English Version
This Site Is Available In English

باید بپذیریم که هر اتفاقی برای من می افتاد مسئولش خودم هستم

باید بپذیریم که هر اتفاقی برای من می افتاد مسئولش خودم هستم

ششمین جلسه از دوره چهل‌ و پنجم جلسات آموزشی‌ خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی خمین، با استادی راهنمای محترم مسافر علی، نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه "وادی سوم" در روز یکشنبه ۳ خرداد۱۴۰۵ساعت۱۷ شروع به کار کرد.

سلام دوستان علی هستم‌ یک مسافر؛

خداوند بزرگ را شاکر وسپاسگذارم که اجازه دادیک بار دیگر در این جایگاه بنشینم، خدمت کنم و آموزش بگیرم. از راهنمای عزیزم آقا حمید سپاسگذارم که شرایط این خدمت را برای من فراهم نمودند و همینطور از نگهبان ودبیر عزیز.
خداراشکر می‌کنم به خاطر وجود آقای مهندس و کنگره، مدتی بود که در کنگره نبودم ودلتنگ شدم، در بعضی فواصل و زمانها کنگره بالا و پایین دارد، پیش آمده که مدتی افراد کم یا زیاد باشند، ولی نشده که کیفیت آموزش پایین بیاید، چون همه ما اینجا ریشه داریم، کنگره ریشه دارد وریشه آن آقای مهندس است که با آموزش‌های بروزشان باعث می‌شود  ما مسیر زندگی خودمان را پیدا کنیم.
دستور جلسه : وادی سوم، وادی مسئولیت پذیری است. هرکس اول باید بپذیرد، مسئله مسئولیت  پذیری مهم است، باید بپذیریم که در گذشته و حال هر اتفاقی برای من می افتاد مسئولش خودم هستم، یا بذری بوده که خود من کاشتم، من در گذشته مظلوم نمایی می‌کردم وانسان مظلومی بودم واگر مورد ظلم قرار گرفتم دست خود من نبوده وهیچ موقع قرار نبوده که بپذیرم مقصر خود من هم بودم و به جای اینک امیدوار باشم، نا امید می‌شدم ومنتظر اتفاق بدی بودم که باعث شده بود زندگی من هر روز بدتر بشود. زمانی که به وادی ها رسیدم، سی دی نوشتم ومشارکت کردم و فکر می‌کردم که وادی ها را فهمیده ام ولی هر چی جلوتر می روم می بینم چیزی نفهمیدم و برداشتم از وادی ها طور دیگری است. در وادی سوم هم هر چقدر من بتوانم مسئولیت پذیری را در زندگیم جاری کنم موفق تر هستم، مسئولیت پذیری کار سختی نیست همین که یکسری وظایف عمومی خودمان را انجام بدهیم مسئولیت پذیر هستیم، در کنگره هم همین است، همه ما میزبان هستیم و در همان جارو زدن یک اتفاق برایمان افتاد و چقدر خوب است که خدمت وحتی جارو زدن هم حس وحال خوب را به ما میدهد و بدترین حس همان نا امیدی است که جلوی رشد مارا میگرد، در همین وادی سوم هم اشاره می‌کند نیروهای منفی همیشه هستند وبا الهامات والقاعات ما را به سمت ناامیدی  سوق  می‌دهند پس در نتیجه انسان مسئولیت پذیر موفق است و در این باب شعری را همیشه با خودم زمزمه می‌کنم که با شما به اشتراک می‌گذارم و خالی از لطف نیست.

مهر خوبان دل و دین از همه بی پَـــروا برد
رُخ شَــطرنج نبُرد آنــچه رخ زیبـــا برد

تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت
از سَمَک تا به سَهایش کشش لیلی برد

من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه
ذرٌه ای بودم و مِهــــر تو مــرا بالا برد

من خَسی بی سر و پایم که به سیل افتادم
او که می رفت مرا هـــم به دل دریا برد

جام صَهبا ز کجا بود مگر دست که بود
که درین بزم بگردید و دل شیـــدا برد؟

خَمِ ابروی تو بود و کف مینوی تو بود
که به یک جلوه ز من نام و نشان یکجا برد

خودت آموختِیَم مِهر و خودتِ سوختِیَم
با برافروختــه رویی که قــرار از ما بــرد

همه یاران به سر راه تو بودیم ولی
خـــم ابروت مــرا دید و زمن یغمـا برد

همه دل باخته بودیم و هراسان که غمت
همه را پشت سـر انداخت، مرا تنـها برد.
از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید از همه شما سپاسگزارم.

تهیه وتنظیم: گروه خبری سایت نمایندگی خمین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .