من توانستم بعد از مدتها در برابر نظرات خانواده و دیگران نه بگویم آنزمان همیشه صورت خود را با سیلی سرخ نگه میداشتم و همیشه ترس داشتم که اگر نه بگویم مادر، پدر و یا دیگران ناراحت شوند؛ تفکرات من اینگونه بود، ملاحظه اطرافیان را میکردم بههمین دلیل خود همیشه دچار رنج و عذاب بودم؛ باید حرف همه را یدک میکشیدم.
درون من پراز تاریکی و باید بهدنبال راهحل مناسب میگشتم؛ ولی شجاعت مخالفت نداشتم. با درس گرفتن از سیدی ابراهیم بهنتیجه مطلوب رسیدم، آرامش به زندگی من برگشت و تسلیم حرف خداوند شدم؛ دیگر فرقی ندارد مسافر من مصرفکننده است یا نه! زیرا آموختم بیشتر از هر کسی اول باید بهخود فکر کنم، توانستم نیروهای تاریکی را از دل بیرون، نور و روشنایی را پدیدار کنم.
آموزشهای کنگره۶۰ در من اثر کرده است تا حدی که توانستم این آموزشها را به دیگران انتقال بدهم. من مانند؛ ابراهیم نیستم؛ ولی سعی میکنم راه او را ادامه دهم، ضدارزشیها و بتهای درون خود را نابود کنم. ما میتوانیم راه پیامبران را سرلوحه کار خود قرار بدهیم با سختیها مقابله، نور ایمان را درون خود قوی و صبر را پیشهکار قرار دهیم. درد و رنج کشیدهام؛ اما به نتیجه مطلوب و قابل قبول که سالها منتظر بودم رسیدهام.
خداوند را شاکرم راه کنگره۶۰ برای من باز شد و توانستم به آن آرامش و آسایش درونی برسم.
منع: سیدی ابراهیم
نویسنده: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر گلثومه (لژیون یکم)
رابط خبری: همسفر سیما رهجوی راهنما همسفر گلثومه (لژیون یکم)
ارسال: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر شهربانو (لژیون سوم) نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
79