جلسه پنجم از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی اردستان با استادی مسافر مهرداد، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر علیرضا با دستور جلسه «وادی سوم (باید دانست هیچکس به انداره خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند) و تأثیر آن بر روی من» روز سهشنبه مورخه ۵ خردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
در ابتدا خدا را شاکرم که امروز توفیق خدمت نصیب من شد تا در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش ببینم. از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان بابت فراهم کردن این بستر آموزشی سپاسگزارم. همچنین از راهنمایم و از همه عزیزان خدمتگزار کنگره۶۰ بهویژه کنگره۶۰ نمایندگی اردستان کمال تشکر و قدردانی را دارم.
در مورد دستور جلسه امروز، وادی سوم و تأثیر آن بر روی من که میگوید: «باید دانست که هیچ مخلوقی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.» این دستور جلسه با واژهی باید آغاز میشود و دیگر اما، اگر، شاید در آن معنایی ندارد. یعنی من مهرداد باید بدانم که هیچکس جز خودم نمیتواند مشکل من را حل کند و هیچکس دلسوزتر از خودم برای خودم نیست.
زمانی که مصرفکننده بودیم، در ابتدا برایمان دورهای طلایی و خوب بهنظر میرسید؛ اما بهتدریج که مصرف ادامه پیدا کرد، همه را بهجز خودمان مقصر میدانستیم؛ اما زمانی که وارد کنگره شدیم، فهمیدیم که این ۱۴ وادی فقط برای کنگره نیست؛ بلکه برای کاربردی کردن ما است. ما به اینجا آمدهایم؛ چون کنگره یک آموزشگاه است و ما در آن آموزش میگیریم تا بتوانیم آن را در بیرون، ابتدا در خانواده، سپس در جامعه و یا در کار خود اجرا کنیم. هر کس این آموزشها را بگیرد، این مسیر مانند پله و نردبان است و نمیتوان از پله اول، مستقیماً به پله چهارم یا آخر رفت؛ بلکه باید پلهپله بالا رفت.

در این وادی یاد میگیریم که مشکلات خود را خودمان حل کنیم و برطرف سازیم. البته میتوانیم از تجربه دیگران استفاده کنیم؛ اما تصمیم نهایی را خودمان باید بگیریم. در این وادی آمده است که اگر انسان کاوش نکند؛ حتی اگر با کاوشگران ماهر همنشین باشد، فایدهای ندارد. اکنون من در کنگره میآیم و به لژیون و راهنما مراجعه میکنم. راهنما برای خودش نمیآید؛ بلکه برای آموزش من آمده است؛ بنابراین باید قدر بدانم و از او درس بگیرم و خدا را در راهنمایم ببینم. او مربی من است و اگر بخواهم به جایگاهی برسم؛ باید خودم تلاش کنم. رسیدن به هدف سختی دارد؛ اما با تلاش و کوشش میتوان به آن رسید. به قول معروف:
«هر لحظه که تسلیم در کارگه تقدیر شدم
آرامتر از آهو و بیباکتر از شیر
هر لحظه که میکوشم که کار کنم در تدبیر
رنج در پی رنج آید وزنجیر پی زنجیر»
پس من باید بدانم کار من چیست و جایگاهم کجاست تا بتوانم از پس حل مشکلاتم برآیم. در کنگره آموزش میبینیم، تجربه کسب میکنیم و در مسیر آموزشها دانایی و آگاهی به دست میآوریم تا خودمان از همه ضد ارزشها دور شویم و به خویشتن خویش برسیم و مشکلات را برطرف کنیم.
تایپیست: مسافر علیرضا (لژیون پنجم)
ویراستار: مسافر رسول (لژیون دوم)
عکاس: راهنمای تازهواردین مسافر ابراهیم
ارسال: مسافر محمدرضا نگهبان سایت
مسافران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
49