دهمین جلسه از دوره چهارم لژیون سردار نمایندگی خیام نیشابوری در روز سه شنبه با استادی مسافر آرمان و نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر روح الله با دستور جلسه وادی سوم در تاریخ 4 خرداد ماه 1405 راس ساعت 1530دقیقه آغاز بکار کرد .

سلام دوستان آرمان هستم مسافر:
خیلی خوشحالم که در جمع شما دوستان عزیز و مهربان هستم ممنونم از جایگاهی که به من دادید دستور جلسه این هفته وادی سوم که می گوید باید دانست هیچ موجودی به اندازه خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی کند الان داشتم چهره دوستای قدیمی تر رو نگاه می کردم که اول سفر باهاشون همسفر بودم دیده بودم به بچه ها گفتم فرق می کنه واقعا زمانی که می گذره چهره بچه ها رو نگاه می کنی بعد از چند ماه که فاصله می افته نگاه می کنی هیچی از اون نشانه های اول در درونشون نیست و بعد داشتم به وادی فکر می کردم

همین اومد تو ذهنم که خب اگر این انسان ها خودشون برای خودشون تلاش نمی کردن و خودشون تصمیمی نمی گرفتن قطعا این تغییر در درونشون حاصل نمی شد خودمو عرض می کنم که اگه زمانی من تصمیم نمی گرفتم که کارم رو رها کنم دلبستگی های خارج از کنگره رو رها کنم و بیام تو کنگره بشینم و سر تعظیم فرود بیارم شروع کنم به درمان خودم و سختی مسیر رو بکشم کی می خواست به جای من این کار رو انجام بده طبیعتا هیچکس نمی تونه توانایی این رو نداره خب این خیلی آگاهی بالاییه که انسان همین رو متوجه بشه که پس من اگه آب می خوام خودم باید برم لیوان رو زیر شیر بگیرم و آب رو تهیه کنم به هر طریق استفاده بکنم و تغییر رو در خودم حاصل می کنم و ارتباطش با لژیون سردار وقتی فکر می کردم در مورد خودم این بود که یه چیزهایی رو یه ناآگاهی هایی در ما یا یک سری اندیشه ها و باورهای غلطی در من از قبل ریشه دونده بود که اجازه نمی داد

من اوضاع مالی خوبی داشته باشم اون ها رو باید چیکار کنم و پیداشون بکنم و خودم اونا رو شناسایی بکنم و خودم اونا رو کنار بزنم یکی از اون ها باور به جهان فراوانیه اینکه در جهان فراوانی ما داریم زندگی می کنیم و همه چیز هست و به وفور هم هست دوم اینکه من تا برکتی به زندگی کسی ندم برکتی وارد زندگی من نمی شه یعنی این بده بستون رو من باید یاد بگیرم در صورتی که در جهان قبل از این در قبل از لژیون سردار ما همش به این فکر می کردیم که بگیرم بگیرم بگیرم تو هر معامله ای می گفتم فقط من سود کنم طرف مقابل ضر کرد به من چه، ماشینم رو می خوام بفروشم من امروز به نرخ روز دقیق بفروشمو اگر خریدار ضرر کرد به من ربطی نداره و در تمام روابط مالی و غیر مالی شاید به این فکر میکردم که تنها خودم منفعت و سودی حاصل کنم و به دیگری هیچحقی نمیدادم . اما لژیون سردار به من آموخت تا برکتی به سفره ی کسی ندهم برکتی به سفره خودم نخواهد آمد. به من آموخت که سود و منفعت فقط در زیاده خواهی و فقط برای خودم و خانواده ام خواستن نیست بلکه برکت و نعمت و منفعت اصلی در این است که به همان اندازه که برای خودت میخواهی برای دیگران هم بخواهی و نکته بسیار مهم دیگری که در این خصوص به ذهنم میرسد صحبت در مورد ارتعاش ثروت و فراوانی است و همچنین فرکانسی که پس از ارسال ارتعاش به جهان هستی برای ما حاصل میشود .

در این خصوص حضرت مولانا میفرماید:
خوش باش که هرکه راز داند،
داندکه خوشی ،خوشی کشاند
یعنی احساس اکنون شما دقیقا همان ارتعاشی است که ارسال میکنید واگر ارتعاش خوشی ارسال کنید جایگاه یا همان فرکانس خوشی را تجربه خواهید کرد در آینده و اگر ارتعاش یا همان احساس حال بد را اکنون تجربه کنید در آینده فرکانس حال بد را نصیب خود کرده اید و با توجه به این دانش زمانی که من در لژیون سردار شرکت میکنم و مبلغی پول را پرداخت میکنم اولین احساسی که به سراغ من میآید احساس ثروت و فراوانی است یعنی من انقدر ثروتمند هستم که به دیگران میبخشم و ارسال این احساس یا ارتعاش خیلی زود من را در فرکانس ثروتمندی قرار میدهد و صد البته زندگی فراوانی و ثروت را تجربه میکنم .

خود من در تجربه شرکت در سردار و دِنور این احساس را تجربه کردم و ۱۰۰ برابر آنچه که مشارکت کرده بودم را از خداوند متعال برکت و نعمت دریافت کردم.از اینکه به صحبت های من گوش کردید سپاسگزارم
تایپ : مسافرحبیب( لژیون سوم )
عکاس :مرزبان مسافر علی
بارگذاری : گروه خبری و سایت شعبه خیام نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
100