ابتدای وادی با واژه تاکیدی (باید) آغاز میشود و این( باید) حجت را بر من منصوره تمام می کند،و جای هیچ گونه چون و چرایی برای من باقی نمیگذارد که این خودِ تو هستی که میتوانی به خودت کمک کنی و انتظار هیچ گونه کمک و مساعدت را نباید از دیگران داشته باشم،و این را در نظر داشته باشم اگر امروز درگیر مشکلات روحی و روانی و یا هر مشکل دیگری هستم همه این مشکلات به واسطه آن رفتار و کرداری است که در گذشته انجام دادم اما خداوند را هزاران بار شاکرم ،وادی سوم این امید را به من میدهد،تو میتوانی با تفکر و صبوری و استقامت ، از تمامی مسائل و مشکلات زندگی عبور کنی و در نهایت به آرامش و آسایش برسی
در قسمتی از وادی اینطور بیان شده:
القائات و الهامات منفی گاهی از ما میخواهند که همه چیز را رها کنیم و در گوشه عزلت ،منتظر مرگ یا نابودی باشیم.
این جمله را من با گوشت و پوست و استخوانم درک و لمسش کردم.
زمانی که مسافرم به رهایی رسید ،راهنمای من هم تئودی شده و از کنگره رفتند.
من هم با خودم گفتم مسافرم رها شده و نیازی نیست به کنگره بیایم.
غافل از اینکه حالم بد بود که هیچ، بلکه هر روز هم بدتر می شد و به جایی رسید که دیگر قادر به وظایف شخصی خودم نبودم.
ممنون و سپاسگذارم از مسافرم که از من خواست تا دوباره به کنگره بیایم و حال خوش را تجربه کنم.
با آمدن به کنگره و راهنما انتخاب کردن و در لژیون نشستن سعی کردم گوش به فرمان راهنمایم باشم، سی دی بنویسم و آموزشها را ذره ذره کاربردی کنم .
میخواهم این را بگویم درست است حال من
بد بود و مسافرم از من خواست به کنگره بیایم اما، خودم حرکت کردم و زمانی که آن حال خوش و آرامش را در چهره راهنمایم دیدم با خودم و خدای خودم عهد بستم تا روزی راهنما بشوم و این حال خوش و آموزشهایی که در بهترین دانشگاههای آمریکا: هاروارد و آکسفورد داده نمیشود، را به دیگران انتقال بدهم.
خداوند را شاکرم برای انجام این عمل عظیم
نويسنده:راهنمای تازه واردین همسفر منصوره
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما بهاره
همسفران نمایندگی امیرکبیر
- تعداد بازدید از این مطلب :
113