در مورد وادی سوم، پایه و اساس آن در وادی اول و دومِ کتاب عشق آمده است.
وادی اول، مرا به درست فکر کردن مجاب میکند و به من میآموزد که درباره چه چیزی تفکر کنم، درباره چه چیزی تفکر نکنم و اساساً تفکر چیست.
وادی دوم نیز ناامیدی را بهعنوان یکی از ابزارها و نیروهای شیطانی مطرح میکند و راه عبور از آن را به ما آموزش میدهد.
برداشت من از وادی سوم این است که برای حل مشکلات، مسئلهها و رنجهای زندگیام، اگر خودم جستوجو نکنم و در پی حل آنها نباشم، حتی اگر با ماهرترین کاوشگران نیز همنشین باشم، باز هم به حل مشکل و موضوع خود نمیرسم. البته به شرطی که در مسیر حل مشکلات، از تشنج، ناامیدی، افکار منفی و القائات منفی دوری کنم و با امیدواری بتوانم مشکلاتم را یکی پس از دیگری حل نمایم.
من باید به مشکلات، به چشم مسئلههایی نگاه کنم که قرار است آنها را حل کنم تا نفسم رشد کند و لازمه این کار، نوشتن سیدی و گوشبهفرمان بودن است تا بتوانم آگاهیهای خود را افزایش دهم و روزبهروز قویتر شوم.
من مانند دانهای در دل خاک هستم که باید بهدنبال نور بروم تا رشد کنم و از دل تاریکیها بیرون بیایم. آموختم که مشکلات همیشه وجود دارند و این من هستم که باید قوی باشم و بتوانم با تفکر و اندیشه درست، مشکلات خود را بهآسانی حل کنم و پشت سر بگذارم.
آقای مهندس در وادی سوم جمله زیبایی فرمودند:
«درختان ایستاده میمیرند و تا لحظه مرگ، دست از تلاش و کوشش برنمیدارند.»
این جمله به من میگوید: ای انسان، این فقط یک درخت است که ایستاده میمیرد، در حالی که تواناییها و قابلیتهای تو را ندارد؛ اما ببین چگونه میایستد و چگونه استقامت میکند. پس منِ انسان باید هزاران برابر آن درخت، محکمتر بایستم و در برابر مشکلات استقامت کنم تا بتوانم بهراحتی از پس آنها برآیم.
زمانی که یاد میگیرم یک مشکل را حل کنم، آنجاست که میآموزم روی مشکلات موجسواری کنم؛ دیگر در مشکلات غرق نمیشوم و حتی از آنها لذت میبرم.
نويسنده:راهنما همسفر فرزانه
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما بهاره
همسفران نمایندگی امیرکبیر
- تعداد بازدید از این مطلب :
181