English Version
This Site Is Available In English

باید قوانین را مرحله به مرحله بیاموزم

باید قوانین را مرحله به مرحله بیاموزم

جلسه نهم از دور چهاردهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ شعبه دنا ویژه مسافران با استادی مسافر رحیم، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر حسین با دستور جلسه: «وادی سوم و تاثیر آن بر روی من» در تاریخ سه‌شنبه ۰۵ خرداد ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:٠٠ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان رحیم هستم یک مسافر. خوشحالم که در این جایگاه حضور دارم و از شما دوستان عزیز می‌آموزم.

باید دانست که هیچ موجودی به اندازه انسان به خویشتنِ خویش نمی‌اندیشد. موضوع این جلسه نیز از مهم‌ترین و ارزشمندترین مباحثی است که امروز درباره آن صحبت می‌کنیم: تفکر درباره خود.

من، رحیم، پیش از آنکه وارد کنگره ۶۰ شوم، حقیقتاً در این زمینه به هر چیز دیگری فکر می‌کردم، جز به خودم. ذهن من همواره درگیر مسائل مختلف بود و اجازه نمی‌داد به خویشتن خویش توجه کنم. پیش از آشنایی با کنگره و درگیر بودن با مواد مخدر، تنها چیزی که ذهن مرا مشغول می‌کرد، پناه بردن به جایی برای مصرف بود. افکار منفی و نابسامانی‌های ناشی از اعتیاد، اصلاً اجازه نمی‌داد که به خودم فکر کنم.

تا اینکه این مسئله برای من آن‌قدر بزرگ شد که به جایی رسیدم و احساس کردم واقعاً خسته شده‌ام. در آن زمان از خدا خواستم و گفتم: «خدایا، کاش جایی بود و کسی را پیدا می‌کردم که نزد او بروم و از او بپرسم چه باید بکنم.» زیرا از راه‌ها و پیشنهادهایی که در اطرافم مطرح می‌شد و می‌گفتند می‌توان مواد را کنار گذاشت، رضایت نداشتم.

تا اینکه یکی از دوستانم کنگره ۶۰ را به من معرفی کرد. پس از آشنایی با کنگره، با بزرگواریِ اساتید و راهنمایان، وارد این مجموعه شدم و آموزش‌ها را آغاز کردم. در ابتدا با خودم فکر می‌کردم که فقط چند جلسه می‌آیم، چیزی یاد می‌گیرم و بعد خودم ادامه می‌دهم. اما واقعیت این بود که من از نظر نظم و انضباط، و به‌ویژه به دلیل تخریب‌هایی که در این مسیر به من وارد شده بود، آسیب زیادی دیده بودم؛ آسیب‌هایی که ممکن است برای هر فرد در این مسیر، بسته به نوع تخریب، جسمی یا روحی باشد.

خود من از نظر نظم و انضباط، آسیب جدی دیده بودم و هنوز هم در حال درمان و تلاش برای اصلاح آن هستم. امیدوارم بتوانم در زندگی‌ام نظم و ترتیب مناسبی پیدا کنم و به‌تدریج از مواد مخدر و سایر عوامل مخرب فاصله بگیرم.

چند روز پس از ورودم به کنگره، از من خواسته شد کارت شناسایی تهیه کنم. زمانی که آن کارت را دریافت کردم، حقیقتاً برای من مانند یک گواهی‌نامه بود. همان‌گونه که مهندس درباره تخریب‌هایی که پیش‌تر با وسایل نقلیه و دارایی‌های خود انجام می‌دادیم و از آن‌ها مراقبت نمی‌کردیم سخن می‌گفت، این کارت برای من نشانه‌ای بود از اینکه اکنون باید مسئولانه رفتار کنم. با خود گفتم همان‌طور که برای رانندگی باید قوانین را مرحله‌به‌مرحله بیاموزم و رعایت کنم، برای رسیدن به سلامت نیز باید همین مسیر را طی کنم.

از همان زمان تلاشم را آغاز کردم و متوجه شدم که برای درمان، باید فرمانبردار خوبی باشم. شروع به نوشتن سی‌دی کردم و هر روز بیش از پیش احساس بهتری پیدا می‌کردم. صادقانه بگویم، این حس خوب باعث شد بسیاری از باورهای قبلی‌ام تغییر کند؛ از جمله اینکه همیشه دیگران را مقصر مشکلات خود می‌دانستم. اما در کنگره، این باورها برایم یکی‌یکی روشن شد و درک کردم که آموزش‌های اینجا چقدر ارزشمند و سازنده هستند.

هرچه بیشتر در کنگره حضور پیدا کردم، حال و روز من بهتر شد، تا جایی که به این باور رسیدم که کنگره یک دانشگاه است. مهندس در این کنگره به ما آموخت که در سفر اول و سفر دوم، اگر بتوانیم روی سه اصل پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک کار کنیم و به خودمان توجه داشته باشیم، مسیر درست خواهد شد.

پندار نیک همان تفکری است که در این جلسه درباره آن صحبت شد. بسیار ارزشمند است که از سخنان آقای مهندس در این زمینه بهره ببریم و همچنین از طبیعت، محیط اطراف و انسان‌های دانا و آگاه پیرامون خود استفاده کنیم، نه اینکه تنها نظاره‌گر باشیم. باید از راهنمایان کنگره و از مسیر فرمانبرداری درست بهره بگیریم تا بتوانیم به درجه‌ای که می‌خواهیم برسیم؛ همان‌گونه که بسیاری از راهنمایان خوب به جایگاه‌های ارزشمندی رسیده‌اند. امیدوارم ما نیز بتوانیم به همان حس و حال و همان مسیر دست پیدا کنیم.

در نهایت، تشکر می‌کنم از شما که این فرصت را در اختیار من قرار دادید تا در این جایگاه در خدمتتان باشم.

از توجه شما سپاسگزارم.

تقدیر و تشکر از اعضاء لژیون سردار:

تهیه و تنظیم: گروه خدمتگزاران سایت شعبه دنا، شهرضا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .