هستیم و شاید سرور مخلوقات باشیم.

جناب مهندس در سی‌دی روح می‌گویند؛ موجودات دیگر مثل کارگرهای ما هستند؛ یعنی ما چقدر ارزش و منزلت داریم.همهٔ ما مشکلاتی داشتیم و اولین مشکلی که به خاطرش به اینجا آمدیم، اعتیاد بوده است. وقتی مشکل داشتیم، شروع می‌کردیم باخدا صحبت‌کردن که خدایا مشکل من را حل کن، تو بزرگی، تو می‌توانی؛ اما وقتی می‌دیدیم مشکلمان حل نمی‌شود، شروع می‌کردیم به گله‌کردن؛ می‌گفتیم خدا وجود ندارد، خدا من را نمی‌بیند. یا تقصیر را گردن پدر و مادر، همسر، جامعه، کشور یا شانس می‌انداختیم.

ولی این‌ها همه بهانه‌های من بود و باید مشکلاتم را بشناسم و توانایی‌هایم را هم بشناسم و ببینم چه راه‌حلی برای آنها وجود دارد. مثلاً من اعتیاد داشتم؛ باید می‌فهمیدم چرا اعتیاد برایم به وجود آمده و راه‌حلش چیست. همهٔ ما گشتیم تا کلید درمان را پیدا کردیم و فهمیدیم کنگره شصت راه درمان است. آمدیم اینجا و درمان شدیم.وقتی مشکلمان حل می‌شود، می‌بینیم آن‌قدرها هم غیرقابل‌حل نبوده است. آن موقع متوجه می‌شویم چقدر خودمان را اذیت می‌کردیم و همه چیز را گردن دیگران می‌انداختیم.

این وادی به ما نوید می‌دهد که تو قادر هستی مشکلاتت را حل کنی. حتی مشکلات برای ما رحمت هستند، چون هر مشکلی که حل می‌کنیم یک درجه ارتقاء پیدا می‌کنیم. منِ پریسا که اعتیادم درمان شده، نسبت به پریسای ده سال پیش قطعاً رشد کرده‌ام و یک مرحله بالاتر رفته‌ام.

پس ما توانایی حل مشکلاتمان را داریم. اگر هم عقلمان به جایی نرسید باید مشورت کنیم با کسانی که اهل آن کار هستند؛ مشکل حقوقی داریم با وکیل صحبت کنیم، مشکل اعتیاد داریم از راهنماهای کنگره کمک بگیریم. اما تصمیم‌گیرنده نهایی باید خودمان باشیم، چون اگر همیشه دیگران برای ما تصمیم بگیرند، اعتمادبه‌نفس‌مان را از دست می‌دهیم و به دیگران وابسته می‌شویم.

در نهایت نتیجه می‌گیریم که: اول مشکلاتمان را بشناسیم، بعد توانایی‌هایمان را پیدا کنیم، برای حل مشکلات اقدام کنیم، کلید حل را پیدا کنیم، و اگر نتوانستیم از افراد آگاه کمک بگیریم. وقتی مشکلات را حل می‌کنیم، یک درجه رشد و ارتقا پیدا می‌کنیم.

سخنان استاد در مورد تولد یک سال رهایی مسافر زینب:

امروز تولد یک سال رهایی خانم زینب را جشن می‌گیریم. خانم زینب در سفر اول زیر نظر خانم کتایون آموزش دیدند و زحمت اصلی را ایشان کشیدند. بعد از باز شدن شعبه کرج، چون مسیرشان نزدیک‌تر بود به کرج آمدند و رهجوی سفر دومی من شدند.

وقتی وارد لژیون من شدند، واقعاً آموزش‌ها را خوب دیده بودند؛ سی‌دی می‌نوشتند و مرتب بودند، ولی مهم‌تر از همه این بود که آموزش‌ها را در زندگی‌شان اجرا می‌کردند. آرامش، مسئولیت‌پذیری و ادبشان کاملاً مشخص بود.

خانم زینب همیشه سعی می‌کردند یاد بگیرند و رشد کنند و همین باعث شد به جایگاه رهایی برسند. من این روز قشنگ را به خودشان، خانواده محترمشان و خانم کتایون راهنمای عزیزشان تبریک می‌گویم و امیدوارم در ادامه مسیر هم موفق و پایدار باشند. از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید سپاسگزارم.

اعلام سفر:

خانم زینب - نام راهنما: خانم کتایون - آنتی ایکس مصرفی: تریاک خوراکی و قرص - روش درمان: DST- داروی درمان: OT- مدت سفر ۱۱ ماه - مدت رهایی: یک سال

صحبت‌های مسافر زینب:

سلام دوستان زینب هستم یک مسافر

«عقل، ایمان و شهامتی که در پرتو تکامل پدید می‌آید، ما را از یک درخت فرسوده که درون آن از موریانه‌ها و قارچ‌های مختلف پر شده است، به ستونی محکم تبدیل می‌کند تا در برابر آن درختان جوانی که روزی ما را هیچ می‌پنداشتند، استوار بایستیم.»

این پیام دقیقاً شرح‌حال من هم همین‌گونه بود. وقتی با آن شرایط و بیماری وارد کنگره شدم، همیشه فکر می‌کردم با این وضعیت کاملاً از بین می‌روم و دیگر راه نجاتی برایم وجود ندارد. اما امروز خدا را شاکرم که درمانم کامل شد و از تاریکی، درد و دارو رهایی پیدا کردم.

امروز روزهایی را می‌بینم که همان کسانی که روزی من را تأیید نمی‌کردند و باورم نداشتند، حالا برای موفقیت و رهایی من خوشحال هستند و دست می‌زنند. این مسیر درمان واقعاً مسیر دشوار و پرچالشی بود، اما توانستم آن را طی کنم. تمام این‌ها از برکت کنگره، جناب مهندس و راهنمایان عزیزم است که چراغ راه من بودند.از آقای مهندس، خانم کتایون راهنمای سفر اولم و خانم پریسا که در سفر دوم وارد لژیون ایشان شدم و ایجنت محترم خانم مونا و مرزبانان عزیز تشکر می‌کنم.

صحبت‌های همسفر صدیقه:

سلام دوستان صدیقه هستم همسفر

این تولد را تبریک می‌گویم و بسیار خوشحالم. از آقای مهندس، راهنمایان گرامی؛ خانم کتایون و خانم پریسا و ایجنت محترم خانم مونا و مرزبانان عزیز تشکر می‌کنم.

تایپ: مسافر مهدیه - لژیون دوم نمایندگی لاله کرج
ویرایش: راهنما مسافر پریسا --لژیون دوم نمایندگی لاله کرج
عکس: مرزبان خبری مسافر نرگس
بازبینی و ارسال: همسفر فاطمه

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .