English Version
This Site Is Available In English

عیار هر انسان میزان بخشش اوست

عیار هر انسان میزان بخشش اوست

جلسه سوم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی صالحی به استادی راهنما همسفر اکرم، نگهبانی راهنما همسفر فروغ و دبیری همسفر شادی با دستور‌  جلسه «وادی سوم و تاثیر آن روی من» روز سه‌شنبه ۵ اسفندماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

دستور جلسه این هفته «وادی سوم و تأثیر آن روی من است.» وادی سوم می‌گوید: باید دانست؛ هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند. ابتدای وادی در مورد این صحبت می‌کند که برای آغاز زندگی و شروع این وادی آغازی تازه داریم و برای این آغاز تازه انتظار می‌رود که ما صلح، آرامش و آسایش را تجربه کنیم. ما همگی دوست داریم این آرامس را تجربه کنیم اما این امر مستلزم این است که از وادی اول و دوم عبور کرده باشیم، تفکر را بدانیم از ناامیدی گذر کرده باشیم و توی پله و وادی سوم بدانیم که تنها کسی که به ما فکر می‌کند،خود ما هستیم. در سی‌دی چشم سر خود آقای مهندس در مورد این گفتند که افرادی که می‌آیند کمک به آن‌ها  نمی‌شود، بلکه به اشخاصی کمک می‌شود که می‌خواهند.

این جمله به وادی سوم بسیار مرتبط است؛ زیرا در وادی می‌گوید انسان اگر خود جستجو نکند حتی اگر با کاوشگران ماهر هم همنشین باشد، به موضوع واقعی نمی‌رسد. همه ما مسافران و همسفران در حال سفر هستیم. مسافران با داروی OT و همسفران بدون دارو سفر می‌کنند. کار ما همسفران بسیار سخت‌تر است که بخواهیم از نفرت به سمت عشق، از قهر به سمت مهر یا از کفر به سمت ایمان برویم. کارمان سخت است. سفری را در پیش داریم که اگر این پله‌ها نباشند، نمی‌توانیم به جایگاهی که می‌خواهیم و به وادی محبت برسیم.

در این وادی به ما می‌گویند که بار مسائل و مشکلاتی که داریم به عهده خودمان است. اگر انسان درد و رنجی دارد به خاطر  بذری هست که در گذشته کاشته است یا آموزش و تقاصی است که قرار است در این بعد برای او اتفاق بیفتد. اگر من منتظر باشم که دیگران برای من دلسوزی کنند و احساس قربانی بودن را داشته باشم، هیچ‌گاه به نتیجه مطلوب نمی‌رسم. آقای مهندس هم فرمودند: افرادی که دنبال ترحم و دلسوزی دیگران هستند، دیگران اصلا برای آن‌ها دلسوزی نمی‌کنند، اتفاقاََ حس خوبی به آن‌ها ندارند.

پس این‌جا بار مسئولیت زندگی من، مسائل و درد و رنجی که دارم به عهده خود من است. افرادی هستند که بار مسئولیت خود را گردن دیگران می‌اندازند و دیگران را همیشه مقصر می‌دانند. این افراد طبق صحبت‌های استاد امین دارای دو صفت کبر و منیت هستند. اگر انسان کبر و منیت داشته باشد، همیشه تقصیر را گردن دیگران می‌اندازند و هیچ‌وقت مسئولیت خودش را گردن نمی‌گیرد. چرا؟ زیرا انسان که در حال آموزش گرفتن است، دیگه راهی برای منیت نمی‌ماند؛ اما شخصی که آموزش نمی‌گیرد، اصلاََ قبول نمی‌کند که منیت دارد. اسانی که کبر دارد، همیشه خودش را بالاتر از آن‌چیزی که هست فرض می‌کند.

انسانی که همیشه دنبال حل کردن مشکلات و مسائل دیگران هست، هیچ‌وقت خودش را نمی‌بیند و به آن چیزهایی که در درون خودش وجود دارد پی نمی‌برد. این هم البته از کبر و منیت اوست که همیشه دوست دارد برای انسان‌های دیگر تصمیم بگیرد.  این‌جا ما یاد گرفتیم که مسئولیت کارهایمان را خودمان به عهده بگیریم. دلسوزی نمی‌خواهیم و برای کسی هم دلسوزی نمی‌کنیم؛ زیرا دلسوزی یک ضدارزش است. به دلیل اینکه ما با دلسوزی کردن جلوی مأموریتی که طرف مقابلمان‌ دارد را می‌گیریم.

حال این موضوع را به وادی سوم و لژیون سردار ربط می‌دهم.در کنگره هم یک‌سری مسائل مالی داریم که مربوط به اعضای کنگره است. باید خودمان حامی باشیم و باید هر کدام از اعضاء حمایت کنند تا هر کدام برای خودمان یک شعبه داشته باشیم. باید دغدغه من این باشد که بگویم خدایا من چکار کنم که یک گرسنه را غذا بدهم تا سیر شود؟ خدایا چکار کنم  تا انسانی که اعتیاد دارد و خانواده‌هایشان از دست آن‌ها عاصی هستند را نجات بدهم؟

ما احتیاج به نیروی متخصص و نیروی ایمان داریم. این‌ها همه پشت سر هم هستند. خوش‌به‌حال آن‌هایی که راهنما می شوند و می‌توانند به یک نفر کمک کنند. همسفر نقش بسیار مهمی در این مسیر دارد. شاید سال‌های اول که می‌آییم، آن‌هایی که مسافرشان گریز زدند و خوب سفر نکردند، شاید سال‌های اول متوجه این نباشیم که چقدر به آن‌ها کمک می کنیم؛ اما سال‌های بعد آن بذری که می‌کاریم را برداشت می کنیم.

پس ما از لحاظ نیروی متخصص احتیاج به انسان‌هایی داریم که بیایند، راهنما شوند و بقیه اعضای دیگر را هدایت کنند. افرادی که از خودشان شعبه و پشتوانه مالی دارند، آن‌ها انسان‌هایی هستند که به بیداری رسیده‌اند و این بیداری با صحبت‌های حکیم الهی آقای مهندس شکل گرفته است. ایشان فقط تذکر دهنده‌ هستند. آیا اجباری کرده‌اند که ما این‌جا حمایت مالی داشته باشیم که حال خودمان خوب شود؟ ایشان فقط راه را به  نشان دادند که بتوانیم در آن مسیر قرار بگیریم.

ما این‌جا هستیم تا از مالی که خداوند در اختیار ما قرار داده، ببخشیم. مالی که در دست من هست، امانت است. صد سال پیش دست دیگری بوده، الان دست من است و صد سال بعد هم دست سخصی دیگر است. پس این‌جا من با بخشیدن دارم سنجیده می‌شوم که عیارم چقدر است؟ آیا توانسته‌ام نقره یا طلا را تبدیل به الماس کنم؟ اگر انسان‌ها در شرایط سخت ببخشند یا بر خلاف نفس اماره‌شان کاری انجام دهند، کار بسیار بزرگی انجام داده‌اند.

زمانی‌که من در شرایط گل و بلبل کاری را انجام بدهم، شق ‌القمر نکرده‌ام.‌ سخت است. استاد امین می‌گویند تا از خود نگذری به خود نرسی. منظور این نیست که من هر چه دارم را ببخشم. این کار درست نیست. اتفاقاََ اول باید خودم پشتوانه‌ام قوی باشد تا از مالم در جایی بگذرم. این امر نیازمند این است که من وادی چهاردهم (وادی محبت) را لمس کرده باشم. بخشیدن کار سختی است، چه بخشیدن از جان باشد و یا از مال. امیدوارم همه ما به آن بیداری برسیم تا بتوانیم دست عزیزی که گرفتار است را بگیریم.

تایپیست: همسفر لیلا و همسفر سمانه رهجویان راهنما همسفر فروغ (لژیون‌ سوم)
عکاس: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی صالحی

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .