جلسه چهارم از دوره دوازدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی باغستان کرج به استادی همسفر سحر، نگهبانی همسفر میترا و دبیری همسفر فریبا با دستور جلسه «وادی سوم (باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند) و تاثیر آن روی من» روز دوشنبه ۴ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
من هم خدا را شکر میکنم که توانستم این جایگاه را تجربه کنم، از راهنمایم همسفر سمیه تشکر میکنم برای اعتمادشان به من. دستور جلسه این هفته وادی سوم است. «باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.» در این جمله همانطور که همه ما میدانیم از کلمه باید استفاده شده است؛ یعنی شایسته است، یعنی بهتر است و میگوید باید دانست و این تاکید قطعی را برای ما نشان میدهد که انسان هیچ چیزی نیست جز سعی و تلاش خودش.
به من سحر میگوید: هیچ کس به اندازه خود تو نمیتواند دلسوز تو باشد، هیچ کس به اندازه خود تو نمیتواند به تو کمک کند و این تو هستی که میتوانی به خودت کمک کنی نه دیگران، از هیچ کس هیچ توقعی نداشته باش، هیچ کس بار مشکلات تو را به دوش نخواهد کشید. هیچ کس نمیتواند برای تو فکری کند؛ حتی نزدیکترین افراد زندگیات مثل پدر، مادر، فرزندان یا حتی صمیمیترین دوستان ما نمیتوانند برای ما کاری انجام بدهند.
بهنظر من آنها فقط یک گوش شنوا هستند و فقط میتوانند به حرفهای ما گوش بدهند. اینجا به من میگوید تنها کسی که میتواند فکر کند خود تو هستی! تو باید فکر کنی، تصمیم بگیری و حرکت کنی تا بتوانی در مسیرت به هدف و مقصد مشخص برسی؛ در غیر این صورت نه به هدف خود خواهی رسید نه به مقصد مد نظرت.
من برای مشکلات خودم همیشه منتظر دیگران میماندم تا برای من فکری کنند و برای من تصميم بگیرند؛ اگر مالی بود برای من کاری انجام بدهند یا هزینهای پرداخت کنند. خودم هیچ تلاشی برای خودم نمیکردم. میدانستم پشتیبان دارم، میدانستم دیگران هستند؛ ولی خدا را شکر با ورودم به کنگره۶۰ متوجه این موضوع شدم که چهقدر فکر من اشتباه بوده توقع و انتظار از دیگران داشتن اشتباه است.
جالب این هست که موضوع ترس که من همیشه با این معضل روبهرو هستم و همیشه از راهنمای خودم میپرسم که من چه کاری انجام بدهم؟ سیدیهای استاد امین و آقای مهندس را که گوش میدهم، چگونه با این ترسم مقابله کنم؟ این را آموزش گرفتم که تنها کسی که میتواند به من کمک کند فقط خود من هستم. من برای استادی میترسیدم؛ ولی این را یاد گرفتم تا در دل ترس نروم هیچ کس نمیتواند به من کمک کند. من یک بار باید در دل این ترس بروم آن را تجربه کنم تا نروم انجام ندهم آن ترس همیشه با من است.
خدا را شکر میکنم که آمدم کنگره۶۰ و یاد گرفتم که خودم بار مسئولیت کارهای خودم را بپذیرم و در مسیر درست و مستقیم حرکت کنم. تنها کسی که میتواند در این مسیر به من کمک بکند فقط «نیروی الهي» است که میتوانم موفق باشم؛ در غیر این صورت من در جهنم افکارم قرار میگیرم و این قانون زندگی است و همه ما با آن دست و پنجه نرم میکنیم؛ پس با آموزشها یاد میگیرم که مسئولیت کارهای خودم را بپذیرم و دیگران را مقصر ندانم و سعی کنم مسائل را با تفکر درست حل کنم و مسیر را بسازم.
تقدیر از عکاس و مسئول حضور غیاب



مرزبانان کشیک: همسفر آسیه و مسافر اکبر
تایپیست: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون هشتم)
عکاس، ویرایش و ارسال: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی باغستان کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
1395