جلسه دهم از دوره بیستویکم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی پاکدشت به استادی همسفر زهرا، نگهبانی همسفر ستاره و دبیری همسفر معصومه با دستور جلسه «وادی سوم (باید دانست؛ هیچ موجودی به میزان خود انسان، به خویشتن خویش فکر نمیکند) و تاثیر آن روی من» روز سهشنبه ۰۵ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از ایجنت و گروه مرزبانی و راهنما همسفر فاطمه ممنونم که استادی جلسه را به من سپردند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم. وادی سوم: «باید دانست؛ هیچ موجودی به میزان خود انسان، به خویشتن خویش فکر نمیکند». این وادی به من آموخت که من مسئول اصلی زندگی خود هستم به یک آدم مصرفکننده یاد داد که هیچکس دلسوز او نیست و این بار را باید خودش زمین بگذارد؛ باید تفکر کنید و تصمیم بگیرد که حرکت کند تا به مقصد برسد. آقای مهندس میگویند: به جای اینکه دنبال ناجی بگردی! خودت ناجی زندگی خودت باش؛ برای حل مشکل بالاترین نقش بر عهده خودم است تمام خرابکاریهای زندگی من مسئول اصلیاش خودم هستم و خودم هم باید این مشکل را حل کنم و نباید از دیگران انتظار داشته باشم که مشکل من را حل کنند.
ما به این حیات آمدهایم که روش حل مشکلات را بیاموزیم، خیلی مهم است که بدانیم این مشکل را از چه راهی حل کنیم. این اوضاع و احوال کنونی ما، در اثر بذرهایی هستند که ما در گذشته کاشتهایم و یا اینکه درست عمل نکردهایم؛ برای خروج از این مشکلات باید نیروهای درون خودمان، نیروهای منفی و بازدارنده را کاملا بشناسیم، مثل فرماندهای که به سربازان و مهارت خودش متکی نیست؛ باید بداند طرف مقابل که دشمن است، چهقدر سرباز دارد، کجا مستقر است و چهقدر مهارت دارد؛ بعد بتواند نقشه حمله را بکشد تا پیروز شود.
منطقیترین راه این است که نردبانی که بالا رفتهایم پلهپله با تفکر، استقامت و صبر پایین بیاییم و این به تصویر شماره یک صفحه کتاب ۶۰ درجه مربوط میشود که جاده کوهستانی لغزنده و پربرف است و ما با الهام گرفتن از طبیعت این مسئله را به سادگی میتوانیم حل کنیم. مشکلات دو نوع هستند ۱- بیماریهایی که مربوط به ژنها هستند و ما هیچ نقشی در آن نداریم مثل آنهایی که کور یا لال مادرزاد هستند ۲- مشکلاتی که خودمان آنها را به وجود میآوریم. این وادی به من یاد داد که مسئولیت اصلی زندگیام بر عهده خودم است من قبل از ورودم به کنگره۶۰ خیلی سعی کردم مسافرم از اعتیاد رها شود و به خیلی راهها متوسل شدم ولی فایدهای نداشت؛ بهخاطر این که خودش باید بخواهد تا مشکلش را حل کند.
انسان اگر جستجو نکند، به موضوع واقعی نمیرسد. من زهرا اگر قرار باشد سر لژیون بنشینم و بروم و بگویم راهنما هم که هست، هیچ اتفاق خاصی نمیافتد؛ بهخاطر این که من باید به نیروهای درون خودم تکیه کنم، تفکر و برنامهریزی کنم و درس بخوانم تا به نتیجه خوبی برسم. در ابتدا همسفر فکر میکند برای مسافرش میآید؛ اما اینطور نیست حال همسفر خیلی بدتر از مسافرش است و نیاز به آموزش دارد. ما نمیتوانیم برای مسافرمان کاری بکنیم خودش باید بخواهد و تلاش کند تا مشکلش حل شود، به جای اینکه بنشینیم و با خود بگوییم؛ چرا این مشکل برای ما پیش آمده است؟ حرکت کنیم و برای مشکل خود چارهای بیندیشیم آن موقع است که وارد مرحله ساختن میشویم. در وجود هر انسانی یک عقل بیداری است که خوابیده و من میتوانم با درد کشیدن، فکر کردن و عمل کردن آن را بیدار کنم آن موقع است که صدای راهنما را از درون میشنوم.
یکی از موضوعات دیگر که به این وادی ربط پیدا میکند موضوع اضافه وزن است که یک ضدارزش است و تمام بیماریها برگرفته از همین چاقی است. من خیلی راهها را برای کاهش وزن رفتم و نتیجه نگرفتم؛ بهخاطر اینکه آن راهها اصولی نبود دوباره به وزن اولیه برمیگشتم. تصمیم گرفتم در کنگره با وجود راهنمای جونز و محیطی که آقای مهندس دژاکام برای ما آماده کردهاند در لژیون جونز شرکت کنم و به سلامتی برسم. نتیجهای که از از وادی سوم میگیریم این است که ما باید با افراد باتجربه و سالم مشورت کنیم؛ ولی تصمیم نهایی را خودمان بگیریم و این باعث اعتمادبهنفس ما میشود، امیدمان را از دست ندهیم و تا لحظه مرگ از تلاش و کوشش دست برنداریم؛ زیرا ناامیدی غم و اندوه میآورد و یکی دیگر اینکه پایان شب سیه سپید است.

مرزبانان کشیک: همسفر فریبا و مسافر رسول
تایپیست: همسفر آذر رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر فاطمه زهرا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دهم)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون پنجم) دبیر دوم سایت
ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پاکدشت
- تعداد بازدید از این مطلب :
285